جلسه هفتم ازدوره سیزدهم کارگاههای آموزشی خصوصی مسافران کنگره 60 نمایندگی قوچان با نگهبانی موقت مسافر علی، دبیری موفت مسافر محمود و استادی مسافر مصطفی با دستور جلسه «وادی هشتم و تاثیر آن روی من » یکشنبه 12 مهر 1405 ساعت 17 شروع به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان مصطفی هستم یک مسافر

از ایجنت محترم گروه مرزبانی، راهنمای محترم لژیون یک و آقا جلیل محترم شکر میکنم که این جایگاه را در اختیار من قرار دادند تا بتوانم در این جایگاه تجربه کسب کنم وبتوانم خدمت کنم در مورد وادی هشتم، ابتدا از تجربیات خودم در کنگره ۶۰ شروع میکنم تا به وادی هشتم برسم زمانی که برای اولین بار وارد کنگره شدم، تنها هدفم این بود که مواد مصرفی خود را قطع کنم و سفرم را به پایان برسانم تا بتوانم دوباره به دنبال کار و زندگی خود بروم. در آن زمان، حتی دردها و سختیهایی را که در طول سفر متحمل میشدم، فقط به این دلیل تحمل میکردم که به هدف خود، یعنی قطع مصرف برسم. حدود سه یا چهار ماه از سفرم گذشته بود که در جشن دیدهبانان، دیدهبان محترم آقای لطفی در صحبتهای خود مطلبی را مطرح کردند که تأثیر زیادی بر من گذاشت. ایشان فرمودند باید ببینیم هدف ما از آمدن به کنگره چیست. آیا فقط میخواهیم در اینجا بنشینیم، لباس مرتب و تمیز بپوشیم و بعد از خروج از کنگره همان رفتارها و اعمال گذشته خود را ادامه دهیم؟ یا قرار است آموزشهایی را که در کنگره دریافت میکنیم، در زندگی و بیرون از کنگره نیز به کار بگیریم؟ این صحبت برای من بسیار تأثیرگذار بود و چند روز ذهنم را درگیر کرد. متوجه شدم نمیتوانم تمام رفتارهای گذشته خود را یکباره تغییر دهم، اما میتوانم بهتدریج حرکت کنم. به همین دلیل، کمکم دروغ گفتن، ناسزا گفتن و بسیاری از رفتارهای ضدارزش گذشته را کاهش دادم و تلاش کردم آموزشهای کنگره را در زندگی خود اجرا کنم. در مورد وادی هشتم نیز به این نتیجه رسیدم که حرکت کردن، فقط به معنای جابهجا شدن نیست؛ بلکه باید بدانیم در چه مسیری حرکت میکنیم. از همان ابتدای سفر، راهنمای محترم به من تأکید میکردند که خواب خود را منظم کنم، ساعت شش صبح از خواب بیدار شوم، شربت خود را در زمان مشخص مصرف کنم و برنامهای منظم داشته باشم. انجام همین مسائل ساده، بخشی از حرکت و رسیدن به نظم و تعادل بود. انسان در مسیر زندگی همواره بر سر دو راهی قرار دارد؛ یا به سمت ارزشها حرکت میکند و یا به سمت ضدارزشها. من در ابتدا تصور میکردم حرکت میکنم، اما بعد متوجه شدم که حرکت کردن بهتنهایی کافی نیست و باید جهت حرکت نیز درست باشد. یکی از مشکلات من در سفر، خواب نامنظم بود. حدود پنج یا شش ماه از سفرم گذشته بود که یک روز آقا رحمان از من پرسیدند: «خوابت درست شده است؟» گفتم بله. پرسیدند چه ساعتی از خواب بیدار میشوی؟ گفتم ساعت شش صبح. اما در عمل، ساعت را روی شش و نیم تنظیم میکردم و پس از بیدار شدن، کارهای مربوط به خودم را انجام میدادم و دوباره میخوابیدم. یک روز حدود ساعت شش صبح، آقا رحمان با من تماس گرفتند. همسرم گفت تلفن همراهت زنگ میخورد، همین که نام آقا رحمان روی صفحه تلفن دیده شد. از خواب بیدار شدم و به حیاط رفتم. ایشان از من پرسیدند کجا هستم و من گفتم لباس پوشیدهام و میخواهم به میدان بار بروم. ایشان فقط برای این تماس گرفته بودند که به من نشان دهند این روش درست نیست و باید برنامه زندگی خود را اصلاح کنم. از آن روز به بعد، بیشتر به نظم و برنامه خود توجه کردم و خواب و سایر مسائل زندگیام را سامان دادم. وقتی وارد سفر دوم شدم، برای خودم هدفگذاری کردم. چون یک بار در گذشته از مسیر نادرست آسیب دیده بودم، تصمیم گرفتم این بار هدف اصلی زندگیام را بر اساس آموزش و رشد خودم قرار دهم. با خودم گفتم باید ببینم چه مقدار آموزش گرفتهام و تا چه اندازه در مسیر ارزشها حرکت کردهام. به این نتیجه رسیدم که ارزش انسان را نباید صرفاً با پول و دارایی سنجید. برای خودم هدفی تعیین کردم که اگر روزی بین پول و آرامش قرار گرفتم، آرامش را انتخاب کنم. اگر روزی به اندازه یک میلیارد، دو میلیارد یا حتی بیشتر آموزش گرفته باشم، ارزش واقعی آن آموزشها زمانی مشخص میشود که بتوانم در زندگی آنها را اجرا کنم و آرامش خود را با پول معامله نکنم. امروز تلاش میکنم حرکت خود را به سمت ارزشها ادامه دهم. البته گاهی اوقات ممکن است ذهن انسان دچار خطا شود و تصمیم نادرستی بگیرد، اما مهم این است که انسان بتواند اشتباه خود را تشخیص دهد و از آن عبور کند. همین که متوجه شوم کاری که انجام دادهام اشتباه بوده است، برای من یک قدم رو به جلو محسوب میشود. در پایان از اینکه به صحبتهای من گوش دادید،تشکر میکنم.
جلسه هماهنگی راهنمایان

تایپ و ویرایش: مسافر علیرضا لژیون ششم(با استفاده از هوش مصنوعی)
عکاس: مسافر رسول لژیون ششم
ارسال خبر: سایت نمایندگی قوچان
- تعداد بازدید از این مطلب :
80