جلسه یازدهم از دوره دهم کارگاه های آموزشی عمومی کنگره ۶۰ به استادی راهنما محترم کیان و نگهبانی مسافر میثم و دبیری مسافر حمیدرضا با دستور جلسه * وادی هشتم وتأثیر آن روی من * روز شنبه 11 مهر ماه راس ساعت 16:30 آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد:
به اعتقاد من، جناب مهندس از هر زاویهای که به شخصیت و عملکرد ایشان نگاه کنیم، انسانی اندیشمند و متفکری بزرگ هستند. این موضوع را بدون هیچگونه تعصب عرض میکنم؛ زیرا وقتی به رفتار، اندیشه و نتیجه عملکرد ایشان نگاه میکنیم، دوراندیشی و نگاه عمیق ایشان در مسائل مختلف کاملاً نمایان است.
برای مثال، در روش درمان DST که سالها پیش طراحی و پایهگذاری شده است، قوانین و اصولی وجود دارد که همچنان در مسیر درمان مورد استفاده قرار میگیرد. این موضوع نشان میدهد که برای طراحی یک برنامه دقیق، نیاز به تفکر، آیندهنگری و شناخت عمیق از موضوع وجود داشته است.
وقتی به دوران مصرف خودم نگاه میکنم، یکی از ویژگیهایی که در خودم و بسیاری از مصرفکنندگان میدیدم، عدم تحرک بود. ممکن بود در دوران مصرف، ساعتها فکر کنیم و برای موضوعات مختلف برنامهریزی کنیم، اما این تفکرات بیشتر در حد رؤیا و تصور باقی میماند و کمتر به عمل منتهی میشد.
جناب مهندس برای بیان این موضوع، مثال زیبایی درباره فردی مصرفکننده مطرح میکردند. فردی سالها در خانه مینشست، وافور و منقل خود را آماده میکرد و در همان شرایط برای آینده برنامهریزی میکرد. او در ذهن خود تصور میکرد که ابتدا پشم گوسفندان را جمع میکند، آنها را به همسرش میدهد، همسرش پشمها را رنگ میکند و قالی میبافد، سپس قالیها را میفروشند و با پول آن شتر میخرند. شترها زاد و ولد میکنند و تعدادشان بیشتر میشود و در نهایت زندگی بسیار متفاوتی برای خود تصور میکرد.
این فرد در ذهن خود تمام این مراحل را طی کرده بود، اما در واقعیت هیچ حرکتی انجام نمیداد. این مثال بهخوبی نشان میدهد که تفکر بدون حرکت و عمل، بهتنهایی نمیتواند تغییری در زندگی ایجاد کند.
در وادیهای گذشته نیز مسیر بهصورت مرحلهبهمرحله برای ما مشخص شده است. در وادی اول، تفکر کردن را میآموزیم. زمانی که شروع به تفکر میکنیم، ممکن است ناامیدی و احساس از دست دادن گذشته به سراغمان بیاید؛ اما وادی دوم به ما یادآوری میکند که هیچ موجودی به جهت بیهودگی قدم به حیات نگذاشته است و نباید ناامید شویم.
در وادی سوم، مسئولیت زندگی خود را میپذیریم. دیگر نمیتوانیم همه مشکلات را به گردن دیگران بیندازیم و باید بپذیریم که بخشی از شرایطی که در آن قرار گرفتهایم، نتیجه انتخابها و عملکرد خودمان بوده است.
در وادی چهارم نیز مسئولیت کار و زندگی خود را از دوش خداوند برمیداریم و درمییابیم که برای تغییر شرایط، خودمان باید حرکت کنیم.
در وادی پنجم، تفکرات خود را وارد مرحله عمل میکنیم؛ زیرا در جهانی زندگی میکنیم که همراه با حرکت و رسیدن است. اگر قرار است از نقطهای به نقطه دیگر برسیم، باید حرکت کنیم.
در این مرحله این سؤال مطرح میشود که از چه کسی باید فرمان بگیریم و با چه کسی مشورت کنیم. در سفر اول، راهنما نقش مهمی در مسیر درمان دارد و ما باید با آموزش و فرمانبرداری صحیح، مسیر را طی کنیم. در سفر دوم نیز با افزایش دانایی و تجربه، توان تصمیمگیری فرد بیشتر میشود و میتواند در مسائل مختلف از عقل و تفکر خود و همچنین مشورت با دیگران استفاده کند.
.jpg)
در وادی هفتم میآموزیم که رمز و راز کشف حقیقت در دو چیز است: یافتن راه و آنچه برداشت مینماییم.
