جلسه هفتم از دوره نهم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی بروجرد به استادی همسفر مریم، نگهبانی همسفر معصومه و دبیری همسفر فاطمه با دستور جلسه «وادی هشتم (با حرکت راه نمایان می شود)و تاثیر آن روی من»روز یکشنبه ۱۲مهر ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
سپاس خداوند بزرگ را که بار دیگر این توفیق نصیب من شد تا در این جایگاه خدمت کنم. از آقای مهندس سپاسگزارم که چنین بستر امن و زیبایی را برای ما فراهم کردند تا در آن آموزش ببینیم، تجربه کنیم و حرکت کنیم.
از خانم معصومه، راهنمایم، و خانم فاطمه، راهنمای سفر جونزم، نیز صمیمانه تشکر میکنم که همیشه مانند یک خواهر بزرگتر در کنار من بودند و با آموزشهایشان به من کمک کردند.
همانطورکه آقای مهندس میفرمایند: «وادیها علم زندگی کردن را به ما آموزش میدهند.» ما در کنگره۶۰ قرار نیست فیلسوف یا عالم شویم؛ بلکه میخواهیم با شناخت خود و جهان پیرامونمان، مهارت زندگی کردن را بیاموزیم.
ما سفر خود را در کنگره۶۰ با وادی اول، «با تفکر، ساختارها آغاز میشود، بدون تفکر آنچه هست رو به زوال میرود»، شروع کردیم و اکنون به وادی هشتم، «با حرکت، راه نمایان میشود»، رسیدهایم.
در وادیهای گذشته آموختیم که قبل از هر کاری باید تفکر کنیم، اما در وادی هشتم متوجه میشویم که تفکر بهتنهایی کافی نیست و باید آن را به حرکت و عمل تبدیل کنیم. اگر فقط فکر کنیم و هیچ حرکتی نداشته باشیم، اتفاقی نخواهد افتاد. در سکون، زایشی وجود ندارد و ساختارها در حرکت شکل میگیرند.
ما در زندگی روزمره نیز برای حل مشکلاتمان باید حرکت کنیم. ممکن است ترس، ناامیدی یا سختی در مسیر وجود داشته باشد؛ اما نباید اجازه دهیم این مسائل ما را از حرکت بازدارند. تفکر، معمار ساختار هاست؛ اما این حرکت است که آن ساختار را به وجود میآورد و به نتیجه میرساند.
خود کنگره۶۰ نیز با تفکر، عشق و برنامهریزی آقای مهندس شکل گرفت و امروز ما در این بستر امن، امکان آموزش، درمان، کسب علم و رسیدن به حال خوش را داریم.
موضوع دیگری که در این وادی برای من بسیار مهم بود، مسئله اختیار است. خداوند به انسان اختیار داده و دو مسیر پیش روی او قرار داده است؛ یکی مسیر ارزشها، تقوا و محبت و دیگری مسیر ضدارزشها، کینه و دشمنی. این خود ما هستیم که با خرد یا بیخردی، مسیر زندگیمان را انتخاب میکنیم. اگر از عقل و آموزش درست استفاده کنیم، میتوانیم مسیر ارزشها را انتخاب کنیم.
در این وادی بیتی از عطار آمده است:
«گر مردِ رهی، میانِ خون باید رفت
از پای فتاده، سرنگون باید رفت»
برداشت من این است که اگر انسان هدفی دارد و خواستهای در وجودش شکل گرفته، باید برای رسیدن به آن حرکت کند و از سختیهای مسیر نترسد. ممکن است گاهی زمین بخوریم؛ اما مهم این است که دوباره بلند شویم و به حرکت خود ادامه دهیم.
من این موضوع را در زندگی خودم تجربه کردهام. زمانی که مسافرم وارد کنگره۶۰ شد، شرایط برای من بسیار سخت بود و خودم نیز حال مساعدی نداشتم. احساس میکردم ماندن در کنگره۶۰فایدهای ندارد و شاید این راه هم مانند راههای قبلی به نتیجه نرسد؛ اما راهنمایم با آموزشهایی که به من دادند، به من یادآوری کردند که باید ادامه بدهم، صبر داشته باشم و درگیر مسائل حاشیهای نشوم.
