English Version
This Site Is Available In English

قدم اول را بردار راه خودش را نشان می‌دهد

قدم اول را بردار راه خودش را نشان می‌دهد

مشارکت گروهی از همسفران لژیون سوم در مورد دستور جلسه «وادی هشتم؛ با حرکت راه نمایان می‌شود»

مشارکت همسفر لیلا:
این وادی دو راه را به ما نشان می‌دهد، یکی مسیر ارزش‌ها، تقوا، عشق و صداقت، دیگری مسیر کینه، نفرت و حسادت. حق انتخاب با خود ما است؛ زیرا خداوند از ابتدا به انسان قدرت اختیار داده است. اگر در صراط مستقیم و مسیر درست حرکت کنیم به آرامش می‌رسیم و اگر از مسیر اصلی خارج شویم نتیجه آن رنج و ناآرامی خواهد بود. ما در کنگره می‌آموزیم که باید حرکت کنیم و در یک نقطه ثابت و ساکن نمانیم. اگر بخواهم از تجربه خودم بگویم، من وادی اول را خواندم؛ وادی‌ اول که می‌گوید: «با تفکر، ساختارها آغاز می‌شود.» این وادی را به پیشنهاد راهنمای عزیزم بارها نوشتم و گوش کردم تا توانستم آن را بهتر درک کنم؛ اما همیشه به تیتر وادی هشتم فکر می‌کردم که «با حرکت راه نمایان می‌شود» برای من درک این جمله آسان نبود با خودم می‌گفتم: چه حرکتی باید داشته باشم؟ چگونه باید حرکت کنم؟ واقعیت این بود که من هیچ حرکتی نداشتم، ترس، ناامیدی و تصور اینکه در حد و اندازه‌ای نیستم که بتوانم کاری انجام دهم، مرا از حرکت باز می‌داشت.

گاهی نیروهای منفی درونم به من می‌گفتند: نمی‌توانی، نمی‌شود، در اوایل مسیر حس‌هایی مثل ترس و ناامیدی در من بسیار زیاد بود اعتمادبه‌نفس نداشتم و حتی قدرت بخشش هم نداشتم. با کمک راهنمای عزیزم و آموزش‌های ناب کنگره، کم‌کم متوجه شدم که باید این حس‌های آلوده را از خودم دور کنم. آنجا بود که فهمیدم چقدر اشتباه فکر می‌کردم و برای تغییر، لازم نیست به یک‌باره قدم‌های بزرگ بردارم؛ باید ذره‌ذره حرکت کنم. یکی از اولین حرکت‌های من این بود که توانستم راه را برای خودم هموار کنم و عضو لژیون سردار شوم، بعد از آن تلاش کردم حس کینه را از خودم دور کنم شاید این‌ها در ظاهر قدم‌های کوچکی باشند؛ اما برای من حرکت‌های بزرگی بودند؛ چون باعث شدند خودم را بیشتر باور کنم و اعتمادبه‌نفسی را که مدت‌ها در وجودم کمرنگ شده بود، دوباره پیدا کنم.

امروز بهتر می‌فهمم که راه همیشه از ابتدا برای من روشن نبود؛ گاهی باید قدم اول را بردارم تا قدم‌های بعدی و مسیر درست برایم نمایان شود. حرکت من فقط جابه‌جا شدن نیست، بلکه تغییر در تفکر، حس و عملکرد من است از آقای مهندس و راهنمای عزیزم بسیار سپاسگزارم که با آموزش و محبت، اعتمادبه‌نفس را ذره‌ذره به من بازگرداندند و کمک کردند خودم را باور کنم این برای من بسیار ارزشمند است. از خداوند می‌خواهم همه انسان‌ها بتوانند خودشان را باور کنند، از ترس و ناامیدی عبور کنند و در مسیر ارزش‌ها و کارهای مثبت و خیر حرکت کنند.

مشارکت همسفر فاطمه(ک):

«وادی هشتم؛ با حرکت راه نمایان می‌شود» همه چیز در پی رفتن و قرار گرفتن در مسیر شکل می‌گیرد و محقق می‌شود. گاهی راه برای من نمایان است و باید حرکت کنم و گاهی لازم است حرکت کنم تا راه به من نشان داده شود در مسیر زندگی انسان به آموزش و جهان‌بینی نیاز دارد. تعادل نیز در حرکت شکل می‌گیرد و سکون می‌تواند باعث بی‌نظمی و توقف در زندگی شود؛ البته تنها حرکت کردن کافی نیست بلکه برای اینکه حرکت من در مسیر درست باشد لازم است وادی‌های پیش از وادی هشتم را نیز طی کرده باشم از جمله وادی اول که به تفکر مربوط می‌شود. برای مثال اگر سوار ماشین شوم و فقط بخواهم حرکت کنم بدون اینکه بدانم مقصد و هدفم چیست، ممکن است به بیراهه بروم یا اگر بدون تفکر وارد کاری شوم که در آن زمینه تجربه و آموزش کافی ندارم هم خودم را خسته می‌کنم هم زمانم را از دست می‌دهم و ممکن است در نهایت دچار ضرر شوم؛ بنابراین ابتدا باید اطلاعات و آگاهی لازم را به دست آورم و مسائل اصلی را بشناسم، جزئیات نیز در مراحل بعدی اهمیت پیدا می‌کنند.

