English Version
This Site Is Available In English

برای بخشیدن اول باید اذنش صادر شود

برای بخشیدن اول باید اذنش صادر شود

اولین جلسه از دوره دهم، سری کارگاه‌های آموزشی کنگره شصت ،ویژه لژیون سردار شعبه ابن سینا ، به استادی مسافر اسمائیل ، نگهبانی مسافر موسی ،خزانه داری موقت مسافر حسین ، دبیری موقت مسافر مجتبی با دستور جلسه "وادی هفتم:رمز و راز کشف حقیقت در دو چیز است،یکی یافتن راه، و دیگری آنچه برداشت می نمائیم" در روز چهارشنبه مورخ 25 شهریور 1405راس ساعت ۱۵:۳۰ آغاز بکار نمود.

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان، اسماعیل هستم، یک مسافر. از نگهبان، دبیر، وخزانه ‌دار و همچنین اعضای لژیون سردار که به من اجازه خدمت دادند، تشکر می‌کنم. بابت دستور جلسه وادی هفتم؛ وادی هفتم در سرتیتر خود می‌گوید: رمز و راز کشف حقیقت در دو چیز است: یکی یافتن راه، و دیگری آنچه ما برداشت می‌کنیم. خیلی جالب است که اول این متن، پیش از قدرت مطلق، «بسم الله الرحمن الرحیم» آمده است. در کتاب مخزن‌الاسرار نظامی آمده است: «هست کلید در گنج حکیم.» یعنی آن بخششی که آمده، همان کلید است. می‌خواهم درباره همین وادی هفتم صحبت کنم و بسیار ساده و راحت بگویم. خدا را شکر، ما اکنون یک دوره آموزشی شاگردی آقای زرکش را گذراندیم.

در دوره نگهبانی به ما یاد داده‌اند که در لژیون سردار درباره سفر اول زیاد صحبت نکنیم، چون دیگر سفر اول را رد کرده‌ایم و باید بابت سفر دوم، گلریزان و جشن گریزان صحبت کنیم. اینجا جمعی است که خدا را شکر، همه اساتید من هستند؛ راهنما، شال‌دار و... . خیلی دوست داشتم که سفر دومی‌ها از لژیون‌های شما زیاد باشند، ولی خب، حالا خدا را شکر خودتان هستید. همین برای ما کافی است که امروز پیامی از اینجا بدهیم تا سفر دومی‌ها هم در لژیون حضور داشته باشند. خیلی مواقع انسان چیزی را حق خودش می‌داند، ولی حقیقت چیز دیگری است. خیلی تلاش می‌کنی و می‌گویی حق من این نیست؛ پشت این حق، حقیقتی است.

آن حرف اصلی را می‌زند و حقیقت هم همان قدرت مطلق است. بابت این لژیون سردار، می‌خواهم راحت‌تر صحبت کنم؛ به من، اسماعیل، خیلی درس‌ها داد. یعنی واقعاً سوای آن سفر اولم که با پای خودم برای درمان اعتیاد آمده بودم، آن یک مقوله‌ای بود برای خودم، برای درد خودم. ولی وقتی می‌خواهی در سفر دوم وارد شوی، تنها راه ورودش همین بخشیدن است؛ که اول خودت را ببخشی، بعد هم بمانی، پای کار بمانی. انسان باید یک برداشتی داشته باشد. این کنگره قضیه‌اش چیست؟ منه اسماعیل، مثل همه می‌گویم: یک دوره آمدم برای درمانم، حالا آمدم سفر دوم. زندگی‌ام نجات پیدا کرد. آن خواسته‌ای که داشتم، کنگره گذاشت کف دستم.

امروز در لژیون نیکوتین هم گفتم خیلی چیزها را مواد از من گرفت. یعنی من را با خاک یکسان کرد، نابودم کرد. ولی باز آخر جلسه گفتم همه آن‌ها فدای سلامتی‌ام که واقعاً این سلامتی را من به دست آوردم. واقعاً آن گنجی که آقای مهندس گذاشته کف دست من، ارزشش خیلی بالاتر از آن چیزهایی است که من الان می‌گویم. خدا را شکر که الان نیست، ولی الان این اسماعیل اینجا نشسته، سالم است و می‌تواند صحبت کند. حالا صحبت هم چیست؟ بخشش است. بخشش یک حساب‌وکتابی دارد.اگر بی‌توقع باشد خیلی خوب است، بدون اینکه هیچ خواسته‌ای داشته باشد. حالا یک روزی من آمدم در جشن گریزان شرکت کردم  دیدم نمی‌توانم شالی به دست بیاورم. فکر کردم با پولم می‌توانم یک شال پهلوانی بگیرم. خواسته بوده دیگر؛ خواسته بوده بابت آن پول، من یک شال بگیرم. ولی آن هم خدا به من نشان داد که نه، این‌جوری نیست، باید اولاً اذنش صادر شود تا بتوانی از پولت ببخشی.بازهم تشکر میکنم از همه شما که حضور دارید،ممنونم که توجه کردید.

تنظیم و تایپ: مسافر مهدی لژیون دوازدهم

عکس: گروه سایت نمایندگی

نگارنده: مسافر محمد لژیون دوازدهم

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...