English Version
This Site Is Available In English

اجرای وادی هشتم یعنی رسیدن به حال خوش

اجرای وادی هشتم یعنی رسیدن به حال خوش

جلسه یازدهم از دوره سوم کارگاه‌های آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی علی عصارزاده به استادی اسیستانت پهلوان همسفر اعظم، نگهبانی همسفر زهرا و دبیری همسفر معصومه با دستور جلسه «وادی هشتم؛ با حرکت راه نمایان می‌شود و تأثیر آن روی من» روز یک‌شنبه ۱۲ مهر‌ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

یک تشکر ویژه می‌کنم از آقای مهندس و خانم کماندار عزیز که اجازه دادند خدمتگزار کنگره باشم.

وقتی من وارد بازی زندگی می‌شوم باید قوانین زندگی را بلد باشم، در نتیجه خوب بتوانم بازی کنم و دیگران نیز از بازی من لذت ببرند. هر نقشی که در زندگی برعهده من است مادری، همسری، فرزندی باید اطرافیان که نقش مقابل من را دارند از من راضی باشند و از این‌که در کنار من هستند، لذت ببرند. من باید بلد باشم چه‌طور زندگی کنم! یکی از کارهای مهمی که کنگره به انسان‌ها آموزش می‌دهد این است که چه‌طور زندگی کرده و لذت ببرند!

همه ما می‌دانیم با شرکت در لژیون تغذیه اضافه وزن‌ها را از دست می‌دهیم، اگر مصرف نیکوتین داریم با شرکت در لژیون ویلیام به سلامت می‌رسیم، مسافرها مواد خود را کنار می‌گذارند، زندگی ما هر روز به واسطه وجود کنگره و آقای مهندس زیباتر می‌شود، به عقیده من ایشان فرستاده خدا برای انسان‌های دردمند هستند؛ زیرا آقای مهندس درب‌های زیادی را برای مشکلات ما باز می‌کنند. ابتدا درمان اعتیاد، بعد درمان سیگار، کاهش وزن، درمان سرطان، درمان ام‌اس، درمان کولیت و هزاران بیماری دیگر که ما انسان‌ها داریم و به واسطه آن بیماری‌ها زندگی ما به آرامش نمی‌رسد؛ ولی آقای مهندس به واسطه علمی که وارد کره زمین کردند، درد بشر را کاهش می‌دهند، غیر از این نیست که ایشان از طرف خدا فرمان داشته باشند برای این‌ کار، ایشان هم انسان هستند، از ماورا نیستند؛ ولی فرمان دارند و این فرمان را خیلی خوب اجرا می‌کنند.

آقای مهندس قوانینی را برای ما مشخص کرده‌اند تحت عنوان وادی‌ها، مسافر و همسفر که وارد کنگره می‌شود بتواند از این قوانین استفاده کند و به آرامش برسند. ما انسان‌ها دنبال حال‌خوش هستیم، خانه، مغازه، طلا و ماشین می‌خریم که خوشحال باشیم و این خوشحالی بابت این موارد به مقدار کم به دست می‌آید؛ ولی وقتی من خوشحال هستم که آرامش داشته باشم، حال درون من خوب باشد، وادی هشتم از آن قوانینی است که اگر اجرا کنیم به آرامش و حال خوب خواهیم رسید. ما قبل از این وادی هفتم را داشتیم که به ما گفت: باید راه را پیدا کنید و از آن راه برداشت داشته باشید، برای این‌که راهی که پیدا کردم، بتوانم از آن برداشت داشته باشم، باید یک مسیری را طی کنم. می‌گویند: مسیر زندگی، مسیر یعنی طی کردن، یعنی باید یک راهی را طی کنم. شما هیچ‌وقت نمی‌توانید اول یک جاده بایستید و تا آخر جاده را ببینید، در مسیر زندگی هم دقیقا همین‌طور است، من اول راه ایستاده‌ام و می‌خواهم وزن خود را کم کنم، از اول نمی‌دانم بین راه چه اتفاقی می‌افتد. من چقدر تمایل دارم به شیرینی‌جات، چقدر می‌توانم روی برنامه باشم یا نباشم ولی به هر حال باید شروع به حرکت کنم، در مسیر زندگی هم همین‌طور است یک خواسته یا هدف دارم میخواهم به آن برسم به عنوان مثال میخواهم امسال نشانی در بی نشانی بگیرم از اول تا آخر سال نمیدانم که آیا می‌توانم سه میلیارد را پرداخت کنم یا نه، ولی می‌دانم که الان می‌توانم ششصد میلیون تومان را پرداخت کنم این قانون به من می‌گوید برو این ششصد میلیون را پرداخت کن و شروع کن به حرکت کردن، مسیر هم ذره‌ذره برایت آشکار می‌شود و کمک می‌شود که در مسیر درست حرکت کنی.

