جلسه دهم از دوره اول جلسات لژیون سردار همسفران نمایندگی علی عصارزاده با استادی اسیستانت پهلوان همسفر اعظم، نگهبانی دنور همسفر رویا و دبیری همسفر ملیحه با دستور جلسه «وادی هشتم؛ با حرکت راه نمایان میشود»روز یکشنبه ۱۲ مهرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۶ آغاز به کار کرد.
.jpg)
خلاصه سخنان استاد:
خداوند را شاکر و سپاسگزارم که به من اجازه داد در خدمت شما عزیزان باشم. به قول استاد امین بودن در مکانهای مختلف خیلی ارزشمند است و انسان متوجه میشود چقدر انسانهایی هستند که با آنها پیوند محبت دارد. امروز من اینجا نشستم خدمت شما تا از شما یاد بگیرم برای گلریزان ۱۴۰۵ چهطور آماده شوم؟ تفکر کنم در مورد اینکه امسال میخواهم چه عملی انجام دهم؟ من قبلا چه کردهام؟ اینکه من چهقدر پرداخت کردهام مربوط به قبل بوده، اینکه امسال در سال ۱۴۰۵ اعظم چه قدمی برمیدارد این مهم است. دستور جلسات لژیون سردار قبلا یک موضوعاتی مخصوص به خود را داشت؛ ولی مدتی است که دستور جلسه همان دستور جلسات هفته میباشد. امروز وادی هشتم با حرکت راه نمایان میشود. ما باید در مورد این موضوع در لژیون سردار بحث و گفتوگو کنیم. قرار است من از وادی هشتم یاد بگیرم چهطور میتوانم قویتر، این صفت بخشندگی و این ویژگی خوب را در خود قویتر کنم؟ چهطور اگر نیست آن را ایجاد و اگر وجود دارد آن را پر رنگتر کنم.
زمانی که من وارد کنگره شدم حال بدی داشتم. به من گفتند اگر میخواهی حالت خوب شود باید سفر کنی؛ سفر کردن یعنی طی مسیر کردن، مسیر را از یک جایی باید شروع کنی و یک جایی باید آن را تمام کنی. گفتم آن مسیر چیست؟ گفتند: باید از تفکر شروع کنی؛ وادی اول و باید به وادی چهاردهم برسی که وادی محبت میباشد. یعنی نتیجه تمام ۱۴وادی، وقتی من مسیر را طی کنم و آموزش بگیرم این است که محبت باید در دل من ایجاد شده باشد. شاید همه ما فکر کنیم ما انسانهای مهربانی هستیم. قطعا هم هستیم؛ برای بچهها و برای خانواده خود مهربان هستیم؛ ولی اینکه محبت من چهقدر گسترش پیدا کرده باشد و چه جمعی از انسانها را در بر میگیرد این اندازه محبت من را نشان میدهد.
یک موقعی من فقط به فکر خود هستم. زمانی که کسی خود را دوست داشته باشد این هم محبت است. زمانی من خود و خانوادهام را دوست دارم یک ذره گستردهتر میشود، بعد به خانواده خواهرم، برادرم، پدرشوهرم و همینطور هرچه که انسانهای بیشتری در این دایره برای من قرار بگیرند من بیشتر وادی چهاردهم یا محبت را لمس میکنم. نتیجه و نشانه آن چیست و من از کجا متوجه شوم چقدر درک کردهام؟ نشانه آن بخشش است، که من به چه اندازه میتوانم از انرژی، مال یا به قول استاد امین در سیدی باتلاق گفتند: از جانی که خداوند به من داده میتوانم برای دیگران بگذرم؟
این وسط بین وادی اول تا چهاردهم یه وادی به نام وادی هشتم میگوید با حرکت راه نمایان میشود. یعنی یک مسیر را در ابتدا در مورد آن فکر میکنی، یک سری چیزها را پیشبینی میکنی، فکر میکنی که در آینده چه میشود؛ ولی در نهایت باید شروع کنی به حرکت تا بعد ببینی چه اتفاقی میافتد. مسیری که من در لژیون سردار طی کردم در ابتدای حرکتم هیچ وقت فکر نمیکردم بتوانم به اینجای مسیر برسم که یک بخششی از خود نشان دهم. در نهایت برای دیگران و بیشتر از دیگران برای خود من اثرگذار باشد. روزی که میخواستم اعلام پهلوانی کنم من سال ۱۴۰۰ پهلوان شدم هیچ وقت فکر نمیکردم اصلا من در زندگیم ۵۰۰ میلیون پول دارم چون همیشه فکر میکردم پول داشتن یعنی اینکه من ۵۰۰ میلیون یا ۶۰۰ میلیون آماده در حسابم یک گوشهای باشد که با آن هیچ کاری نداشته باشم؛ ولی یک شرایطی پیش آمد اعلام پهلوانی کردم و با تمام وجود دیدم که چهطور در این مسیر به من کمک شد. آقای مهندس همیشه میگویند: وقتی در صراط مستقیم قدم بر میداری نیروهای الهی به کمک تو میآیند. قطعا وقتی میخواهی کار خوبی انجام دهی به تو کمک میکنند؛ ولی این شرط دارد که در وادی هشتم میگوید: زمانی که میخواهی کاری انجام دهی سه ویژگی دارد: باید خواسته قوی داشته باشی، بعد باید در آن خواسته به تشنگی برسی، هدف را مشخص کنی و بعد به تشنگی برسی؛ آب کم جو تشنگی آور به دست، تا بجوشد آب از بالا و پست، اینقدر این خواسته باید برای تو قوی باشد تا در این مسیر قدم بزاری و حرکت کنی.