یعنی ابتدا باید راه درست را پیدا کنیم. صرفاً تصمیم گرفتن برای ترک اعتیاد کافی نیست. باید بدانیم از چه مسیری و با چه روشی میخواهیم به درمان برسیم. بسیاری از ما در گذشته بارها روشهای مختلف را امتحان کرده بودیم، اما چون راه صحیح را پیدا نکرده بودیم، نتیجه مطلوب حاصل نمیشد.
اینجاست که وادی هشتم اهمیت پیدا میکند؛ زیرا با حرکت، راه برای انسان نمایان میشود.
وقتی یک فرد قدم در مسیر کنگره ۶۰ میگذارد، ابتدا مشاوره میشود، آموزش میگیرد و با مسیر درمان آشنا میشود. سپس وارد لژیون میشود و برنامه درمانی خود را دریافت میکند. با انجام دادن و حرکت کردن، بهتدریج تغییرات را احساس میکند.
به نظر من، حرکت یکی از اصول مهم زندگی است. هیچ چیز در جهان هستی در سکون مطلق نیست. اگر انسان بخواهد در مسیر ارزشها و خواستهای درست حرکت کند، باید خودش نیز حرکت داشته باشد. بدون حرکت، اتفاقی رخ نخواهد داد.
در همین راستا، امروز شاهد تولد یک سال رهایی مسافر پرویز هستیم. پرویز عزیز در ابتدای مسیر، نگرانیها و ترسهای زیادی داشت و حتی نسبت به شرایط جسمی خود نگرانیهایی مطرح میکرد. اما با ادامه مسیر، حضور در جلسات و اجرای برنامه درمانی، بهتدریج شرایط تغییر کرد.
امروز وقتی به پرویز نگاه میکنیم، با انسانی مواجه هستیم که علاوه بر تغییرات جسمی و روحی، در مسیر خدمت و مسئولیتپذیری نیز قدم برداشته است. ایشان انسانی مؤدب، مهربان، خانوادهدوست و اهل عمل هستند و هر زمان که در نمایندگی به حضور و همکاری ایشان نیاز بوده، حضور داشتهاند.
پرویز عزیز در ساخت و پیشرفت نمایندگی نیز حضور فعالی داشته و نشان داده است که خدمت در کنگره ۶۰ برای او فقط یک عنوان نیست، بلکه بخشی از مسیر رشد و حرکت اوست.
هر انسانی ویژگیهای خاص خودش را دارد. ممکن است یک نفر بیشتر صحبت کند و دیگری کمتر صحبت کند، اما در عمل حضور داشته باشد. پرویز از جمله افرادی است که بیشتر اهل عمل است و نتیجه این عمل را میتوان امروز در زندگی او مشاهده کرد.
حضور همسر محترم ایشان در این جشن نیز نشاندهنده تغییرات مثبتی است که در زندگی مشترک آنها اتفاق افتاده است.
این موفقیت را به همسر محترم پرویز نیز تبریک میگویم و برای هر دوی آنها آرزوی آرامش، سلامتی و ادامه مسیر رشد و خدمت دارم.
در پایان، لازم میدانم از زحمات و تلاشهای جناب مهندس و خانواده محترم ایشان و همچنین تمامی خدمتگزاران کنگره ۶۰ قدردانی کنم. ما امروز نتیجه سالها تفکر، آموزش، تلاش و خدمت را در زندگی خود و دیگر انسانها مشاهده میکنیم.
به نظر من، یکی از مهمترین نکاتی که باید همیشه به خاطر داشته باشیم، قدردانی از کسانی است که این مسیر را برای ما فراهم کردهاند. اگر این دانش، روش درمان و ساختار وجود نداشت، بسیاری از ما امروز در شرایط دیگری قرار داشتیم.
.jpg)
و در ادامه تولد مسافر پرویز:
.jpg)
و صحبت های مسافر پرویز:
نزدیک به ۲۶ ماه از حضور من در کنگره ۶۰ میگذرد. اگر بخواهم از روزهای ابتدایی سفرم صحبت کنم، باید بگویم که در آن زمان حال و شرایط خوبی نداشتم. پس از حدود ۱۵ سال تخریب، از نظر جسمی و ظاهری نیز شرایط مناسبی نداشتم و زندگیام تحت تأثیر مصرف مواد قرار گرفته بود.
خدا را شکر میکنم که به لطف کنگره ۶۰، جناب مهندس و راهنمای محترمم، مسافر کیان، این فرصت را پیدا کردم که وارد مسیر درمان شوم و بتوانم زندگی خود را تغییر دهم.