در کنگره چیزی داریم به نام نیروهای بازدارنده این نیروها، می‌توانند جلوی حرکت من را بگیرند، نیروهای بازدارنده من را از آینده می‌ترسانند؛ مثلاً اگر امسال بخواهم دنور شوم در زندگی کم می‌آورم و جلوی راه من را سد می‌کنند؛ ولی از این موضوع غافل هستم که سیستم هستی و کائنات چیز دیگری است. صراط مستقیم کوتاه‌ترین راه است؛ ولی به ظاهر فکر می‌کنیم بلندترین راه است. من از کودکی و نوجوانی دلم می‌خواست که ثروتمند باشم؛ اگر پولی دریافت می‌کردم طلا می‌خریدم چون فکر می‌کردم با پس‌انداز کردن پول دار می‌شوم که این فکر اشتباه بود. با جمع کردن مال وضع ما خوب نمی‌شود با بخشیدن این اتفاق می‌افتد.

۱۴ سال از حضور من در کنگره می‌گذرد و امروز به این نتیجه رسیدم که انسان‌ها اگر می‌خواهند ثروتمند باشند باید بخشندگی را بلد باشند و بتوانند قسمتی از مال خود را ببخشند. ما به این دنیا آمده‌ایم که تکامل پیدا کنیم و سیستم فکری ما پیشرفت کند. مسیری که در پیش داریم نباید بترسیم و باید شروع کنیم به حرکت کردن و در این مسیر باید بخشنده باشم. همه چیز را نباید برای خود بخواهیم و برای دیگران هم بخشش داشته باشیم، یک مادر شب ممکن است بارها بیدار شود و بچه را شیر دهد، همیشه مادر می‌گوید: وظیفه من است. آیا او فکر می‌کند که به فرزند خود می‌بخشد؟ این بخشش هم برای ما همانند وظیفه است. تصور نکنم که من کار خیلی مهمی انجام داده‌ام؛ بلکه وظیفه خود را انجام داده و در مسیر تکامل خود پیش رفته‌ام، تا زمانی‌که در همین مسیر پیش می‌روم، به جایی که از آن انشعاب گرفته‌ام می‌رسم. جایی که از آن انشعاب گرفته‌ام، جایگاه خداوند بوده که از او جدا افتاده‌ام. چرا من ناآرام هستم، افسردگی دارم و حالم خراب می‌شود؟ هرچه انسان از اصل و مبدأ خود دورتر شود، بی‌قرارتر می‌شود و هرچه به سمت مبدأ خود برود آرامش و حال خوب را دریافت می‌کند. یکی از آن طناب‌هایی که من را به خداوند نزدیک می‌کند، بخشیدن است. در سی‌دی باتلاق استاد امین می‌فرمایند: اگر من از غذایی که دارم بخورم و سیر شوم و سپس اضافه آن را به دیگران ببخشم، انفاق نام دارد؛ گاهی از غذایی که دارم کم‌تر می‌خورم تا به دیگران ببخشم، این‌جا گذشت انجام داده‌ام که این گذشت کاملا با انفاق تفاوت دارد. زمانی که ما در کنگره حضور داریم و آموزش می‌گیریم باید حتما این کار را انجام دهیم. گاهی اوقات من به فرزند خود می‌گویم: بهترین مدرسه و امکانات را در اختیار تو قرار داده‌ام و تو باید از آن نهایت استفاده را ببری و درس بخوانی با توجه به این مطلب روزی خداوند به من می‌گوید: تو را در بهترین مکان که کنگره‌۶۰ است قرار دادم، بهترین معلم که آقای دژاکام است را برای آموزش تو در نظر گرفتم، نباید راه را اشتباه بروی و باید به من برسی، آقای مهندس یکی از آن سیم‌هایی هستند که ما را به اصل خود نزدیک می‌کنند. آیا تصور می‌کنید که فقط به‌خاطر نبود اعتیاد است که به این حال خوش رسیدیم؟ اعتیاد سه ضلع دارد که برای درمان آن اول جسم ما درمان می‌شود، روان ما به تعادل می‌رسد و سپس جهان‌بینی ما تصحیح می‌شود. تنها با نوشتن سی‌دی و کتاب خواندن به نتیجه نمی‌رسیم، باید آن آموزش‌ها را عملی کنیم تا به نتیجه برسیم.

