English Version
This Site Is Available In English

عبور از انزوا و آموزش‌پذیری در مسیر درمان

عبور از انزوا و آموزش‌پذیری در مسیر درمان

جلسه پنجم از دوره هجدهم کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰، نمایندگی دکتر مسعود، با استادی راهنمای محترم مسافر سهراب، نگهبانی مسافر بخشعلی و دبیری مسافر مظاهر با دستور جلسه «وادی هشتم و تاثیر آن روی من» یکشنبه 12 مهر ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ آغاز به کارکرد.

خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان سهراب هستم یک مسافر؛ در بدو ورودم، بسیار اتفاقی بچه‌های مرزبانی گفتند که امروز شما استاد جلسه هستید و یک لژیون خدمت‌‌گزار است. خب، انسان بسیار خوش‌حال می‌شود که چنین اتفاقی بیفتد، چراکه این جایگاه‌ها مرجعی برای آموزش است. الان هم که این موضوع را مطرح می‌کنم به این دلیل است که بچه‌ها بدانند ما قرار نیست فیلسوف بشویم و صحبت‌هایی مطرح کنیم که یک فیلسوف یا عارف بیان می‌کند. اصلاً نه این مجلس و نه این جایگاه، جایی برای چنین ادعاهایی نیست. هر درس و آموزشی، کلاس مخصوص به خود را می‌طلبد.
اینجا کنگره ۶۰ است و ما آمده‌ایم تا یاد بگیریم. این‌گونه نیست که اگر من اکنون صحبت می‌کنم و تپق نمی‌زنم، از همان روز اول این‌طور بوده است. من با وجود حدود ۱۰ یا ۱۱ سال حضور در کنگره، شاید تنها در دو یا سه سال اخیر توانسته‌ام بالاخره بر ترس خود غلبه کنم و سخن بگویم. این مسیر، نیازمند آموزش و به‌‌ویژه به‌کارگیری وادی هشتم است.
اگر بنشینی و حرکت نکنی و فقط در افکار خود زندگی کنی، هیچ اتفاقی رخ نمی‌دهد و درمان صورت نمی‌گیرد. اگر من همان روزهای اول به دلیل ترسم کنگره را رها می‌کردم، هیچ حرکتی انجام نمی‌شد و همان سهرابِ دوران مصرف باقی می‌ماندم؛ حتی مصرفم نیز درمان نمی‌شد. اما آن انزوا را کنار گذاشتیم. اگر می‌خواستم حداقل حرف خودم را اثبات کنم نه فقط صحبت کردن باز هم باید حرکت می‌کردم. بنابراین باید تکرار و تمرین کنیم؛ تکرار و تمرین است که باعث موفقیت انسان می‌شود و این مسئله در زندگی بسیار مهم است.
یکی از موضوعات بسیار مهم و با اهمیت، وادی هشتم: با حرکت، راه نمایان می‌شود است. وقتی می‌خواهی در مسیری قدم بگذاری، ابتدا همه چیز را نمی‌دانی؛ اما باید حرکت کنی. یک‌جایی هست که حتماً باید حرکت را آغاز کنی. جایی هست که می‌‌توانی از تفکر و مشورت دیگران استفاده کنی و بپرسی که این راه چگونه است، اما جایی هم هست که یک «باید» پشت آن قرار دارد؛ یعنی باید حرکت را شروع کرده و ادامه دهی تا مسیر هموار شود. البته همین مشورت گرفتن از دیگران نیز خود بخشی از شروع حرکت است. شما خواسته‌ای داری، مشورت می‌گیری که آیا این راه درست است یا خیر، و سپس حرکت می‌کنی.
اگر حرکت نکنیم، در انزوا و تفکرات خود باقی می‌مانیم. این‌ها آموزش‌هایی است که کنگره به ما می‌دهد. اگر همه ما به دوران مصرف و گذشته خود بازگردیم، می‌بینیم همیشه در افکارمان آن زمان که نشئه بودیم می‌گفتیم از فردا مصرف نمی‌کنم یا آن را کم می‌کنم، اما فردا می‌‌آمد و باز هم همان آش و همان کاسه بود! زیرا وادی پنجم (تنها تفکر، حل‌‌کننده نیست و باید ساختار فکری را به ساختار عملیاتی تبدیل کرد) را اجرایی نکرده بودیم.
تا زمانی که در مسیر قرار نگیریم و آن‌چه در ذهن ساخته‌ایم را عملی نکنیم، تغییری رخ نمی‌دهد. حرکت خوب است و سکون بد. اگر مسیر را اشتباه هم برویم، باز هم در حال حرکت هستیم. انسانِ ساکن مانند آب راکد در استخر است که اگر بماند، می‌گندد و آلوده می‌شود. ما باید حرکت کنیم، حتی اگر با اشتباه همراه باشد. بسیار پیش آمده که در مسیر زندگی راه‌های اشتباهی را رفته‌ایم، اما در نهایت بازگشته‌ایم و تجربیاتی به دست آورده‌ایم.
اگر سکون را انتخاب کنیم، مانند فردی می‌شویم که روزبه‌روز دچار بیماری‌های فکری و ذهنی می‌شود و این تفکرات منفی حتی می‌تواند انسان را به سمت نابودی ببرد. بنابراین، دست‌نوشته‌ها و دستورجلسات کنگره بسیار پرمفهوم هستند و نباید به‌‌سادگی از آن‌ها گذشت. «با حرکت راه نمایان می‌شود» و «با تفکر ساختارها آغاز می‌گردد»، پیام‌های عمیقی درباره درون و عمل ما دارند.
در کتاب نیز مطلبی هست که می‌گوید ما پس از رسیدن به درمان، بازپرداخت‌هایی نیز داریم؛ موضوع به همین‌جا ختم نمی‌شود. ما خطاهای زیادی انجام داده‌ایم و به زندگی دیگران آسیب زده‌ایم و اکنون زمان جبران است. اما در ابتدا باید خودمان را ببخشیم و به خودمان خدمت کنیم تا بتوانیم در ادامه، جبران خسارت کنیم.
نخست باید خود را ببخشیم و بازپرداخت بدهی به خود را انجام دهیم که همان سفر اول است و راهنما به ما یاد می‌دهد. سپس نوبت به جبران خسارت از خانواده می‌رسد؛ کسانی که آسیب‌های زیادی از طرف ما دیده‌اند. گاهی اگر فکر کنیم چه آسیب‌هایی به همسر، فرزند، پدر، مادر و برادر خود زده‌ایم، شرمسار می‌شویم.
زمانی که به کنگره آمدم و درمان شدم درمانی که تنها مربوط به مواد نبود، بلکه افکار و روان را نیز شامل می‌شد تازه متوجه رفتارهای گذشته‌ام شدم. اکنون وظیفه خود می‌دانم که از زمان رهایی، ابتدا با محبت، دوست داشتن و عشق، از خانواده‌ام دل‌جویی کنم. این جبران فقط به مسائل مادی محدود نمی‌شود، بلکه اصل کار، همین توجه و محبت است.
پس از خود و خانواده، نوبت به جبران خسارت از جامعه و اجتماع می‌رسد. در کتاب هم آمده است که ابتدا خودت را ببخش تا بتوانی حرکت کنی، سپس خانواده و در نهایت جامعه. امیدوارم راه درمان برای همه انسان‌ها هموار شود؛ دیر یا زود این اتفاق خواهد افتاد. از اینکه به صحبت‌های من گوش دادید، بسیار سپاس‌گزارم.

عکس: مسافر فرهاد
تایپ و تنظیم: مسافر امید

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...