همه ما در همین جامعه زندگی میکنیم. شرایط زندگی همه تقریبا یک ذره بالا یا پایین است و همه در جریان هستیم که پول درآوردن در این شرایط چقدر سخت است؛ ولی یک چیز دیگهای را هم میدانیم که اگر کنگره۶۰ نبود اصلا امروز من در چه وضعیتی بودم. آیا اعظم زندگی مشترک خود را داشت؟ آیا یک انسان سالم در مقابل شما اکنون حضور داشتم ؟ افسردگی شدید داشتم و قرص مصرف میکردم. مطمئنم اگر کنگره، آقای مهندس و انسانهای قبل که زندگی خود را صرف کنگره کردند، نبودند اکنون من اینجا حضور نداشتم، ممکن بود بارها به من شوک وارد شود و در بیمارستان روانی بستری شوم و اصلا مسیر زندگی من عوض شود. وقتی به این فکر میکنم مسئله قبل که در مورد آن صحبت کردم؛ چقدر خرج در آوردن سخت است برای من کم رنگ و خواستهام قویتر میشود به اینکه بتوانم باز در این مسیر حرکت کنم. بخشش واقعا به توان مالی نیست. اینکه من توان مالی بالایی داشته باشم تا ببخشم، اینکه ما فکر کنیم یک روزی اگر سه خانه داشته باشیم یکی را میبخشیم این اتفاق نمیافتد، مگر اینکه ما از همین امروز در هر وضعیت با هر درآمدی هستیم شروع کنیم به پرداخت کردن، از هر جایی که هستیم شروع کنیم. از الان باید شروع کنم تمرین کردن. بخشش تمرین کردنی است. ما همسفران احتیاج به بخشش داریم؛ چرا به خاطر اینکه ما معتقدیم من که مصرف مواد نداشتم، مسافرم زندگی من را خراب کرد مسافرم باعث شد زندگی من به اینجا بکشد و... ولی باید ببخشیم. باید تمام مسائلی را که پیش آمده را ببخشیم تا بتوانیم به آرامش برسیم. ما از لحاظ درونی احتیاج به آرامش داریم و این بخشش را اول باید در صور آشکار یعنی با بخشیدن پول خود تمرین کنیم. باور کنید بخشیدن پول خیلی راحتتر است. اینکه انسانها را بخواهم ببخشم را از اینجا باید شروع کنم.
لژیون سردار فقط این نیست که ما کنگره۶۰ را حمایت کنیم لژیون سردار برای این است که ما تواناییهای درون خود رو پیدا کنیم. انسان قطرهای از وجود خداوند است و همه صفات خداوند به صورت ذره در وجود انسان نهفته است. مهمترین این صفات همان صفاتی است که هر روز بارها ما به زبان میآوریم؛ رحمان و رحیم، بخشنده و مهربان کسی که بخشنده است مهربان است و کسی که مهربان است میتواند ببخشد. پس برای اینکه این صفات را در وجود خود متجلی کنیم و در مسیر تکامل حرکت کنیم باید تمرین کنیم.