زمان با چشم برهم زدنی می‌گذرد و ما باید پاسخ دهیم؛ تو را در بهترین مدرسه و جایگاه قرار دادیم، چه چیزی کسب کردی؟ چقدر کمک کردی که دیگران از این امکانات بهره ببرند؟ خداوند به افرادی کمک می‌کند که آن‌ها نیز به دیگران کمک کرده باشند. اگر من به خانواده‌های درگیر اعتیاد و مشکلات کمک کنم، خداوند هم در سختی‌ها به من کمک خواهد کرد و تنها خدا برای من کافی است. در آموزه‌های دینی تمام این نکات را فرا گرفتیم ولی متأسفانه عملی کردن آن را نیاموختیم. قبل از ورود به کنگره می‌دانستم که بخشش خوب است و باید ببخشم ولی تمام چیزهای خوب را برای خود می‌خواستم؛ زیرا فردی که به من توصیه می‌کرد، خود بخشش را انجام نمی‌داد. ولی در کنگره فردی که این آموزش‌ها را به ما انتقال می‌دهد، در ابتدا خود آن را انجام داده است. آقای مهندس تقریبا ماهی یک میلیارد تومان به کنگره کمک می‌کنند. اول خود انجام می‌دهند و سپس از من می‌خواهند انجام دهم.

در جلساتی که با آقای مهندس داشتم متوجه شدم که چنان‌که آقای مهندس به تک‌تک انسان‌ها اهمیت می‌دهند به خود کنگره اهمیت نمی‌دهند؛ همیشه بیان می‌کنند: اصل آموزشِ انسان‌ها است. اگر بخشش را توصیه می‌کنند و به کاهش‌وزن اهمیت می‌دهند، تنها به‌خاطر خود انسا‌ن‌ها است، تنها برای ادامه‌دار بودن کنگره نیست. کنگره بسیار مهم است ولی اول به خود ما فکر می‌کند. اگر من امروز اضافه وزن داشته باشم نمی‌توانم خدمت کنم و این برای سلامتی من است. دوستان وادی‌ها را بخوانید و درمورد آن‌ها تفکر کنید، مشارکت کنید و مشارکت‌ها را گوش کنید. باید از این آموزش‌ها استفاده کنیم و در کوله‌بار خود توشه‌ای قرار دهیم و در روز سختی از آن‌ها استفاده کنیم. روز سختی لحظه‌ای است که راه‌حلی به ذهن من نمی‌رسد، باید این آموزش‌ها در ذهن من چنان تکرار و تمرین شده باشد تا بتوانم به موقع از آن‌ها استفاده کنم. خیلی خوشحال هستم که خداوند به من توفیق داده و بندگان خداوند از من دعوت کردند و اجازه داد که در یکی از شعبات مشهد حضور داشته باشم. دوست دارم در جشن گلریزان امسال از شعبه عصارزاده مشهد هم پهلوان داشته باشیم.

 

ورود به سفر دوم جهان‌بینی: 

رهایی ۳۰ سی‌دی: 

کسب مقام اول رشته دارت:  

کسب مقام اول رشته ایروبیک:  

مرزبانان کشیک: همسفر منصوره و مسافر مرتضی
تایپیست: همسفر وجیهه و همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر رویا (لژیون دوم)
ویرایش: همسفر میترا رهجوی راهنما همسفر رویا (لژیون دوم) دبیر سایت
عکاس: همسفر اعظم رهجوی راهنما همسفر یگانه (لژیون سوم)
ارسال: مرزبان خبری همسفر نگین
همسفران نمایندگی علی عصارزاده مشهد

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...