قبل از اینکه وارد مصرف مواد شوم، مانند هر انسان دیگری برای خودم شخصیت، جایگاه و زندگی مشخصی داشتم؛ اما مصرف مواد بهتدریج همه چیز را تحت تأثیر قرار داد.
در آن دوران حدود ۱۶۰ کیلوگرم وزن داشتم و شرایط زندگیام بهگونهای شده بود که گاهی ساعتها و حتی تا نیمههای شب و صبح بیرون از خانه بودم. همسرم ساعتها منتظر میماند که من چه زمانی به خانه برمیگردم. گاهی از جنوب تهران و پاکدشت حرکت میکردم و زمانی به خانه میرسیدم که نزدیک صبح بود. بعد میخوابیدم و عصر دوباره از خانه خارج میشدم.
در آن دوران تقریباً به هیچ چیز توجه نداشتم. وقتی انسان حتی به فکر خودش نباشد، طبیعی است که نمیتواند به فکر خانواده و اطرافیانش نیز باشد.
مصرف مواد من بسیار سنگین شده بود و روزانه حدود ۲۵ گرم تریاک مصرف میکردم. در ادامه نیز مواد دیگری وارد زندگیام شد و مدتی هم متادون مصرف میکردم و بیشتر اوقات در حالت خوابآلودگی و چرت بودم.
خدا را شکر میکنم که آن روزها پشت سر گذاشته شده است. امیدوارم هیچکس آن شرایط سخت را تجربه نکند و هیچکدام از ما دوباره به آن روزها بازنگردیم.
امروز از حضور در این جمع بسیار خوشحالم. کنگره ۶۰ برای من مانند یک خانواده است و حتی در بعضی مواقع احساس میکنم اینجا را از بسیاری از اعضای خانواده خودم نیز بیشتر دوست دارم. البته همسر و فرزندانم جایگاه بسیار ارزشمندی در زندگی من دارند، اما کنگره ۶۰ نیز جایگاه خاصی در زندگی من پیدا کرده است؛ زیرا در اینجا انرژی، آموزش و محبت زیادی دریافت میکنم.
در کنگره با بچهها گاهی شوخی میکنیم و ممکن است صحبتهایی بین ما ردوبدل شود، اما همه اعضای کنگره را قلباً دوست دارم و اگر در بعضی مواقع شوخی یا صحبت خاصی داشتهام، از همه عزیزان میخواهم آن را به دل نگیرند.
یکی از خاطراتی که از روزهای ابتدایی حضورم در کنگره دارم، مربوط به زمانی است که تازه وارد شعبه شده بودم. در آن زمان شرایط و ظاهر مناسبی نداشتم و هنوز با فضای کنگره آشنا نبودم. وقتی برای مشاوره و راهنمایی نزد آقا کیان رفتم، ایشان با همان نگاه و برخورد امیدوارکننده به من گفتند: درست میشود، انشاءالله.
همین انرژی مثبت و امیدی که از راهنمای محترمم دریافت کردم، برای من بسیار ارزشمند بود. فکر میکنم بسیاری از ما در کنگره از یکدیگر انرژی میگیریم و همین ارتباط و محبت، باعث میشود مسیر درمان را با انگیزه بیشتری ادامه دهیم.
امروز بسیار خوشحالم که در این جایگاه قرار گرفتهام و توانستهام بخشی از زندگی گذشته خود را پشت سر بگذارم. از جناب مهندس و راهنمای محترمم، آقا کیان، صمیمانه تشکر میکنم که به من کمک کردند از شرایط سخت گذشته خارج شوم و مسیر تازهای را در زندگی آغاز کنم.
از خداوند سپاسگزارم که فرصت حضور در کنگره ۶۰ را به من داد و از همه عزیزانی که در این مسیر به من کمک کردند، تشکر میکنم.
امیدوارم بتوانم در ادامه مسیر، آموزش بگیرم، خدمت کنم و آنچه را که از کنگره دریافت کردهام، در زندگی خود به کار بگیرم.
در پایان، از جناب مهندس، آقا کیان و تمام اعضای کنگره ۶۰ که در این مسیر همراه و پشتیبان من بودند، صمیمانه تشکر میکنم.
.jpg)
عکاس: مسافر محمد
تایپ: مسافر حمیدرضا
ویراستاری: مسافر احسان
سایت نمایندگی پردیس
- تعداد بازدید از این مطلب :
261