جلسه چهاردهم ازدوره سوم کارگاه های خصوصی همسفران کنگره 60 نمایندگی تربت حیدریه به استادی راهنماهمسفرزهرا ، نگهبانی همسفر نفیسه و دیبری همسفرزهرا با دستور جلسه : " وادی هشتم، با حرکت راه نمایان می شود. " روز یک شنبه 12 تیر ساعت 17:00 شروع به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
بسیار خوشحالم که در این نمایندگی در خدمت شما عزیزان هستم و میتوانم آن حالوهوایی را که شما عزیزان دارید، بگیرم و از این حس و حال خوب بهرهمند شوم. انشاءالله، شاهد رهاییهای بسیار زیادی در این نمایندگی باشیم؛ قلبهایی که واقعاً روشن میشوند ، ودرکنار مسافرشان حرکت میکنند و گام برمیدارند تا، به مراحل بالاتری برسند.
دستور جلسه ، وادی هشتم: «با حرکت، راه نمایان میشود» است. حرکت، همه ما میدانیم و در مورد آن صحبت میشود، قطعاً خواندهایم؛ چه در کتابها و چه در سیدیها، با آنها آشنا هستیم. آقای مهندس در یکی از وادیها میفرمایند که حرکت، اساس هستی و اساس تغییرات و تبدیلات است. اگر من بخواهم تغییرکنم و تبدیل به انسانی وارسته بشوم، قطعاً باید حرکت کنم؛ چون با حرکت، راه نمایان میشود.
ما در کنگره چهارده وادی داریم که این چهارده وادی برای این است که من به خودم برسم و خودم را پیدا کنم. این چهارده وادی را میتوانیم به دو قسمت تقسیم کنیم. قسمت اول، تا وادی هفتم، بیشتر مربوط به تفکر است و مقدمهای است برای اینکه من بتوانم عملی را انجام دهم و حرکتی را آغاز کنم. وقسمت دوم وادی های هفتم به بعد هستند که مربوط به انجام آن عمل است؛ یعنی من آن عمل را شروع کنم، استارت آن را بزنم و در مسیر قرار بگیرم.
هر حرکتی یک ویژگی دارد و آن ویژگی این است که من باید با تفکر گام بردارم؛ چون بدون تفکر، به هیچ جایی نمیرسم و هیچ راهی برای من باقی نمیماند.
در وادی اول داریم که «با تفکر، ساختارها آغاز میشود.» یعنی من باید حرکت ذهنی داشته باشم. حرکت ذهنی یعنی چه؟ یعنی من حرکتی را در ذهن خود انجام میدهم؛ از یک مبدأ نامعلوم و از چیزی که هیچ اطلاعاتی در موردش ندارم، شروع وحرکت میکنم و به جایی میرسم که مشخص میشود آن حرکت ذهنی چیست و من با آن مسئله آشنا میشوم.
در وادی اول، زمانی که من روی یک مسئله یا یک موضوع تفکر میکنم، دقیقاً ساختارها شروع به شکلگیری میکنند؛ ساختارهایی که در عمل و در ظاهر، در زندگی و در درون من ساخته و تشکیل میشود. وادی دوم یعنی حرکتی که من را از سمت ناامیدی به سمت امید میبرد، به اعتماد به نفس می رساند. زمانی که من وارد کنگره میشوم، دقیقاً یک حصار نامرئی دور خودم پیچیدهام و خودم را هیچ میپندارم. این را همه ما تجربه کردهایم. با حال خراب وارد شدیم، روی این صندلیها نشستیم، حال و حس خراب داشتیم و فکر میکردیم تمام دنیا روی سرمان خراب شده است؛ ناامید، ناامید.
اما زمانی که در کنگره قرار میگیرم و آموزش میگیرم و کمکم حرکت میکنم، راهنمای خودم را الگوی خودم قرار میدهم. در گذشته فردی بودم که نمیتوانستم یک هزار تومانی ببخشم؛ اما میبینم راهنمایم می بخشند، وبه دنوری و پهلوانی رسیده است. پس من هم قطعاً میتوانم. من هم جایگاه خودم را مشخص میکنم، در مسیر قرار میگیرم، خودم را رشد وتوسعه میدهم. من باید خودم را بالا بکشم، باید همراه آموزشها باشم و به آن خودشناسی برسم.
