English Version
This Site Is Available In English

حرکت آغاز مسیر تکامل انسان

حرکت آغاز مسیر تکامل انسان

سومین جلسه از دوره‌ پنجاه و نهم کارگاه‌‌های آموزشـی عمومی کنگـره‌ ۶۰، نمایندگی حکیـم هیـدجی، با استادی راهنمای محترم مسافر علی، نگهبانی مسافر علی و دبیری مسـافر بهروز با دستور جلسه‌‌ «وادی هشتم و تاثیر آن روی من» روز یکشنبه 12 مهر ماه ۱۴۰۵ ساعت ١٧:٠٠ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد: سلام دوستان،  علی هستم یک مسافر.
دستور جلسه این هفته، وادی هشتم است. سرفصل وادی با این جمله شروع می‌شود: «با حرکت، راه نمایان می‌شود.»
یک قسمت از پیام وادی هشتم را برایتان می‌خوانم:
«امواج چون گردباد بر زمین فرود می‌آیند و آنچه برداشتنی باشد با خود به امانت می‌برند... پس با شما که پیمان می‌بندید، در اندیشه آن باشید که از زمین برخاسته و به آن مکانی که فرمان است، رهسپار شوید.»
آقای مهندس می‌فرمایند کل این پیام برای ما قابل فهم نیست و هرکسی نمی‌تواند بگوید من تمام مفهوم آن را متوجه شده‌ام. من فقط می‌خواهم درباره همین جمله «با حرکت، راه نمایان می‌شود» صحبت کنم.
اگر من بخواهم سفر کنم، باید سه چیز را بدانم: مبدأ، مقصد و مسیر حرکت.
در سفر اول، مبدأ من کجا بود؟ اعتیاد و مصرف مواد.
مقصد کجا بود؟ رسیدن به رهایی.
مسیر حرکت چه بود؟ روش درمان DST، آمدن به کنگره، به‌موقع در جلسات حاضر شدن، گوش دادن، سی‌دی نوشتن و انجام آموزش‌هایی که به ما داده می‌شود.
این‌ها مسیر حرکت من در سفر اول بودند.
اما سفر دوم هم خودش یک سفر است. مبدأ سفر دوم می‌تواند خودشناسی باشد؛ اینکه من خودم را بشناسم و برای شناختن خودم باید حرکت کنم. نمی‌توانم در سکون بمانم و انتظار داشته باشم به شناخت برسم.
مثلاً اگر من بخواهم از اینجا به تهران بروم، باید بدانم از کجا حرکت می‌کنم و مقصد کجاست. اگر مبدأ را ندانم، اصلاً نمی‌توانم مسیرم را مشخص کنم. وقتی مبدأ و مقصد را بدانم، دیگر لازم نیست از تمام پیچ‌های مسیر بترسم؛ باید حرکت کنم تا راه برایم نمایان شود.
چیزی که من از این وادی یاد گرفتم، نترسیدن و حرکت کردن است. چون در سکون، زایشی وجود ندارد. خیلی از اتفاقات خوب زندگی ما از حرکت به وجود می‌آید.
در این وادی موضوع جبران خسارت هم مطرح می‌شود. وقتی به رهایی می‌رسم، باید اول با خودم آشتی کنم و خودم را ببخشم. بعد باید نسبت به خانواده، جامعه و کسانی که از من آسیب دیده‌اند، جبران خسارت داشته باشم. بخشیدن و جبران خسارت، خودش یک حرکت است.
موضوع دیگری که در این وادی برای من خیلی مهم است، پیمان است. پیمانی که در وادی هشتم مطرح می‌شود، برای من یادآور پیمان روز الست است؛ جایی که انسان با اختیار خودش وارد مسیر زندگی می‌شود.
تفاوت انسان و فرشته در همین اختیار است. فرشته در مسیر خودش خطا نمی‌کند، اما انسان اختیار دارد که هم به سمت ارزش‌ها برود و هم به سمت ضد ارزش‌ها.
در داستان شیطان هم این موضوع را می‌بینیم. شیطان به خاطر منیت و برتری‌جویی گفت من از انسان برتر هستم؛ چون من از آتش هستم و انسان از خاک. در صورتی که انسان دارای اختیار و توانایی رشد و تکامل است.
شیطان هم نمی‌تواند دست انسان را بگیرد و مجبورش کند که کار ضد ارزشی انجام بدهد. فقط می‌تواند القا کند؛ مثلاً بگوید این کار را انجام بده. انتخاب نهایی با خود انسان است.
یک نکته‌ای که برای خودم خیلی پررنگ شده، موضوع دروغ است. به نظر من اگر انسان تصمیم بگیرد دروغ نگوید، خیلی از مشکلاتش خودبه‌خود کمتر می‌شود. چون برای یک دروغ، ممکن است مجبور شود دروغ‌های دیگری بگوید و برای پنهان کردن یک کار ضد ارزشی، چندین کار ضد ارزشی دیگر انجام دهد.
پس اگر بخواهم در مسیر ارزش‌ها حرکت کنم، باید از همین چیزهای ساده شروع کنم.
در نهایت، «با حرکت راه نمایان می‌شود» برای من یعنی اینکه منتظر نباشم همه چیز از قبل برایم روشن باشد و بعد حرکت کنم. باید حرکت کنم تا راه را پیدا کنم.
ما همه در این دنیا آمده‌ایم تا خودمان را محک بزنیم؛ ببینیم به پیمانی که بسته‌ایم وفادار هستیم یا نه. اگر به تعهداتمان عمل کنیم و در مسیر ارزش‌ها حرکت کنیم، در مسیر درست هستیم؛ ولی اگر پیمان خودمان را بشکنیم و وارد ضد ارزش‌ها شویم، از مسیرمان دور شده‌ایم.
از اینکه به صحبت‌های من گوش کردید، از همه شما سپاسگزارم.



مرزبان کشیک: مسافر حسن



عکس و تایپ: مسافر رسول
صدابردار: مسافر میلاد
‌ثبت: مسافر مهدی

مسافران نمایندگی‌ حکیم هیدجی

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...