مقدمه.
هر انسانی در زندگی خود برای رسیدن به خواستهها و اهدافش نیاز به حرکت دارد. گاهی ما تصور میکنیم ابتدا باید تمام مسیر را بشناسیم، تمام مشکلات آینده را پیشبینی کنیم و بعد حرکت را آغاز کنیم؛ اما همیشه چنین امکانی وجود ندارد. یکی از پیامهای مهم وادی هشتم این است که بسیاری از مسیرها در هنگام حرکت برای ما آشکار میشوند و اگر در سکون بمانیم، ممکن است هیچگاه راه خود را پیدا نکنیم.
وادی هشتم با جملهی بسیار زیبای «با حرکت راه نمایان میشود» به من یادآوری میکند که زندگی یک مسیر است و برای عبور از مشکلات و رسیدن به آرامش، تنها دانستن و فکر کردن کافی نیست؛ بلکه باید آنچه را آموزش گرفتهایم به مرحلهی عمل برسانیم.
مفهوم حرکت.
حرکت فقط جابهجا شدن از یک مکان به مکان دیگر نیست. حرکت میتواند یک تغییر در افکار، رفتار، نگرش و جهانبینی انسان باشد. گاهی ممکن است جسم من در حال حرکت باشد، اما در درون خود همچنان در سکون باشم. برای مثال، اگر همیشه همان افکار گذشته را داشته باشم، دیگران را مقصر بدانم، از مشکلات فرار کنم یا مسئولیت تصمیمهای خودم را نپذیرم، در واقع حرکت سازندهای نداشتهام.
در آموزشهای کنگره ۶۰ یاد میگیرم که برای ایجاد تغییر واقعی، باید از درون خودم شروع کنم. ابتدا باید تفکر کنم، آموزش بگیرم، تجربه کنم و سپس در مسیر درست حرکت کنم. این حرکت به مرور باعث میشود چیزهایی را ببینم که قبل از آن برایم قابل مشاهده نبود.
تأثیر که وادی هشتم.
وقتی به گذشته خودم نگاه میکنم، متوجه میشوم که خیلی وقتها منتظر بودم شرایط تغییر کند تا من هم بتوانم آرامش بیشتری داشته باشم. گاهی فکر میکردم اگر مشکلات زندگی برطرف شود، اگر دیگران رفتارشان را تغییر دهند یا اگر شرایط بهتر شود، حال من هم خوب خواهد شد.
اما وادی هشتم ،به من یاد داد که نمیتوانم همیشه منتظر تغییر شرایط بیرونی باشم. من باید از جایگاه خودم حرکت کنم و تغییر را از خودم آغاز کنم.
این وادی باعث شد،بفهمم مسئولیت زندگی من بر عهده خود من است. البته این به معنای آن نیست که همه اتفاقات زندگی تحت کنترل من هستند، بلکه یعنی در برابر انتخابها، رفتارها و واکنشهای خودم مسئول هستم.
ارتباط وادی هشتم با تفکر و آموزش.
به نظر من وادیها مانند زنجیرهای به یکدیگر ارتباط دارند. در وادیهای گذشته با تفکر، شناخت نیروهای درونی و حرکت در مسیر زندگی آشنا میشویم و در وادی هشتم، این آموزشها بیشتر به مرحله عمل نزدیک میشوند.
اگر فقط آموزش بگیرم ولی آن را در زندگی اجرا نکنم، آموزش من نتیجهی کاملی نخواهد داشت. دانایی زمانی ارزش واقعی خود را نشان میدهد که بتوانم آن را در رفتار و تصمیمهای خودم به کار ببرم.
برای مثال، ممکن است بدانم قضاوت کردن کار درستی نیست، اما اگر در زندگی مرتب دیگران را قضاوت کنم، هنوز آموزش من به مرحله عمل نرسیده است. ممکن است بدانم صبر و محبت اهمیت دارد، اما زمانی که با یک مشکل روبهرو میشوم نتوانم آرامش خود را حفظ کنم. بنابراین حرکت واقعی زمانی اتفاق میافتد که دانستههای من تبدیل به عمل شوند.
حرکت همراه با صبر و استمرار.
یکی دیگر از چیزهایی که از وادی هشتم یاد میگیرم این است که حرکت باید استمرار داشته باشد. نمیتوان انتظار داشت با یک تصمیم یا یک قدم کوچک، تمام مشکلات زندگی به یکباره برطرف شوند.
در کنگره ۶۰ نیز درمان و تغییر، یک مسیر تدریجی است. انسان باید قدمبهقدم آموزش بگیرد و در مسیر حرکت کند. همین حرکتهای کوچک اگر ادامهدار باشند، در طول زمان میتوانند تغییرات بزرگی ایجاد کنند.
من هم در زندگی خودم باید یاد بگیرم که اگر امروز نتوانستم به هدفی که دارم برسم، ناامید نشوم. مهم این است که متوقف نشوم و دوباره حرکت کنم.
حرکت و خارج شدن از ترس.
گاهی ترس باعث میشود انسان اصلاً قدم اول را برندارد. ممکن است از شکست خوردن، اشتباه کردن یا قضاوت دیگران بترسیم و به همین دلیل در جای خود باقی بمانیم.
وادی هشتم به من میآموزد که برای شناختن مسیر، باید حرکت کنم. ممکن است در ابتدای راه همه چیز برایم روشن نباشد، اما با حرکت و تجربه، مسیر کمکم نمایان میشود.
