مشارکت گروهی همسفران لژیون دوم و سوم
همسفر فاطمه
وادی هشتم «با حرکت، راه نمایان میشود.» یعنی تا حرکت نکنی و در سکون باشی، به هیچ چیز و هیچ نقطهای نمیرسی؛ چون ما یاد گرفتیم که در سکون، زایشی نیست و همه چیز از حرکت شکل میگیرد.
در ابتدای این وادی میگوید: «امواج چون گردبادی بر زمین فرود میآیند و آنچه برداشتنی است، با خود به امانت میبرند.» این فرمایش به این معناست که اگر بدانیم انسان بقا دارد و این جهان، جهان آخرین نیست، آن موقع نگاه ما به زندگی تغییر میکند و دیگر زندگی را بر خود و دیگران سخت نمیگیریم.
در این وادی به انسان میفرماید که همیشه بر سر دوراهی قرار دارد؛ یک راه، صراط مستقیم و ارزشها و دیگری، مسیر ضد ارزشهاست. در اینجا انسان اختیار کامل دارد تا یکی از این دو مسیر را انتخاب کرده و در آن قدم بردارد. خوب میدانیم که برای حرکت در هر مسیری، باید اطلاعات کافی درباره راه داشته باشیم و هدفمان مشخص باشد تا انشاءالله با پیروزی به مقصد برسیم.
برای رسیدن به مقصدی خوب، باید خواسته و هدف ما نیز رسیدن به آرامش و آسایش باشد. پس برای رسیدن به حال خوش، باید جبران خسارت کنیم. ابتدا از خودمان شروع میکنیم، سپس به خانواده و جامعه میرسیم و تخریبهایی را که به خود، خانواده و جامعه وارد کردهایم، جبران میکنیم.
همسفر زهرا
در وادی هفتم، در مورد رمز و راز کشف حقیقت که در دو چیز است، یکی یافتن راه و دیگری آنچه برداشت میکنیم، به من آموزش داده شد. راه درست که همان صراط مستقیم است و راه فسق و فجور که همان ضد ارزشهاست. من همسفر تا قبل از اینکه به کنگره بیایم، شاید راههای زیادی را میرفتم که در ظاهر درست بودند؛ ولی الان با آموزش وادیها فکر میکنم بیشتر مسیرهایی که طی کرده بودم، اگرچه به ظاهر درست به نظر میرسیدند؛ اما در واقع اشتباه بودند.
همیشه از خداوند میخواستم که من را به بهترین مسیر هدایت کند و خدا را شکر میکنم که راه کنگره برایم باز شد. حالا باید به بهترین نحو از این فرصت استفاده کنم؛ یعنی در این مسیر حرکت کنم و از حالت سکون بیرون بیایم. با نوشتن سیدیها، مشارکت و همه خدمتهایی که در کنگره آموزش گرفتم، حالا زمان آن رسیده که به دیگران خدمت کنم تا بقیه افراد هم بتوانند به حال خوشی که من رسیدهام، دست پیدا کنند. نباید این موضوع فقط در حد یک حرف باقی بماند؛ باید خواسته و هدف داشته باشم، مثل تشنهای که به دنبال آب است و تلاش میکند تا آب را به دست بیاورد.
در آخر، سپاسگزارم از آقای مهندس که چنین بستری را برای ما فراهم نمودند.
همسفر شهناز
در این وادی به ما آموزش میدهد که اگر یک جا بنشینی و حرکت نکنی، به جایی و مقصدی نمیرسی؛ مثل آبی که یکجا ساکن باشد و جریان نداشته باشد، آن آب دیگر قابل خوردن نیست و به گنداب تبدیل میشود؛ ولی آبی که از چشمه میجوشد، ابتدا جوشش دارد و بعد جاری میشود و در مسیر خود با سنگ و خاک و روبهرو میشود و از آنها میگذرد تا به هدف و مقصد که همان باغ یا بوستان باشد، میرسد.
