دهمین جلسه از دور پانزدهم سری کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی گوجان با استادی ایجنت محترم مسافر ایمان ونگهبانی مسافر روح الله و دبیری مسافر علی با دستور جلسه: «وادی هشتم و تاثیر آن روی من «با حرکت، راه نمایان میشود»در مورخ ۱۲مهر ماه ۱۴۰۵ رأس ساعت ۱۷آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد :
سلام دوستان ایمان هستم مسافر
خدا را شکر میکنم که لیاقت داریم در کنار هم باشیم و در کنگره زیر این سقف امن خدمت کنیم و آموزش بگیریم. تشکر میکنم از نگهبان جلسه که به من اجازه دادند امروز در خدمت عزیزان باشم. خدا قوت میگویم به تمام اعضایی که حضور دارند؛ چه سفر اولیها، چه سفر دومیها، راهنماها، مرزبانان، نشریات، سایت، OT و همه عزیزانی که دارند اینجا زحمت میکشند تا یک نفر بیاید و به رهایی برسد.روز پنجشنبه، اولین سال رهایی و تولد آقا جعفر بود. متأسفانه نشد در آن روز مشارکت کنم، اما از این تریبون استفاده میکنم و به ایشان تبریک میگویم.
واقعاً تولدها در کنگره، تولد یک شخص نیست. حتماً همه ما آن روز، حس رهایی و تولد را در وجودمان احساس کردهایم. اصلاً مهم نیست که چه شخصی آن بالا نشسته و تولد چه کسی است؛ انگار برای همه ما ذوق و انرژی زیادی دارد.بچهها سعی کنند هر کدام، وقتی وقتشان رسید، چه یک سال، چه پنج سال، ده سال و چهارده سال، بتوانند تولدشان را بگیرند. چون وقتی یک تازهوارد وارد نمایندگی و شعبه میشود، متوجه میشود که درمان اعتیاد واقعی است و فقط شعار و صحبت نیست.
حتماً اتفاق مثبتی برای آقا جعفر رقم خورده که امروز به این جایگاه رسیده. من به ایشان تبریک میگویم. خیلی از شما اگر یادتان باشد، ایشان با توجه به گذشته و مصرفی که با آن وارد کنگره شده بود، توانست به تعادل برسد و امروز هم خدمتگزار فوقالعاده خوب و فعالی است.نکتهای که میخواهم بگویم، مربوط به وادی هشتم است؛ «با حرکت، راه نمایان میشود.»چیزی که من از آقا جعفر دیدم، شاید باورتان نشود. ایشان اصلاً از کامپیوتر چیزی بلد نبود. شاید در حد روشن و خاموش کردن کامپیوتر بلد بود، ولی آمد و خواست یاد بگیرد. همین چند وقت پیش دیدم که در نرمافزار Word داشت برنامه مینوشت. برای من خیلی جالب بود؛ یک نفری که یک زمانی اصلاً بلد نبود، با حرکت آمد و یاد گرفت.
اصلاً هیچ ایرادی برایش نداشت که از استادش سؤال کند، یاد بگیرد و بتواند کارش را انجام بدهد.کنگره یعنی همین. یعنی ما بیاییم از آن چیزی که قبلاً بودیم، تغییر کنیم و به یک انسان دیگر تبدیل شویم. همین موضوع در وادی هشتم هم مطرح شده است: «با حرکت، راه نمایان میشود.»ما قبل از هر چیز باید بدانیم که در جلساتی که وجود دارد، هر کدام از آن ۴۸ جلسه یک تیتر دارد. وادی هشتم هم موضوعات بسیار مهمی دارد که باید برویم و بخوانیم و ببینیم چه میگوید.
شاید برای بعضی از اعضا، در ابتدا بعضی از جملات وادی هشتم سخت باشد؛ مثلاً وقتی میگوید: «چون گردبادها در زمین فرود میآیند و آنچه برداشتنی باشد با خود به امانت میبرند و این جز فرمان حاصل نمیگردد.» شاید این جمله در ابتدا کمی سخت باشد، اما در ادامه، آقای مهندس خیلی ساده داستان آدم و حوا را توضیح میدهند.چه اتفاقی افتاد که انسان به این شکل شد؟ چه اتفاقی افتاد که شیطان به وجود آمد؟ در یک قسمت توضیح میدهد که یکی از فرماندهان یا یکی از فرشتگان سر به شورش برداشت. در همین وادی خیلی قشنگ این موضوع را توضیح میدهد.
بعد میگوید انسان رفت و از آن خمر استفاده کرد. حالا ما به قول خودمان داستان آدم و حوا را شنیدهایم که رفتند و آن سیب را خوردند، یا در کتاب به شکل دیگری این موضوعات توضیح داده شده است. انسان آن خطا را انجام میدهد و بعد پیش خداوند میآید و تقاضای بخشش میکند.این بخشش پذیرفته میشود، منتها با این شرط که نیروی منفی و شیطان هم در کنار انسان بتواند زندگی کند.اتفاقی که میافتد این است که اختیار را در اختیار انسان قرار میدهد؛ یعنی انسان را با خصوصیاتی خلق میکند که دارای اختیار باشد.
خواندن و دانستن این موضوعات برای همه ما خالی از لطف نیست. برویم وادی هشتم را بخوانیم و ببینیم چه چیزی دارد میگوید.در قسمت دوم، در مورد پیمان صحبت میکند که چرا ما باید پیمان ببندیم. آنجایی که در روز موعود، در روز ازل، خداوند همه فرزندان آدم را جمع میکند، همه ما پیمان را بستیم، ولی یادمان نیست و آن را فراموش کردهایم.خارج از این صحبتها، در وادی توضیح داده میشود که حرکت یکی از قوانین است. خداوند میفرماید: «با حرکت، راه نمایان میشود.» این یک قانون است؛ مثل قوانینی که در ریاضی وجود دارد، مثل قوانینی که در هستی وجود دارد و مثل همه قوانین دیگری که وجود دارند.