یکی از اهداف خیلی مهم لژیون سردار این است که انسانها رشد کنند. از آقای زرکش پرسیده بودند بخشش مالی چه تاثیری روی ما دارد؟ گفتند: اصلا نمیشود بگویی چه تاثیری روی ما دارد. بخشش مالی جزء روند تکامل ما میباشد. یعنی ما یک مسیری را قرار است طی کنیم و در آن مسیر باید برسیم به این بخشیدن و این مسیر را باید حرکت کرد همان که میگوید باید حرکت کنی تا راه نمایان شود و هیچوقت به آخر نمیرسی. مسیر زندگی انسان انتها ندارد. از یک نقطهای شروع شده ولی هیچ پایانی ندارد حتی با مرگ، میگوید چشم را اینجا ببندم یک جای دیگر باز کردم و ادامه مسیر، هیچوقت نمیگوید چشم را میبندی و در بعد دیگری با شرایط دیگری باز میکنی بلکه مسیر را ادامه میدهی با همان ویژگیهایی که کسب کردی، با همان چیزهایی که در کولهپشتی خود اندوختهای. آقای مهندس در سیدی کولهپشتی میگویند: ما در کوله خود مال دنیا خونه، ماشین، طلا نمیتوانیم ببریم و اصلا نمیدانیم این بعد چه زمانی به پایان میرسد. چون زمین مهد است پیشرفت کردن روی آن خیلی راحتتراست. مهد نسبت به دبستان خیلی راحتتر میباشد چیزهای بنیادیتری را از بچهها نشان میدهد. روی زمین شرایط ما در جسم فیزیکی ما حرکت میکند و آهستهتر میشود و یادگیری ما سریعتر میشود. وقتی یک نفر میخواهد پرواز را آموزش ببیند از اول پشت جت نمیگذارند، اول پشت یک ماکت هواپیما قرار میدهند که حرکت نکند؛ ولی یاد بگیرد. این جسم برای ما مانند آن ماکت است روی زمین، پس در بعد دیگر میتوانیم پیشرفت کنیم؛ ولی به اندازه اینجا امکاپذیر نیست. اصلا ما نمیدانیم چهقدر زمان داریم. برای اینکه این مسیر را طی کنم چهقدر زمان دارم؟ یک ثانیه، یک سال یا ده سال دیگر؟ نمیدانیم.
ما انسانها همیشه میگوییم باید پیشبینی کنیم، ببینیم باید چگونه زندگی کنیم؟ برادر من سرطان دارد و ماهی یک آمپول به ارزش ۵۰ میلیون باید تزریق کند. غیر از اینکه نمیتواند سر کار برود، غیر از اینکه دو تا بچه دارد و باید هزینه خانواده خود را تامین کند و غیر از درد و رنجی که میکشد باید ۵۰ میلیون را هم فراهم کند؛ ولی چه میکند؟ با هر تلاشی از زیر سنگ هم شده جور میکند. حال ما اینجا سالم نشستیم و خدا را شکر خداوند به ما بیماری نداده و یک فرصتی داده که به داد بقیه انسانها برسیم. درد اعتیاد را من و شما کشیدیم، خانوادههایی که در اعتیاد هستند مسئولیت آنها با ما میباشد. آقای مهندس علم را تولید کردند؛ ولی به تنهایی نمیتوانند، البته که مقاله مینویسند و در جهان علمی پیشرفت کردند، همه را آقای مهندس انجام میدهند؛ ولی ایجاد شعب و مکانی باشد برای انسانها که به حال خوب برسند این وظیفه ما میباشد با پول و سرمایهای که میبخشیم. قطعا در شعبه عصارزاده پهلوان وجود دارد ولی باید به بیداری برسید. پیام اول لژیون سردار خیلی مهم است؛ دختران و پسران زیادی هستند در حال پرپر شدن نیاز دارند این روش را بشناسند، همانطور که ما قبلا نیاز داشتیم و این وظیفه من و شما میباشد. پهلوان وجود دارد فقط کافی است ترسی نداشته باشید شروع کنید انشاالله در مسیر یاری میشوید. امیدوارم گلریزان خوبی پیش رو داشته باشید.

مرزبانان کشیک: همسفر منصوره و مسافر مرتضی
تایپیست: همسفر مهین رهجوی راهنما همسفر یگانه (لژیون سوم)
عکاس: همسفر اعظم رهجوی راهنماهمسفریگانه (لژیون سوم)
ارسال: همسفر ملیحه رهجوی راهنما همسفر نرگس (لژیون اول) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی علی عصارزاده مشهد
- تعداد بازدید از این مطلب :
82