چه زیباست که قبل از رسیدن به وادی هشتم وادی‌های پیش از آن را به‌درستی درک و طی کرده باشم از اینجا می‌توانم نتیجه بگیرم که وادی‌ها به‌صورت زنجیره‌وار در پی یکدیگر قرار گرفته‌اند و هر کدام مقدمه‌ای برای وادی بعدی هستند. در مسیر زندگی، تنها یک راه مستقیم یا تنها یک راه اشتباه وجود ندارد؛ بلکه می‌توان از دو مسیر کلی صحبت کرد، مسیر ارزش‌ها و مسیر ضدارزش‌ها یا راه‌الهی و راه غیرالهی، افرادی که گرفتار موادمخدر شده‌اند نیز حرکت کرده‌اند؛ اما حرکت آن‌ها در مسیری نادرست و ضدارزش بوده است. زمانی که کنگره را پیدا می‌کنند این فرصت را به دست می‌آورند که مسیر خود را تغییر دهند و در راه درست قرار بگیرند و به درمان برسند این هم نوعی حرکت است، حرکتی از تاریکی به روشنایی و از ضدارزش‌ها به سمت ارزش‌ها؛ البته خواست و اراده خود فرد نیز بسیار مهم است.

ممکن است یک مصرف‌کننده هنوز از مصرف مواد خود لذت ببرد و آمادگی درمان نداشته باشد، اگر بخواهیم او را تحت فشار قرار دهیم و اصرار کنیم که حتماً باید بیاید و درمان شود، ممکن است نتیجه برعکس شود و حتی مصرفش بیشتر شود؛ بنابراین باید اجازه داد خودش به این نتیجه برسد که نیاز به تغییر دارد و خودش خواستار ورود به مسیر درمان شود؛ وقتی فرد وارد کنگره می‌شود، راهنما مسیر درمان را به او نشان می‌دهد و من همسفر نیز باید جایگاه خودم را بشناسم و در کار راهنما و مسیر درمان مسافر دخالت نکنم. من باید حرکت خودم را داشته باشم و آموزش بگیرم تا بتوانم در این مسیر، همراه و کمک‌کننده باشم.

وادی هشتم، وادی پیمان نیز است، یعنی پیمان و عهد بستن، پیمانی برای گذشتن از خود، بخشیدن خود و دیگران، رها کردن خطاهای گذشته، طلب آمرزش و تلاش برای جبران خسارت‌ها، چرا که اگر نتوانم خودم را ببخشم و از گذشته عبور کنم ادامه مسیر برایم دشوار خواهد شد. این وادی به من آموخت که زندگی می‌تواند سرشار از موفقیت، آرامش و رشد باشد به شرط آنکه راه درست را پیدا کنم و با تفکر، آموزش و آگاهی حرکت را آغاز کنم. گاهی برای پیدا کردن راه باید حرکت کنم و گاهی با حرکت کردن است که راه برایم نمایان می‌شود. مهم این است که حرکت من، حرکتی آگاهانه و همراه با تفکر، آموزش و شناخت مسیر باشد؛ زیرا وقتی حرکت آغاز شود راه کم‌کم خودش را نشان می‌دهد.

مشارکت همسفر فاطمه(ق):
برداشت من از وادی هشتم این است که همه چیز در حرکت آغاز می‌شود و در سکون هیچ زایش و خلقی وجود ندارد. همان‌طور که آقای مهندس می‌فرمایند: «اولین اصل، حرکت است.» ما نباید بدون تفکر مسیر را آغاز کنیم و یا مسئولیت کارهای خودمان را به گردن خداوند بیندازیم، باید در این مسیر حتماً از فرمان عقل پیروی کنیم از کشف حقیقت غافل نباشیم و همواره با هدفی مشخص در مسیر درست و با تلاش و پشتکار حرکت کنیم؛ باید تمام توان و تمرکز خود را برای انتخاب‌های درست بگذاریم و مراقب باشیم از مسیر خارج نشویم. به نظر من، حقیقت وادی هشتم این است که وقتی می‌خواهی حرکت کنی نبايد بترسی، شجاع باشی تا راه برایمان نمایان شود. باید خواسته‌ای کامل و واضح داشته باشیم و هدفمان را به‌درستی و با تمام وجود در نظر بگیریم.

