پنجمین جلسه از دورهی پانزدهم سری کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی کریمان کرمان با دستور جلسه «وادی هشتم و تاثیر آن روی من »با استادی مسافر مصطفی،نگهبانی مسافر علی و دبیری مسافر حسین روز یک شنبه مورخ ۱۲مهرماه ۱۴۰۵ راس ساعت ۱۷:۰۰آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان مصطفی هستم یک مسافر
در ابتدا خداوند را شاکرم که یک بار دیگر در کنگره قرار گرفتم. از آقای مهندس و خانواده محترمشان تشکر میکنم که چنین بستری فراهم کردند که من مسافر بیایم از آموزشهای شما بهره بگیرم.
میگویند یک شمع میتواند هزار شمع را روشن کند بدون اینکه نوری از آن کم شود، تشکر میکنم از استاد خودم جناب آقای علیرضا دژاکام و ایجنت شعبه و تمامی اساتید محترم، مرزبانان و همه خدمتگزاران که در کنگره زحمات زیادی را متحمل میشوند که امروز من مسافر به حال خوب برسم ،از همه تقدیر و تشکر میکنم.
جلسه امروز در مورد وادی هشتم،با حرکت راه نمایان میشود ،امواج چون گردباد بر زمین فرود میآیند و آنچه برداشتی میباشد با خود به امانت میبرند و این جز فرمان حاصل نمیگردد.
تا زمانی که ما حرکت نکردیم افکارمان به عمل تبدیل نمیشود، ما یک سری افکار و اندیشه داریم و این افکار و اندیشه باید به عمل تبدیل شود، چون عمل تبدیل نشده هیچ ارزشی ندارد.
سه مرحله وجود دارد: مرحله اول که هیچی نیست، مرحله دوم تفکر، و مرحله سوم عمل کردن به آن و بایستی افکارمان را به عمل تبدیل کنیم. مسیر زندگی من مسیر است یعنی محل سِیر است، جای حرکت است، جای سکون و توقف نیست. اگر جای توقف و سکون بود دیگر مسیر نبود، بنابراین ما در طول زندگی دائماً در حال حرکت هستیم و هیچ نقطهای وجود ندارد که به انسان بگوید مسیر زندگی تمام میشود و به پایان میرسد، من باید در چنین جایی بایستم ،در سکون هیچ چیز وجود ندارد و زایشی نیست، همانطور که آقای مهندس میگویند: میخواهیم یک ساختمان چند طبقه بسازیم همه کارها انجام میشود و تا زمانی که شروع نکردهایم انگار هیچ حرکتی صورت نگرفته در سکون درختان خشکیده هستند با تغییر فصل شروع به جوانه زدن و رشد کردن میکنند. همه چیز در حرکت شکل میگیرد و سپس ساختار به وجود میآید. موجودات در اثر حرکت و گیاهان و جانوران و حیوانات نیز چنین حالتی دارند. زمانی که سلول سرطانی در بدن انسان وجود دارد اگر بدن مقاومت میکند به خاطر ایمنی بدن است در گیاهان اگر گیاهی به نحو احسن آبیاری نشود و کود به آن نرسد آن گیاه از بین میرود و کرم خراط به درخت ضعیف حمله میکند و شروع به از بین بردن آن میکند. در حیوانات هم همینطور است، حیوانی که مریض است سایر حیوانات به آن حمله میکنند اگر در راز بقا دقت کنید حیوانی که مریض است از همه ضعیفتر است مورد هجوم شیر و سایر شکارچیان قرار میگیرد. در سیارات هم همینطور است سیارهای که انرژی تمام میکند از بین میرود و جذب سیاه چاله میشود پس همیشه خطر در کمین است، پس باید بدانیم پس از انتقال از این دنیا به دنیایی دیگر ،انسان یعنی زندگی و زندگی یعنی حرکت، چه در این دنیا چه در حلقههای دیگر این داستان تا ابد ادامه خواهد داشت و هیچکس نمیتواند آن را متوقف کند و یا به زندگی خود پایان دهد .
خداوند چنین برنامه و نرمافزاری در خلقت انسان طراحی نکرده است. جالب است من روزی در کلاس استاد دژاکام بودم فکر میکردم کسی که اعتیاد دارد خودکشی میکند، با خودکشی زندگی شخصی او تمام میشود. استاد فرمودند چنین نیست، کسی که خودکشی میکند به زندگی خود پایان نداده و فقط جای زندگی خود را تغییر داده است. البته با همان مشکلات قبلی و آن هم کمی بیشتر میشود، پس در حلقهای که چشم ما بسته میشود در جای دیگر و حلقه دیگر چشم ما باز میشود . بسیاری از اوقات ما در مسیر خود نیستیم به بهانه اینکه راه مشخص نیست میخواهیم راه را از ابتدا تا انتها ببینیم و خوب برانداز کنیم و این اتفاق برای هیچکس رخ نمیدهد. خیلی وقتها ساعتها، هفتهها و ماهها فکر میکنیم اما حرکت نمیکنیم، تفکر بسیار خوب است و اهمیت آن را همگی میدانیم اما در جایی باید حرکت کنیم. تفکر به تنهایی راه به جایی نمیبرد. میگویند کشتی در ساحل امن است اما برای این ساخته نشده است ،ما هم در بعضی مواقع در ساحل امن فکر میکنیم غافل از اینکه با حرکت راه نمایان میشود .
مثلاً میخواهیم برویم مشهد، قبل از حرکت ،تفکر میکنیم که چه چیزهایی باید به همراه داشته باشیم .مثلاً لباس گرم همراهمان باشد ،ولی تا وقتی که حرکت نکردهایم جاده مشخص نمیشود. ،باید حرکت کنیم در حرکت لغزندگی ریزش کوه تونل پیچ خطرناک و سایر موارد مشخص میشود تا لحظهای که حرکت نکردهایم هیچ چیز درست نمیشود. ضرب المثل میگوید: حساب خانه تا بازار دوتاست، کنایه از این است هر چقدر برنامهریزی کنیم در عمل چیز دیگری میشود. پس بخشی از برنامهریزی من مسافر با حرکت کردن امکانپذیر است.

من زمانی که در سفر اول بودم خیلی سوال ها و چراها داشتم؟
اگر از سه وعده به دو وعده برسد چه میشود؟
و اگر دو وعده به یک وعده برسد چه میشود؟
و هزاران سوال دیگر که دوست داشتم بدانم که چه میشود؟
و این تفکرات انرژی من مسافر را میگرفت، و انرژی که باید صرف استفاده زمان حال میشد صرف چراهای بی اهمیت میشد.
هنوز زمان رسیدگی به آنها نرسیده بود، وادی هشتم همه اینها را به ما یاد میدهد.
گر مرد رهی میان خون باید رفت
از پای فتاده سرنگون باید رفت
تو پای به راه درنه و هیچ مگو
خود راه بگویدت که چون باید رفت
از اینکه با سکوت زیبایتان منو همراهی کردید سپاسگزارم.

راهنما تازه واردین:مسافر هدایت

تایپ:مسافر محمد لژیون سوم
عکس:مرزبان خبری مسافر احمد
ویرایش و ارسال:مسافر طاهر لژیون دوم
- تعداد بازدید از این مطلب :
89