این موضوع در زندگی من اهمیت زیادی دارد؛ زیرا متوجه شدم همیشه نباید منتظر اطمینان صددرصدی باشم. گاهی باید با تفکر و آموزش، تصمیم درست را بگیرم و سپس قدم اول را بردارم.
تأثیر وادی هشتم در جایگاه همسفری.
به عنوان یک همسفر، این وادی برای من معنای ویژهای دارد. من در کنار مسافرم در مسیر درمان قرار گرفتهام، اما باید بدانم که مسیر من با مسیر مسافرم تفاوتهایی دارد.
من نمیتوانم به جای مسافرم حرکت کنم و نمیتوانم تمام مسئولیتهای او را بر عهده بگیرم. کاری که از دست من برمیآید این است که خودم آموزش بگیرم، تغییر کنم، جهانبینی خودم را ارتقا بدهم و در جایگاه یک همسفر درست حرکت کنم.
وقتی من به جای کنترل کردن و نگرانی بیش از حد، روی خودم کار میکنم، آرامش بیشتری پیدا میکنم. یاد میگیرم به جای اینکه دائم بگویم «مسافرم باید تغییر کند»، از خودم بپرسم: من امروز برای بهتر شدن خودم چه قدمی برداشتهام؟
این سؤال برای من بسیار مهم است، چون باعث میشود مسئولیت خودم را ببینم.
حرکت از ضد ارزشها به سمت ارزشها.
از نگاه من، یکی از مهمترین حرکتهای انسان، حرکت از تاریکی به سمت روشنایی است. این حرکت ممکن است با تغییرهای بسیار کوچک آغاز شود؛ مانند کمتر قضاوت کردن، کمتر غیبت کردن، کنترل خشم، احترام به دیگران، انجام وظایف، خدمت کردن و تلاش برای اصلاح رفتارهای نادرست.
گاهی انسان انتظار دارد یک اتفاق بزرگ باعث تغییر او شود، اما تغییر واقعی میتواند از همین قدمهای کوچک روزانه شروع شود.
اگر امروز بتوانم یک رفتار نادرست خودم را بشناسم و برای اصلاح آن تلاش کنم، در واقع حرکتی در جهت ارزشها انجام دادهام.
پیمان و حرکت در مسیر درست.
در وادی هشتم موضوع پیمان نیز مطرح میشود. برای من، پیمان یادآور این است که انسان باید نسبت به مسیر و انتخابهای خود آگاه باشد و برای ساختن زندگی بهتر، تصمیم جدی بگیرد.
البته پیمان تنها یک حرف یا تصمیم زبانی نیست؛ بلکه زمانی ارزش پیدا میکند که در رفتار و عملکرد من دیده شود. اگر تصمیم بگیرم انسان آرامتری باشم، باید در موقعیتهای سخت برای آرامش خود تلاش کنم. اگر تصمیم بگیرم دانایی بیشتری داشته باشم، باید آموزش ببینم و تجربه کنم.
بنابراین پیمان میتواند برای من نقطه شروع یک حرکت آگاهانه باشد.
پیام وادی هشتم.
امروز بهتر میفهمم که هیچ راهی بدون قدم برداشتن ساخته نمیشود. ممکن است در ابتدای مسیر، راه برایم مبهم باشد، اما اگر تفکر کنم، آموزش بگیرم و حرکت کنم، کمکم مسیر برایم روشنتر خواهد شد.
وادی هشتم به من یاد داد که منتظر معجزه نباشم و خودم نیز در ساختن زندگیام نقش داشته باشم.
یاد گرفتم اگر اشتباه کردم، میتوانم دوباره حرکت کنم. اگر زمین خوردم، میتوانم بلند شوم. اگر راه را گم کردم، میتوانم با آموزش و تجربه مسیر درست را پیدا کنم.
برای من، «با حرکت راه نمایان میشود» فقط یک جمله نیست؛ بلکه یک نگرش برای زندگی است. یعنی اگر میخواهم تغییر کنم، باید از همین امروز شروع کنم؛ حتی اگر قدمم کوچک باشد.
نتیجه گیری.
در پایان، وادی هشتم به من یادآوری میکند که زندگی مانند یک سفر است. برای رسیدن به مقصد، هم تفکر لازم است، هم آموزش، هم تجربه و مهمتر از همه حرکت.
من به عنوان یک همسفر تلاش میکنم به جای اینکه فقط درباره تغییر صحبت کنم، آن را در رفتار خودم به وجود بیاورم. شاید هنوز راه زیادی در پیش داشته باشم، اما مهم این است که در مسیر باشم و هر روز یک قدم به سمت بهتر شدن بردارم.امروز میدانم که لازم نیست تمام راه را از ابتدا ببینم؛ کافی است قدم اول را درست بردارم، زیرا:«با حرکت راه نمایان میشود.»
خداوند را شکر میکنم که در مسیر آموزشهای کنگره ۶۰ قرار گرفتم و امیدوارم بتوانم آموختههایم را در زندگی به عمل تبدیل کنم و با حرکت درست، آرامآرام به سمت ارزشها، آرامش و دانایی در حال حرکت باشم.
نویسنده:همسفر مینا رهجوی راهنما همسفر مهدیه (لژیون یکم)
ارسال و ویرایش :همسفر زهرا (خ)رهجوی راهنما همسفر زهره (لژیون دوم)نگهبان سایت
نمایندگی همسفران زاهدان
- تعداد بازدید از این مطلب :
22