برای رسیدن به خواسته‌مان باید مانند تشنه‌ای باشیم که در بیابان مانده و مرگ و زندگی‌اش به پیدا کردن آب بستگی دارد. هدف او یافتن آب برای ادامه حیات است و برای رسیدن به آن باید صبور و پرتلاش باشد. گاهی لازم است سال‌ها در مسیر هدفمان حرکت کنیم تا کم‌کم خودمان به دریایی تبدیل شویم که بتوانیم تشنگان دیگری را نیز سیراب کنیم در پایان، از آقای مهندس و خانواده محترم ایشان تشکر می‌کنم که با تلاش و آموزش‌های ارزشمندشان که راه و رسم درست زندگی کردن را به من فاطمه آموزش می‌دهند از خداوند سپاسگزارم که فرصت حرکت و آموزش در این مسیر را به من داده است.

مشارکت همسفر نسیم:
«وادی هشتم؛ با حرکت راه نمایان می‌شود» حقیقت این است‌، من همیشه فکر می‌کردم برای رسیدن به یک مقصد زیبا، ابتدا باید نقشه راه را داشته باشم، بدانم کجای مسیر ایستاده‌ام و تمام پیچ‌وخم‌های راه را از قبل بشناسم؛ اما وقتی به وادی هشتم رسیدم، متوجه شدم که قانون زندگی ساده‌تر و در عین حال زیباتر از این حرف‌هاست. وادی هشتم به من یاد داد که حرکت، مانند چراغی در دل تاریکی است تا زمانی که در جای خود نشسته‌ایم و مدام با خودمان فکر می‌کنیم که نکند مسیر دشوار باشد، نکند به بن‌بست برسیم، هیچ اتفاقی نمی‌افتد. ابهام و تاریکی همچنان باقی می‌ماند؛ اما همین که قدمی برمی‌داریم و حرکت را آغاز می‌کنیم، کم‌کم راه برایمان روشن می‌شود.

من یاد گرفتم که لازم نیست تمام مسیر را از ابتدا ببینم و همه چیز را بدانم؛ فقط کافی است قدم اول را بردارم، آن‌وقت است که راه خودش را به من نشان می‌دهد. درست مانند کسی که در باغی تاریک قدم می‌زند تا زمانی که ایستاده است، زیبایی‌های اطرافش را نمی‌بیند؛ اما همین که حرکت می‌کند، گل‌های زیبایی را می‌بیند که پیش از آن از وجودشان بی‌خبر بوده است. دوستان، این وادی به من آموخت که مقصد فقط یک نقطه در انتهای مسیر نیست، بلکه خودِ مسیر و تغییراتی که در طول راه در وجود ما شکل می‌گیرد نیز بخشی از مقصد است. گاهی ما آن‌قدر در انتظار فراهم شدن شرایط مناسب می‌مانیم که فرصت حرکت را از دست می‌دهیم در حالی که بسیاری از مشکلات و گره‌های زندگی، تنها با حرکت کردن و برداشتن قدم‌های کوچک حل می‌شوند.

من به این باور رسیده‌ام که نباید از قدم‌های کوچک بترسیم، بلکه باید مراقب باشیم در سکون و ناامیدی باقی نمانیم؛ حتی یک حرکت کوچک هم می‌تواند آغاز یک تغییر بزرگ باشد، درست مانند قطره‌ای که وقتی در آب می‌افتد، موج‌های آن به اطراف گسترش پیدا می‌کند در پایان وادی هشتم به من یادآوری می‌کند که برای رسیدن به آرامش و حال خوب؛ باید حرکت کنم، امیدوار باشم و به مسیر اعتماد داشته باشم. شاید در ابتدای راه همه چیز برایم روشن نباشد؛ اما با آموزش، صبر و حرکت راه به‌تدریج نمایان می‌شود، پس بیایید از قدم اول نترسیم، بند کفش‌هایمان را محکم ببندیم و با امید و ایمان حرکت کنیم؛ زیرا با حرکت، راه نمایان می‌شود و با ادامه دادن مسیر، تغییر و رشد در زندگی ما شکل می‌گیرد.

رابط خبری و ویرایش: همسفر سودابه رهجوی راهنما همسفر محیا (لژیون سوم)
ارسال: همسفر منصوره رهجوی راهنما همسفر زهره (لژیون پنجم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی کریمان کرمان 

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...