پایان هرنقطه سرآغاز خط دیگری است
من به تازگی گل رهایی را از دستهای پرتوان آقای امین دژاکام دریافت کردهام. من چندماهی دورتر از مسافرم وارد کنگره ۶۰ شدم که نتوانستم گل رهایی را از دست آقای مهندس حسین دژاکام دریافت کنم . البته ایشان را از نزدیک دیدم و سخنان ایشان را شنیدم. رهایی در جمعیت احیای انسانی کنگره۶۰ حس و حال عجیبی برایم داشت، حسی که هیچگاه تجربه نکرده بودم. با گرفتن گل رهایی از دستان پر مهر امین دژاکام، معنی واقعی رهایی را درک کردم. آرزو دارم تمام سفر اولیها این حس و حال را به همراه مسافران خود تجربه کنند.
به نظر من حس و حال در هر فردی متفاوت است. این بستگی به کیفیت سفری که انجام داده دارد. حقیقتاً تا به حال به یاد نمیآورم تا این حد برای دیدن فردی که حتی یک بار هم با او هم کلام نشدهام به وجد آمده باشم. کسی که با بند محبت خود تمام افراد کنگره۶۰ را به هم وصل کرده است و سرچشمه آرامش در کنگره۶۰ است. من سرچشمه این آرامش را میستایم و ایمانی عجیب به این راه دارم.
دیدن کسی که ده ماه صدایش را میشنیدم و سخنان او را مینوشتم، واقعاً حس و حال عجیبی برایم داشت. من شنیده بودم با دریافت گل رهایی از دستان پر برکت آقای مهندس حسین دژاکام و امین دژاکام انسان خیلی انرژی میگیرد؛ اما تا ندیده بودم هیچ معنی برایم نداشت.
با ورودم به ساختمان سیمرغ انگار وارد تکهای از بهشتی شدم که خداوند در زمین قرار داده است. پلههای ساختمان را یکییکی طی کردم، باور نداشتم بالاخره به جایی رسیدم که یک سال انتظار دیدن آن را کشیدهام. با دیدن آن منبع نوری که در زندگی ما تابیده بود از شوق زندگی، عشق و انرژی پر شدم. با دیدن ایشان بغضی از جنس شوق و وصال به سراغ من آمد و حقیقتاً هم انرژی آن هم از نوع الهی دریافت کردم.
تمام اعضای کنگره۶۰ مانند خانواده بزرگ هستند که چقدر قشنگ و زیبا کنار یکدیگر سختیها را آسان میکنند.
زمانی که وارد کنگره شدم حس و حال خوبی نداشتم حالم به شدت خراب بود . در اوایل سفر با خود میگفتم؛ باید ۱۰ماه زمان بگذارم! سیدی بنویسم! هفتهای دو جلسه در شعبه حضور داشته باشم! با گذشت زمان متوجه شدم؛ من بیشتر از مسافرم به کنگره۶۰ و آموزشهای آن احتیاج دارم.
با حرکت راه نمایان میشود. من با حرکت متوجه اتفاقاتی که در درون خود میافتاد شدم. متوجه شدم، اگر من سالها با مصرفکننده موادمخدر زندگی کردم و حالا به واسطهی مسافرم در کنگره۶۰ حضور دارم این عین عدالت است.
با گرفتن گل رهایی انگار باری از روی دوش من برداشته شد و وارد مرحلهای جدید شدم. پایان هر نقطه سر آغاز خط دیگریست. با نوشتن ۴۰ سیدی وارد سفر دوم و پروسه خدمت شدم.
اگر ۱۰ماه با خیال راحت، کنگره۶۰ آمدم به لطف تمام کسانی بود که در کنگره۶۰ ماندند و خدمت کردند و چراغ آن را روشن نگه داشتند و اینک نوبت من است که زکات رهاییم را بپردازم.
دیگران کاشتند و ما خوردیم
ما بکاریم تا دیگران بخورند
از آقای مهندس حسین دژاکام که بیشک انسانی والا مقام و بزرگ هستند که توانستند با تدبیر و تلاش راه درمان اعتیاد را کشف کنند و بسیاری از زندگیها را نجات دهند، تشکر و قدردانی میکنم از خانواده محترم ایشان نیز تشکر میکنم. از راهنما همسفرخانم سهیلای عزیز که در این مسیر راهنمای من بودند و من را به صراطمستقیم هدایت کردن تشکر میکنم. از تمامی خدمتگزاران شعبه خصوصا ایجنت محترم ،مرزبانان محترم تشکر می کنم، از مسافرم تشکر میکنم که با خواست قلبی خود وارد کنگره۶۰ شد و به رهایی رسید.
نویسنده: همسفر طیبه (لژیون دوم)
منبع: دلنوشته
ویرایش: همسفر ثریا رهجوی راهنما همسفر سهیلا (لژیون دوم)
ارسال: همسفر عاطفه راهنمای تازه واردین دبیرسایت
همسفران نمایندگی فیروزآباد فارس
- تعداد بازدید از این مطلب :
52