جلسه نهم از دوره پنجاهم کارگاههای آموزشی عمومی مسافران و همسفران کنگره 60 نمایندگی کوروش آذرپور به استادی راهنمای محترم مسافر حسین، نگهبانی راهنمای محترم مسافر افشار و دبیری مسافر حسن با دستور جلسه "وادی هشتم و تاثیر آن روی من" روز شنبه 11 مهر ماه 1405 ساعت 16:30 آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان، حسین هستم، یک مسافر. خدا را شکر میکنم که امروز این فرصت را دارم تا در جایگاه خدمت قرار بگیرم، آموزش بگیرم و در تولد یک سال رهایی مسافر جعفر در کنار شما عزیزان باشم. برای همه شما آرزوی توفیق و سعادت دارم. همانطور که میدانید فصل در حال تغییر است و شاهد اولین بارانهای پاییزی هستیم. ما در کنگره برای همهچیز از طبیعت الگو میگیریم. بهار، فصل زایش و رویش است، تابستان زمان بیدار شدن نیروهاست و پاییز فصل نظم، انضباط و برگریزان است. تمام اینها برای ما آموزش است تا در مسیر تغییر و حرکت باشیم.
دستور جلسه امروز «وادی هشتم؛ با حرکت، راه نمایان میشود» است. به نظر من یکی از مهمترین موضوعات در حرکت، داشتن هدف است. زمانی که وارد کنگره شدم، همیشه هدفم درمان بود و هیچوقت اجازه ندادم این هدف تغییر کند. در وادی هشتم هم تأکید میشود که وقتی میخواهیم حرکت کنیم، باید هدف مشخصی داشته باشیم و آن را گم نکنیم. موضوع مهم دیگر، خواستن است. دوست داشتن با خواستن تفاوت دارد. کسی که واقعاً چیزی را میخواهد، هر روز آن را در ذهن خودش زنده نگه میدارد و برای رسیدن به آن حرکت میکند.
همانطور که در وادی هشتم میخوانیم: «آب کم جوی، تشنگی آور به دست.» در مسیر درمان، راههای فرعی زیادی وجود دارد و ما باید قدرت تشخیص را داشته باشیم که وارد آنها نشویم. نباید خودمان را با دیگران مقایسه کنیم یا درگیر جزئیات سفر دیگران شویم. من باید مسیر درمان خودم را بشناسم، طبق برنامه حرکت کنم، دارو را بهموقع مصرف کنم و آموزشها را بگیرم و اجرا کنم. درگیر شدن با مسائل دیگران، قضاوت کردن یا پرداختن به اینکه چرا فلانی اینگونه سفر میکند، میتواند ما را از هدف اصلی دور کند. این دستور جلسه تأثیر زیادی در سفر اول و ادامه زندگی من داشته و امیدوارم از مشارکتهای شما عزیزان هم آموزش بگیرم.

اما بخش دوم، تولد یک سال رهایی مسافر جعفر است. جعفر زمانی که من لژیون ۱۷ را از آقای عبدی تحویل گرفتم، تقریباً در اواخر سفر اولش بود. در این مدت، علاوه بر رابطه راهنما و رهجو، دوستی خوبی هم بین ما شکل گرفته است. یکی از ویژگیهای بسیار خوب جعفر، رعایت حرمتها و احترام به جایگاههای کنگره است. همچنین هیچوقت به من دروغ نمیگفت و در مورد دیگران هم اهل بدگویی و زیرآبزنی نبود. این صداقت، یکی از بزرگترین کمکها به خودش و درمانش بود. جعفر یک بار دیگر هم در کنگره سفر کرده بود، اما آن سفر موفق نبود.
این بار شرایط سختتری داشت؛ مصرفهای مختلفی داشت و بسیار ناامید شده بود. اما خدا را شکر، این بار با حضور منظم در جلسات، اعلام سفر و گرفتن آموزش، توانست سفر اول خوبی داشته باشد و از اعتیاد رها شود. جعفر در سفر دوم نیز تغییرات زیادی کرد. یکی از دلایل مهم این تغییرات، فرمانبرداری و تلاش خودش بود. در روزهایی که خیلی از بچهها در خانه استراحت میکردند، او برای آموزش گرفتن و خدمت کردن همراه من میآمد و از آموزشهای مختلف استفاده میکرد. بعدها به من گفت که قصد ازدواج دارد و من واقعاً از این بابت خوشحال شدم.
ما میدانیم داشتههای انسان با خدمت، تصفیه و پالایش به دست میآید و تلاشهای جعفر در سفر دوم، امروز نتیجه خودش را نشان داده است. امیدوارم مرحله ازدواج را هم با موفقیت پشت سر بگذارد و در زندگی شخصی، خانواده و همچنین کنگره، انسانی توانمند و مؤثر باشد. تولد یک سال رهایی جعفر عزیز را تبریک میگویم و برایش بهترینها را آرزو دارم.

