English Version
This Site Is Available In English

نا امید شدن در مسیر زندگی یعنی در سکون زندگی کردن

نا امید شدن در مسیر زندگی یعنی در سکون زندگی کردن

«وادی هشتم (با حرکت راه نمایان می‌شود.) و تأثیر آن روی من» با پشت سر گذاشتن وادی‌های گذشته، به ویژه وادی اول که تفکر می‌باشد و مقدمه تمام وادی‌ها است راه و مسیر برای ما روشن شده است. در این وادی بایستی حرکت نماییم و آموزش‌هایی که دریافت نموده‌ایم را عملیاتی کنیم؛ چرا که انسان فقط آموزش بگیرد و صدها سی‌دی هم بنویسد، تا زمانی که وارد مرحله عمل نشود هیچ ارزشی ندارد. انسان با اختیار کامل خلق شده و حق انتخاب مسیر و راه خود را دارد. می‌تواند با تفکر مسیر ارزش‌ها که شامل عشق، محبت و دوستی است را طی کند و به آرامش و آسایش برسد و یا بدون تفکر مسیر ضدارزش‌ها که چیزی جز بدبختی، بیچارگی و حس‌های منفی در بر ندارد را انتخاب کند و گویی در جهنم زندگی کند. با آموزش‌های کنگره آموختم که هر کاری می‌خواهم انجام دهم راه‌های متعددی وجود دارد که می‌توانم با تفکر بهترین راه را انتخاب کنم و مسئله را از تمام زوایای مختلف بررسی نمایم. در هنگام حرکت بایستی هدف کاملاً مشخص باشد و با تمام وجود سعی و تلاش نماییم تا به خواسته خود برسیم. گاهی اوقات هدف ما کاملا مشخص است و تمام تلاش خود را انجام می‌دهیم؛ ولی به خواسته خود نمی‌رسیم؛ شاید ظرفیت آن خواسته هنوز در ما به وجود نیامده و رسیدن به آن خواسته باعث تخریب ما می‌شود پس به صلاح ما نیست. زمانی که تلاش می‌کنیم و به خواست خود نمی‌رسیم بایستی تسلیم خداوند باشیم.

در ادامه بایستی تسویه حساب و جبران خسارت از خود، خانواده و جامعه به عمل آید، به عنوان مثال جبران خسارت در مورد خود، به دلیل اینکه در گذشته با افکار و اندیشه منفی به جسم و روان آسیب رسانده‌ایم اولین عملی که بایستی انجام دهیم خود را ببخشیم و در ادامه با جهان‌بینی، روان را، با ورزش کردن جسم را درمان نماییم، ورزش کردن در پارک کنگره یکی از آبمیوه‌های کنگره۶۰ می‌باشد. در خاطرم هست روزی که برای اولین بار قدم به پارک گذاشتم، عزیزانی که مسئول آموزش دادن بودند مانند فرشتگان زمینی خوش‌خلق، خوش‌رفتار و با محبت من را به پارک وابسته نمودند. با آمدن روزهای جمعه به پارک، انرژی یک هفته خود را تامین می‌کنم. در مورد جامعه، در گذشته به سادگی شیشه ماشین را پایین می‌آوردم و زباله‌ها را بیرون می‌ریختم و به جامعه و طبیعت آسیب می‌زدم؛ اما امروزه سعی می‌کنم مواظب طبیعت باشم و حتی زمانی که اطرافیانم زباله در طبیعت می‌ریزند نمی‌توانم به سادگی از آن عبور کنم و نادیده بگیرم. در این وادی قسمتی که بسیار زیبا است پیمان بستن با خداوند متعال است که با نوشتن و سوزاندن خطاهای گذشته از آن‌ها فاصله می‌گیریم و با تلاش ادامه می‌دهیم تا به خواسته‌های دیگر خود دست یابیم.

خواندن وادی هشتم من را به یاد قبل کنگره می‌اندازد که چه شب‌ها و روزهایی که با حس‌های منفی خود که خشم، کینه و نفرت بود همیشه در حال غصه خوردن، حرص خوردن و ناامیدی به سر می‌بردم و حال من همسفر دائما خراب بود. دست روی دست گذاشته بودم و تنها کاری که انجام می‌دادم گریه کردن و دعا کردن بود و هیچ حرکتی نمی‌کردم. زمانی که وارد کنگره شدم با آموزش‌ها و جهان‌بینی دید من نسبت به خودم، مسافرم، زندگی و اطرافیانم تغییر کرد. دیگر مسافر خود را به چشم یک مصرف کننده نمی‌دیدم و به چشم یک بیمار نگاه می‌کردم و یک بیمار پرستار می‌خواهد نه اینکه مدام او را سرزنش کنم که تو انسان بی‌اراده‌ای هستی و غیره، زمانی که بیمار بودن او را پذیرفتم، آنجا بود که محبت خودش را نشان داد و از حس ناامیدی و زودرنجی کمی فاصله گرفتم. چند سالی است که در کنگره آموزش می‌گیرم خداوند را شاکرم که بعد از مدت‌ها انتظار، رهایی برایم اتفاق افتاد حس و حال بسیار خوبی دارم و سعی می‌کنم در آرامش زندگی کنم. از ناامیدی فاصله می‌گیرم؛ چرا که ناامید شدن در مسیر زندگی یعنی در سکون زندگی کردن و منتظر مرگ بودن. شاید باور این جمله کمی سخت باشد؛ ولی پذیرفتم که در زندگی در هر جایگاهی که هستم عین عدالت است و وجود مشکلات را به جهت آموزش و رشد خود می‌بینم که با پیدا کردن راه حل می‌توان قوی‌تر از قبل شد.
خداوند را بسیار شاکرم که در زمانی زندگی می‌کنم که از استادان بزرگی همچون آقای مهندس، استاد امین و راهنمای عزیزم خانم فاطمه می‌توانم آموزش بگیرم امیدوارم قدردان این نعمت‌های بزرگ باشم.

نویسنده: همسفر مرضیه رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون شانزدهم) نمایندگی از شیخ‌بهایی اصفهان
رابط خبری: همسفر لیلا مرزبان خبری پارک شهدای شهرداری اصفهان
ویرایش و ارسال: همسفر الناز رهجوی راهنما همسفر محبوبه نمایندگی کوروش آذرپور (رشته ورزشی شنا) دبیر سایت
گروه ورزش همسفران کنگره۶۰

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...