انسانها هم به همین گونه هستند. باید برای هر کاری ابتدا مشخص کنند که چه کاری میخواهند انجام بدهند و برای آن تلاش کنند ، حرکت کنند، از مشکلات و سختیها عبور کنند و کمکم با حرکت خود به هدف برسند؛ ولی اگر قبل از هر کاری به دشواری آن فکر کنند، نمیتوانند حرکت کنند؛ چون فکر کردن به دشواری کار، گاهی از انجام دادن خود آن دشوارتر است.
مثلاً یک حمام رفتن ساده؛ قبلش فکر میکنی که چگونه به حمام بروی؟ یا حوصله نداری، یا وقت میگیرد یا میگویی حالا باشد فردا؛ ولی اگر حرکت کنی و یک قدم برداری، کمکم این کار انجام میشود و به نتیجه، که حمام رفتن است، میرسی. در کنگره ۶۰، درمان مسافران هم به همین منوال است. اگر از ابتدا به دشواری درمان فکر نکنند، وقتی وارد کنگره میشوند، تابع قوانین و گوش به فرمان راهنمای خود باشند و در مسیر درمان حرکت کنند، با حرکت و روی برنامه بودنشان، راه نمایان میشود که همان درمان قطعی مواد است.
این وادی و این جمله که میگوید «با حرکت، راه نمایان میشود»، یک قانون است؛ مثل قوانین ریاضیات و این همان قانون در راه صراط مستقیم است. ممکن است در حین حرکت با دو راه ارزشی و غیرارزشی برخورد کنیم. اینجاست که باید تفکر کنیم و هر شخص، بستگی به خردمندی و کمخردی خودش، مسیر خود را ادامه میدهد. اگر راه ما درست باشد، باید ابتدا جبران خسارت از خودمان، بعد از خانوادهمان و سپس از جامعه کنیم تا به آرامش و تعادل برسیم.
همسفر شایسته
وادی هشتم «با حرکت، راه نمایان میشود.» این یک قانون است. باید با تفکر و اندیشه، داشتن اطلاعات و دانستن مسیر، حرکت را آغاز کنیم. در سکون هیچ زایشی نیست؛ در حرکت عاقلانه و آگاهانه است که انسان ارتقا یافته و پیشرفت میکند. اگر ما حرکتی نکنیم، تا آخر همانجا هستیم؛ اما اگر با تفکر و تصمیم درست قدم برداریم، به موفقیت میرسیم.
وادی هشتم به ما شجاعت حرکت کردن میدهد تا بدون پروا پیش برویم؛ اما باید در نظر داشته باشیم که در مسیر، دوراهیهای زیادی بر سر راه ما وجود دارد؛ راه آرامش و راه دشمنی و ناامیدی. یک فرد خردمند ابتدا فکر میکند و با تدبیر و تفکر، مسیر درست را انتخاب میکند.
هر حرکتی، حرکت حساب نمیشود. حرکتی صحیح و سالم است که روبهرشد و ارتقا باشد. یکی از مهمترین نیروهای اهریمنی و بازدارنده که مرتب پشت سر ما حرکت میکند و ما باید حواسمان به آن باشد، کارشان خطرناک و ترسناک جلوه دادن راه است؛ بهطوری که جرئت حرکت کردن از ما گرفته میشود و ما را دچار ناامیدی میکنند.
برای حرکت کردن باید هدف و خواسته مشخص داشته باشیم؛ مثل مسافری که با هدف، خواسته و با تفکر، قدم در راه کنگره میگذارد و حرکت خود را شروع میکند. در مسیر، بر سر دوراهیهای زیادی، مثل وسوسه مواد و رهایی پ، قرار میگیرد و اگر تصمیم درست بگیرد، خیلی زود به هدف میرسد. به امید رسیدن به آرامش.
نویسندگان: همسفران لژیون دوم و سوم رهجو راهنما همسفر سودابه و رهجویان راهنما همسفر بتول
رابطین خبری: همسفر فاطمه (لژیون دوم) و همسفر زهرا سادات (لژیون سوم)
ارسال: همسفر فاطمه.م رهجو راهنما همسفر زهرا (لژیون ششم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی یحیی زارع میبد یزد
- تعداد بازدید از این مطلب :
5