English Version
This Site Is Available In English

دل‌نوشته یک مسافر

دل‌نوشته یک مسافر

 

گاهی آن‌قدر به سختی‌های مسیر فکر می‌کنیم که از برداشتن اولین قدم می‌ترسیم.
وادی هشتم به من یاد داد که برای پیدا کردن راه، باید حرکت کنم.

سلام دوستان سعید هستم یک مسافر


وقتی ایستاده‌ام، خیلی از مسیر برایم تاریک و نامعلوم است؛ اما با هر قدم، راه کمی بیشتر خودش را نشان می‌دهد. هر قدم کوچکی که برمی‌دارم، برای من یک پیروزی است.
در کنگره یاد گرفتم که فقط دانستن کافی نیست، باید دانسته‌هایم را به عمل تبدیل کنم.
اگر بخواهم تغییر کنم، باید از خودم و از همین امروز شروع کنم.
ممکن است در ابتدای راه اشتباه کنم یا خسته شوم، اما مهم این است که متوقف نشوم.
هر قدم کوچک من، می‌تواند شروع یک اتفاق بزرگ در زندگی‌ام باشد.
من آمده‌ام که زندگی‌ام را از نو بسازم، نه با عجله، بلکه آرام‌آرام  و با حرکت.
امروز می‌فهمم که هیچ راهی با نشستن و منتظر ماندن پیدا نمی‌شود! باید حرکت کنم، تجربه کنم و از مسیرم درس بگیرم. وادی هشتم به من امید داد که اگر حرکت کنم، راه خودش را به من نشان خواهد داد. همچنین این وادی به من یاد داد که راه، منتظر من نمی‌ماند؛ این من هستم که باید حرکت کنم.
حالا با تمام وجودم باور دارم که اگر قدم اول را بردارم، قدم‌های بعدی هم یکی‌یکی نمایان می‌شوند. اکنون این جمله زیبا رو باور دارم: «با حرکت، راه نمایان می‌شود.»

با تشکر از مهندس دژاکام

 

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...