وقتی وارد کنگره شدم، با اضطراب و ترس قدم گذاشتم؛ نمیدانستم کنگره چگونه مکانی میباشد و قرار است چه بیاموزم یا چهکاری انجام بدهم؟
در همان ابتدای جلسه، حرمت کنگره خوانده شد و فهمیدم که اینجا مکان امن و مقدسی است.
کمکم آموزشها را دریافت کردم و آموختم چگونه ترسهایم را کنار بگذارم! اضطرابم بهتدریج کم شد؛ اما نگرانی اصلی من مسافرم بود که همچنان مصرفکننده بود.
همیشه از خداوند معجزه میخواستم و دعا میکردم که مسافرم به رهایی برسد تصورم از معجزه این بود که شب بخوابد و صبح از بند اعتیاد آزاد شده باشد؛ اما اینطور نبود.
کنگره به من یاد داد که معجزه با تلاش، کوشش و خواست همراه است. خدا را شاکرم و از آقای مهندس سپاسگزارم که مسافرم با تلاش و اجرای برنامهای که راهنمایش به او میداد به رهایی رسید.
مسافر من رها شد؛ اما من همچنان به آموزش نیاز داشتم تا بتوانم از تاریکیهای زندگی بیرون بیایم.
آموزشهای کنگره علم ما را بالا میبرد، هنر خوب زندگی کردن را به ما میآموزد و دانایی ما را به دانایی مؤثر تبدیل میکند. با آموزشهای کنگره و راهنما میتوانیم آموختههای خود را در زندگی به کار بگیریم.
با تلاشهای خودم و زحمات راهنمایم به سفر دوم رسیدم و نوبت خدمت کردن من در کنگره رسید. باید بدانیم که همه ما برای آموزش و خدمت پا به حیات نهادهایم. خدمت؛ یعنی یاری رساندن و نیاز انسانها به خدمت کردن با عشق و محبت، تنها با آموزش امکانپذیر است. با لطف خدا و تلاشهای راهنما مسئولیت دبیری را پذیرفتم و برایم خیلی ارزشمند و مفید بود.
اولین جلسه دبیری برایم تجربهای جالب بود که دبیر باید چهکارهایی را انجام بدهد! باید سر وقت در کنگره حاضر میبودم، خلاصه سخنان استاد را آماده میکردم و با نظم و دقت قوانین را اجرا میکردم. همه اینها برای من درسهای بزرگی بود.
اما اثرات خدمت دبیری در زندگی شخصیام این است که کارهای روزمرهام را با دقت، نظم و حوصله انجام میدهم. برای هرکاری وقت و زمان لازم میگذارم. خدا را شاکرم که مسیر کنگره، راه و روش درست زندگی کردن را به من نشان داد.
نویسنده: همسفر مرضیه رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون اول)
ویرایش: رابط خبری همسفر اعظم رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون اول)
عکاس: همسفر سمیرا رهجوی راهنما همسفر فرزانه (لژیون پنجم)
ارسال: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر مهدیه (لژیون هفتم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی وکیلی یزد
- تعداد بازدید از این مطلب :
98