English Version
This Site Is Available In English

خوشا به حال کسی که می‌بخشد و به دنبال بازپس‌گیری نیست.

خوشا به حال کسی که می‌بخشد و به دنبال بازپس‌گیری نیست.

شاکر خداوند هستم و حضور انسان در چنین مکان‌هایی را بالاترین توفیق می‌دانم. من خودم در گذشته فکر می‌کردم برای انجام هر کاری باید حالم کاملاً خوب باشد و همه‌چیز دقیق و مرتب پیش برود. بعدها فهمیدم که همین طرز فکر می‌تواند خودش یک حجاب بزرگ باشد. نیروی منفی برای هر شخص به شکلی وارد می‌شود و به ما القا می‌کند که ابتدا باید همه‌چیز را مرتب کنیم و بعد به کنگره ۶۰ بیاییم و حرکت کنیم. اگر انسان به این درک برسد که توانایی حل تمام مسائل زندگی را به‌تنهایی ندارد، نگاهش به زندگی کاملاً متفاوت می‌شود. برای مثال، اگر در یک باتلاق گرفتار شویم، نمی‌توانیم به‌راحتی خودمان را از آن بیرون بکشیم؛ باید کسی طنابی برای ما بیندازد تا بتوانیم به کمک او نجات پیدا کنیم. تاریکی هم همین‌گونه است. ممکن است ما در بسیاری از مسائل انسان توانمندی باشیم، اما در نقطه‌ای از زندگی به مشکلی برخورد کنیم که به‌تنهایی نتوانیم از آن عبور کنیم. اگر به من می‌گویند انسان موفقی هستی، دلیلش این نیست که خودم به‌تنهایی همه‌چیز را می‌دانسته‌ام؛ به این دلیل است که معلم‌های زیادی داشته‌ام و از آنها آموزش گرفته‌ام. باید بدانیم هیچ انسانی نمی‌تواند در برابر هستی قد علم کند و تصور کند که همه‌چیز را به‌تنهایی می‌داند. کسی که به تعادل برسد، کم‌کم یاد می‌گیرد از مسائل عبور کند و به‌جای اینکه در برابر موج‌های زندگی شکست بخورد، موج‌سواری را یاد می‌گیرد.

این مسیر، شبیه دوباره به‌دست آوردن جان است؛ یعنی انسان فرصت پیدا می‌کند از نیرویی که خداوند در اختیارش قرار داده، درست استفاده کند. اما انسان‌ها در استفاده از این نیرو یکسان عمل نمی‌کنند. عده‌ای از جانی که به آنها داده شده، فقط و فقط برای تفریح و لذت خودشان استفاده می‌کنند. نتیجه این می‌شود که به تعبیر قرآن، مانند چهارپایانی می‌شوند که دائماً به دنبال دست‌وپای اضافه هستند؛ یعنی هرچه بیشتر به دنبال لذت می‌روند، بیشتر از مسیر اصلی خود دور می‌شوند و در شمار گمراهان قرار می‌گیرند. چرا؟ چون قطب‌نمای آنها لذت‌هایی بوده که برایشان خوشایند است. به‌تدریج به سمت سایه می‌روند و از نور فاصله می‌گیرند؛ چون حاضر نیستند حتی بخشی از جانی را که خداوند به آنها داده، برای حل مشکل دیگران و خدمت به انسان‌ها به کار بگیرند. گروه دیگری نیز هستند که از جانی که به آنها داده شده، کم می‌آورند و برای ادامه مسیر خود، جان و توان دیگران را می‌گیرند و آن را خرج خواسته‌ها و مسیر خودشان می‌کنند. اینها در مسیر دیگری قرار می‌گیرند و به تعبیر قرآن، از مغضوبین می‌شوند. اما گروه دیگری هستند که از جانی که خداوند به آنها داده، بخشی را برای خود استفاده می‌کنند و بخشی را نیز انفاق می‌کنند؛ حتی گاهی در شرایطی که خودشان در سختی هستند. این، درجه بالایی از بخشش است. خوشا به حال کسی که می‌بخشد و به دنبال بازپس‌گیری نیست. چنین انسانی کسی است که از نعمت الهی درست استفاده می‌کند و خداوند نیز می‌تواند جان و توان بیشتری به او عطا کند؛ یعنی انسان می‌تواند بارها و بارها فرصت رشد، خدمت و زندگی بهتر را به دست آورد. پس انسان‌هایی که صاحب نیرو و توان هستند، از یک‌سری قواعد پیروی می‌کنند. البته نیروی منفی هم می‌تواند به انسان انرژی و توان بدهد، اما این نیرو در نهایت می‌تواند باعث تباهی و نابودی بیشتر انسان شود. ما باید این فرمول‌ها را بشناسیم و بفهمیم که چگونه از نیرو و توان خود استفاده کنیم. در عین حال، زندگی و مشکلات آن می‌تواند آزمون الهی نیز باشد؛ آزمونی که انسان را وادار می‌کند خودش را بشناسد، آموزش بگیرد و دوباره بازسازی کند. من خود هرچقدر این مسائل را بیشتر یاد گرفتم و در زندگی به کار گرفتم، شرایط زندگی‌ام نسبت به گذشته بهتر شد.

 

 عنوان یادداشت: سی‌دی باتلاق

به قلم: مسافر علی طاووسی لژیون 7 

تقدیم نگاه زیبایتان از طرف خدمتگزاران سایت

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...