"در ادامه اهدای شال پهلوانی به راهنمای محترم مسافر حسین و مسافر مهدی"



"در ادامه تولد یکسال رهایی مسافر جعفر ازلژیون هفدهم"

اعلام سفر مسافر جعفر:
سلام دوستان جعفر هستم مسافر، با بیش از 10سال تخریب وارد کنگره شدم آخرین آنتی ایکس شیشه و هروئین،مدت دوازده ماه و بیست و یک روز سفر کردم .به روش DST با داروی OT با راهنمایی راهنمای خوبم حسین آقا درویش از لژیون هفدهم ،رهایی دو سال و چهار ماه .ودر ادامه یک سفر سیگار داشتم با راهنمایی آقا بهروز رهایی از بند نیکوتین دو سال و سه ماه.

آرزوی مسافر جعفر :
آرزو میکنم بتوانیم برای شعبه کوروش آذرپور یک مکان جدید بخریم.

خلاصه سخنان مسافر جعفر:
سلام دوستان جعفر هستم مسافر، من روز اول که وارد کنگره شدم و اعلام کردم تازه وارد همه من را تشویق کردند و من چه شور و شوقی داشتم و الان هم که من را تشویق کردید همین طور شدم.اول از همه از مهندس دژاکام و خانواده محترمشون تشکر میکنم که این بستر رو فراهم کردند تا من نوعی به درمان برسم. از حسین آقا درویش و آقا بهروز تشکر میکنم که زحمت بنده رو کشیدن.
ابتدا لژیون آقا بهروز بسته بود از آقا مجید عشرتی تشکر میکنم که اون موقع مرزبان بودند و اجازه دادن وارد لژیون ایشان بشم و آقا بهروز به من گفتند که من چون شما دومین بار است که سفر میکنید به شما خیلی سخت میگیرم و ایشان با خدمتی که به بنده دادند خیلی به من کمک کردند، تشکر میکنم از واحد اوتی و آقای محمد بهرامی که به من آموزش دادند در اون جایگاه و همچنین واحد سایت و حسین آقا کرمی. این خدمت ها خیلی به من کمک کردند و باعث ماندگاری من در کنگره شدند.
واقعا سفر اولی ها برای ماندگار شدن به این خدمت ها نیاز دارند و باید حتما حرف گوش کن باشند و در یک کلام در سفر اول قید همه چیز را بزنند و فقط به سفر خود برسند. در آخر سخنانم را با یک بیت از مولانا تمام میکنم: معشوق به سامان شد تا باد چنین بادا، کفرش همه ایمان شد تا باد چنین بادا
خیلی ممنون که به صحبت های من گوش کرد.



.jpg)

مرزبان کشیک: مسافر جواد
تنظیم و ویراستار: مسافر محمد از لژیون یکم
تایپ:مسافر محمد از لژیون یکم
مسافران و همسفران نمایندگی کوروش آذرپور
- تعداد بازدید از این مطلب :
248