ما برای رسیدن به مرحله بعد، باید حتماً حرکت کنیم. اینکه بگوییم «نمیشود»، «نمیتوانم»، «مشکل دارم»، اینها مال یک کنگرهای نیست که آمده و میخواهد حرکت کند.الان مشکلی که پیش آمده در سفر اول است. میگویند یک مقدار یا کمی اتفاق افتاده، ولی ما از همین الان ترسیدهایم. وادی هشتم به ما چه میگوید؟ میگوید من باید حرکت کنم.شما بیایید در مسیر قرار بگیرید. مسیرهای دیگری هم هست. آقای مهندس و دیدهبانها راههای مختلفی را بررسی میکنند. حالا اگر یک اتفاقی افتاده یا یک تغییراتی در OT قرار است ایجاد شود، دارند روی آن کار میکنند و یک سری جزئیات را وارد میکنند.
کنگره به خاطر عملکرد فوقالعادهای که داشته، حتماً برای ادامه مسیر و درمان، بهترین تصمیم را خواهد گرفت. بنابراین بچهها، هیچکدام نگران نباشید. بیرون از کنگره هم در مورد مسائلی که هنوز قطعی نشده، صحبت نکنید. هر کدام از شما میتوانید به همان طریق، حرکت خودتان را ادامه بدهید.اگر ما وارد حرکت شدیم و در حرکتمان متوقف شدیم، خب از مسیر خارج میشویم و از گردونه بیرون میرویم.ببینید، در همین وادی هشتم در مورد این صحبت میکند که برای حرکت کردن، لازم نیست همه چیز را از قبل بدانیم.
یک سفر اولی وقتی وارد مسیر درمان میشود، قرار نیست تمام اتفاقاتی را که قرار است تا آخر سفر برایش بیفتد، از همان اول بداند. اصلاً لازم نیست بداند. فقط کافی است بداند کنگره کجاست و مسیرش چیست و یک مسیر کلی را بشناسد.خودش، آرامآرام که جلو بیاید، مسیر برایش روشن میشود. با حرکت، راه برایش نمایان میشود.اگر بخواهد از همان ابتدا وارد جزئیات شود، همین جزئیات ممکن است باعث شود از کنگره دور شود. این صحبت نمیخواهد بگوید که جزئیات را ندانید؛ بلکه میگوید لازم نیست همه چیز را از همان ابتدا بدانید.اینکه شما به رهایی میرسید و بعد از رهایی به تعادل میرسید، اتفاقات زیادی در این مسیر دارد. بگذارید وقتی در مسیر قرار گرفتید، خودتان این اتفاقات را تجربه کنید و بعد آنها را بشناسید.
در ادامه، وادی سه بخش را مطرح میکند که ما از چه طریقی باید جبران خسارت کنیم.
اول، وقتی در مسیر قرار گرفتیم، باید از خودمان جبران خسارت کنیم.دوم، از خانواده جبران خسارت کنیم.و سوم، از جامعه جبران خسارت کنیم.آیا ما از خودمان جبران خسارت کردهایم؟نگاه کنید ببینید ما چه آسیبی به جسم خودمان زدهایم؛ با مصرف مواد، با مصرف سیگار و با کارهای اشتباهی که به خاطر نشئگی زیاد یا خماری زیاد انجام دادهایم.فکر نمیکنم هیچکدام از ما جای سالمی نداشته باشیم. وقتی مواد مصرف کردهایم، چه مشروب و چه هر چیزی که ما را از حالت تعادل طبیعی خارج کرده، حتماً یکسری آسیبهایی به خودمان زدهایم.
آیا از خودمان جبران خسارت کردهایم؟در مرحله دوم، ببینیم چه آسیبهایی به خانوادهمان زدهایم؛ به پدر، مادر، فرزند و همسر.آیا از آنها جبران خسارت کردهایم؟آنها شاید چیزی از ما نخواهند. اصلاً قرار نیست ما کاری انجام بدهیم که صرفاً بگوییم جبران خسارت کردیم. اگر مسیر درست را برویم و کار درست را انجام بدهیم، خودِ این کار جبران خسارت است.و سوم، جبران خسارت از جامعه است.همین که ما یک آشغال را از داخل ماشینمان بیرون نیندازیم، خودش جبران خسارت است. بچههای کنگره معمولاً یک پلاستیک داخل ماشینهایشان دارند. همین کار ساده، چقدر میتواند حال آدمها و محیط اطرافمان را بهتر کند.اصلاً قرار نیست ما برای هستی کار عجیب و بزرگی انجام بدهیم. همه این اتفاقات و همه این کارها برای این است که ما به تعادل برسیم و متوجه شویم که کجا بودهایم و باید به کجا برویم.
امیدوارم همه ما یک بار دیگر برویم و این وادی و داستانی را که آقای مهندس نوشتهاند، با دقت بخوانیم و بدانیم هدف و کاری که باید در کنگره انجام بدهیم چیست و نتیجه آن برای ما چه خواهد بود.خیلی ممنونم که به صحبتهای من گوش دادید.


.gif)
عکاس : راهنما محترم مسافر خالد
تنظیم و انعکاس: مرزبان خبری مسافر جعفر
- تعداد بازدید از این مطلب :
384