خوشحالم که به حرف راهنمایم گوش کردم و از مسیر خارج نشدم. امروز که طعم شیرین رهایی مسافرم را میچشم، متوجه میشوم که گاهی لازم است صبر کنیم؛ شاید هنوز زمان حل شدن مسئله نرسیده باشد. مهم این است که حرکت خود را متوقف نکنیم.
برداشت دیگری که از وادی هشتم دارم، داشتن «خواسته» است. انسانی که خواستهای واقعی دارد، مانند تشنهای است که به دنبال آب میگردد. اگر خواسته قلبی من رهایی مسافرم باشد، باید در جهت آن حرکت کنم و آموزش ببینم.
گاهی انسان مسیر را آغاز میکند؛ اما در ادامه وارد راههای فرعی میشود و از هدف اصلی فاصله میگیرد؛ بنابراین باید همیشه خواسته و هدف خود را به یاد داشته باشیم و ببینیم آیا حرکت ما در جهت رسیدن به آن است یا خیر؟
یکی دیگر از موضوعات مهمی که در این وادی مطرح میشود، «جبران خسارت» است؛ ابتدا نسبت به خود، سپس خانواده و در نهایت جامعه.
جبران خسارت برای من به این معناست که اشتباهات گذشته را بشناسم، مسئولیت آنها را بپذیرم و تا جایی که میتوانم آنها را جبران کنم و مهمتر از همه، دوباره همان اشتباهات را تکرار نکنم.
من قبل از ورود به کنگره۶۰، با افکار منفی و بیخوابی، آسیبهای زیادی به جسم و روان خود وارد کردم و حتی با مصرف خودسرانه داروهای خوابآور، در سیستم ایکس خود تخریب ایجاد کردم. خدا را شکر که با آموزشهای کنگره۶۰توانستم تا حد زیادی این خسارت را جبران کنم و به ارزش جسم و روان خود بیشتر پی ببرم.
در مورد خانواده نیز، من به عنوان یک مادر، با قضاوتهای نادرست، وسواسهای فکری و تجسس کردن، به مسافرم تخریب وارد کردم. امروز با آموزش های که گرفتهام، متوجه بسیاری از اشتباهات گذشته خود شدهام. از مسافرم عذرخواهی میکنم و امیدوارم بتوانم در ادامه مسیر، با آموزش و عمل سالم، مادر بهتری باشم.
در قبال جامعه نیز باید بدانیم که بارفتارهای ما میتوانند باعث ایجاد خسارت شوند. حتی مسائلی مانند ریختن زباله در طبیعت و آسیب زدن به محیطزیست، نمونههایی از این خسارتها هستند. بنابراین؛ باید تلاش کنیم رفتارهای ضد ارزشی خود را بشناسیم و بهتدریج آنها را اصلاح کنیم.
در پایان وادی هشتم، موضوع پیمان مطرح میشود؛ پیمانی که بسیاری از عزیزان و راهنمایان آن را انجام دادهاند و تجربههای زیبایی از آن داشتهاند. امیدوارم این توفیق ابتدا برای همه شما عزیزان و در ادامه برای خود من نیز حاصل شود.
برداشت من از پیمان این است که انسان در خلوت خود، در طبیعت و در حضور قدرت مطلق، با خودش عهد و پیمان میبندد که از ضد ارزشها دوری کند و اشتباهات گذشته را تکرار نکند. طبیعت، کوه، دشت و دریا میتوانند شاهد این پیمان باشند و انسان با خودش و قدرت مطلق عهد کند که از این به بعد در مسیر ارزشها حرکت کند.
در پایان، از خداوند بزرگ میخواهم که به همه ما توفیق حرکت در مسیر درست، عمل به آموزشها، جبران خسارت و رسیدن به آرامش و حال خوش را عطا کند.

مرزبان کشیک: همسفر سودابه
تایپیست: همسفر طاهره رهجوی راهنما همسفر معصومه(لژیون اول)
عکاس: همسفر سمیه رهجوی راهنما همسفر ناهید(لژیون چهارم)
ویرایش و ارسال: مرزبان خبری همسفر پریسا
همسفران نمایندگی بروجرد
- تعداد بازدید از این مطلب :
98