در وادی سوم، خودشناسی به من یاد میدهد که بلند شوم و دستم را به زانوی خودم بگیرم. آقای مهندس میفرمایند: «درختان ایستاده میمیرند.» من باید حرکت کنم تا به آن خودشناسی برسم.
در وادی چهارم به ما میگوید که ما راه را برای تو روشن کردهایم. خداوند راه را برای من روشن کرده است. من حرکت میکنم، بذرها را میکارم و خداوند خیرش را به من میدهد و برکتش را به من میرساند. باید تحرک داشته باشم، عمل کنم واین خداوند و نیروهای الهی هستند که به من کمک میکنند تا در مسیر، محکمتر و قویتر حرکت کنم.
در وادی پنجم میگوید که همگام با حرکت و تفکر، تفکرتنها قدرت مطلق حل نیست؛ توأم با رفتن و رسیدن است که ما میتوانیم کاری را انجام دهیم. چون ساختاری که درذهن من ایجاد میشود، باید من به سمت آن بروم. ساختار در ذهن من تشکیل میشود، ساختار ذهنی در ذهن من است و من باید آن را کامل کنم. باید بروم، حرکت کنم و رشد کنم تا بتوانم آن را کامل کنم.
در وادی پنجم آمده است که گفتار نیک، کردار نیک و پندار نیک. پس من دقیقاً باید گفتار و پندار و کردار خودم را تغییر بدهم. در تفکریاد گرفتیم که گفتار و کردار خودمان را هم تغییر بدهیم. به هیچ عنوان نگویم که «من نمیتوانم». باید بگویم: «من میتوانم رشد کنم؛ من میتوانم.»
چون زمانی که من این جمله را به زبان بیاورم و کلام را جاری کنم، قطعاً آن برمن حکم میکند که «تو نمیتوانی» و این سالها در سیستم کائنات و هستی میماند که من نمیتوانم آن کار را واقعاً انجام بدهم.
وادی ششم که باید عقلانی عمل کنم، وگرنه نفس من به من مسلط میشود و دردرونم، حکم فرمانی میکند. من میمانم و حال خراب و شکست. در وادی هفتم «رمز و راز کشف حقیقت در دو چیز است.» من باید هر کاری را که انجام میدهم، هر روز به حقیقت واقعی آن پی ببرم. باید همراه باشم و خودم را، دوباره بالا بکشم تا بتوانم به وادی هشتم برسم.
زمانی که من حرکت میکنم و یک سفر دومی میشوم، به قول آقای مهندس، در سیدی «تحرک» خیلی قشنگ توضیح داده میشود که وقتی سفردوم میشوم، نباید فکر کنم که دیگر برای مصرفکنندهها، سفر دوم فقط قطع مواد است.
سفر دوم، قطع مواد نیست که من بگویم مواد تمام شد و دیگرحالم خوب شده، هنوز باید گام بردارم و باید به خودم برسم؛ چون رسیدن به خود، در سفر دوم است. باید در سفر دوم به خودم برسم، تلاش کنم، کوشش کنم و ازهیچ تلاشی فروگذار نکنم. خودم را، به آن جایی برسانم که باید برسم. زمانی که در کنگره سفر دومی میشوم، سعی کنم همیشه حرکتم را طوری انجام بدهم که جزو پیشگامان باشم. اگر سیدی میآید، سریع سی دی رابخرم.
دروادی هشتم ، اگر من بتوانم پیمان را انجام بدهم، قطعاً میتوانم یک سری چیزها را کسب کنم؛ چون در وادی هشتم به من آموزش میدهد که باید جبران خسارت کنم. دقیقاً انجام پیمان برای این است که من جبران خسارت کنم.
در ادامه به رسم کنگره تقدیر از مصاحبه گر ، تایپیست وعکاس که به خوبی خدمت کردند.
امیدوارم این خدمت شایسته چراغ راه روشنی در زندگیشان باشد.

مرزبان کشیک: همسفرفاطمه و مسافرمحمد
تایپ : همسفرطاهره رهجوی راهنما همسفر زهره( لژیون سه)
عکاس: همسفرناهید رهجوی راهنما همسفرفریده ( لژیون دو)
ویراستاری وارسال: همسفرلیلی (مرزبان خبری)
همسفران نمایندگی تربت حیدریه
- تعداد بازدید از این مطلب :
159