تاریخ
يکشنبه 30 شهريور 1399

می‌توانیم در یک پروژه بزرگ جهانی مشارکت کنیم

موضوع : لژیون سردار
همسفر زهرا استاد جلسه: آموزش‌های خودشناسی و شناخت از هستی در کنگره ۶۰ آن‌قدر گسترده است که اگر امکاناتش را برای مطرح‌شدن در مقاطع علوم دانشگاهی در سایه علم درمان اعتیاد فراهم کنیم، در حقیقت در یک پروژه بزرگ جهانی می‌توانیم مشارکت داشته باشیم.
می‌توانیم در یک پروژه بزرگ جهانی مشارکت کنیم

جلسه پنجم از دوره اول لژیون سردار همسفران؛ نمایندگی امین قم، با استادی و نگهبانی همسفر زهرا و دبیری همسفر اشرف، با دستور جلسه «هزینه های ایجاد دانشگاه» دوشنبه 24 شهریور سال 1399 ساعت 18:45  برگزار شد.

سخنان استاد:
اول ‌از همه خبر بسیار خوشحال‌کننده احداث دانشگاه راتبریک می‌گویم؛ برای اینکه یک‌قدم بسیار بزرگی برای ماست؛ یعنی هرچقدر که آقای مهندس حسین دژاکام حرف برای گفتن داشتند، با احداث دانشگاه نهایی می‌شود. عملی شدنش را ما می‌توانیم در وجهه بزرگ اجتماعی ببینیم و این برایمان بسیار ارزشمند است، چون آقای مهندس خیلی در این زمینه تلاش کردند. در مورد هزینه‌های ایجاد دانشگاه می‌توانیم این قضیه را این‌طور ببینیم؛ ما چیزی که آقای مهندس تعیین می‌کنند و بر آن تأکیددارند را مثل یک حکم نهایی، قطعاً قبول می‌کنیم، چون درستکار بودن ایشان را باور داریم و بدون لحظه‌ای مکث می‌پذیریم. ولی مسئله‌ای که این قضیه را برای من جدی‌تر می‌کرد، این بود که آمدم و از دید یک آدم عادی جامعه نگاه کردم؛ خواستم بدون اینکه در نظر بگیرم همسفر هستم و یا مسافرم اینجا برای درمان آمده، یا خودم برای تغییر حالم آمدم، ببینم شرایطم قبل از این چه بوده است؟ این دید به موضوع احداث دانشگاه کنگره ۶۰، شاید می‌توانست انسجام بیشتری در مشارکت شخص خودم برای نقش داشتن در فراهم کردن شرایط، ایجاد کند.
دیدم چیزهایی که من دریافت کردم از آموزش‌های کنگره، آن‌قدر زیاد است که دلیل قطعی و مسلّمی می‌شود برای حضور من، در این پروژه بزرگ! آن‌قدر اشتباه فهمیدن‌های ما با همان توهّم‌هایی از دانسته‌هایمان که داشتیم باعث می‌شد ما راه‌حل‌های اشتباه را در زندگی‌مان انتخاب کنیم که اصلاً گفتنی نیست؛ تعدادش خیلی زیاد است. ما حال خیلی خوبی نداشتیم درگیر اشتباهات شخصی خودمان و یا افراد دیگر خانواده می‌شدیم. چیزی که در اجتماع ما آموزش داده‌شده بود، یک حالت مردسالارانه داشت؛ حالا ما به‌عنوان یک خانم اینجا نشسته‌ایم و در گروه همسفران داریم شناخت خودمان را دنبال می‌کنیم. اما چیزی که قبل از این اتفاق افتاده بود این بوده که ما در خانواده‌هایمان جوری یاد گرفتیم که انگار مردها قوّه مسلّم زندگی‌اند و ما درنهایت کاری که می‌توانیم بکنیم این است که در ازدیاد نسل جامعه نقش داشته باشیم و یا عنوان تربیت دهنده فرزندان را یدک بکشیم. وقتی با دقت نگاه کنیم، می‌بینیم اشکالاتی در دیدگاهمان وجود داشته که با همان جلو آمدیم؛ یعنی مهم نبوده که خودت چه فکری داری. یعنی یک دیدگاه‌هایی را به غلط از جامعه و یا خانواده دریافت کرده بودیم و آن را دنبال می‌کردیم. درحالی‌که آقای مهندس به ما چه چیزهایی یاد دادند؟ نگاهی که آقای مهندس ما را متوجه آن کردند این است که:
تویی که به‌عنوان یک انسان در این جامعه زندگی می‌کنی، نه این پوسته ظاهری‌ات هستی و نه هیکل و اندام و صور آشکاری که شاید دیگران در موردش بخواهند به تو امتیاز بدهند.
 
 
ما بر اساس آن چیزهایی که واقعاً به ما تلقین شده بود، باورمان این بود که نهایت چیزی که می‌توانیم بهتر و زیباتر خودمان را به جامعه نشان بدهیم این است که یا ظاهر خیلی مناسبی داشته باشیم و یا کیفیت و کمیت فرزند آوری به آن شکلی باشد که تفکر رایج و اکتسابی جامعه پذیرفته است. آقای مهندس تمام این کج‌فهمی‌ها را که از خانواده آموزش گرفتیم و یا از اجتماع به ما تحمیل‌شده است را خط بطلان کشیدند و به‌نوعی، جهت چرخش گردونه درک ما را تغییر دادند. اولین چیزی که در کنگره آموزش می‌گیریم این است که: من اصلاً این صور آشکارم نیستم. من به‌جایی می‌رسم که نفس خودم را بارور می‌کنم و بیشترین حالت را به یک انسان کامل تجربه می‌کنم. از تمام چیزهایی که با قضاوت‌هایم یا دیگران را متهم می‌کردم و یا دیگران مرا متهم می‌کردند، رد شدم. من یاد می‌گیرم که بهتر فکر کنم و اندیشه باشم نه یک جسم، نه یک موجود در هستی، محدود به صور آشکار؛ بلکه صور پنهانم در جامعه نقش خود را پیدا و پیاده می‌کند. این چیزهایی که آقای مهندس سوای مسئله درمان اعتیاد در مورد توجه مجدد به ادامه تحصیل، داشتن تناسب‌اندام برای سالم زندگی کردن، میزان پس‌انداز مالی که باید داشته باشیم، گنجاندن ورزش در زندگی، و یا آموختن موسیقی، همه و همه را به ما گوشزد می‌کنند، درواقع راهی است که آقای مهندس برای ما خانم‌ها باز کردند. 
آقای مهندس با آموزش‌هایشان به ما یاد دادند، اصلاً لزومی ندارد همسفران دنباله‌رو آقایان باشند. مسافران آموزش‌های خودشان را می‌گیرند و برای بارور کردن شخصیت خودشان است؛ همسفران هم جایگاه اجتماعی خودشان را باید شکل بدهند. به ما آموختند که ما باید به‌صورت فردی حالمان به‌عنوان همسفر خوب باشد. وقتی‌که من حالم خوب است به‌عنوان یک فرد متعادل می‌توانم یک مادر خوب باشم برای فرزندانم. فرزند من چه چیزی آموزش می‌گیرد از ذهنیت‌های من، اگر پر از شلوغی افکار مختلف و برداشت‌های نابجا باشد! بازدهی نهایی چنین تفکری چه می‌تواند باشد؟ چه فردایی و چه تضمینی برای اجتماع وجود دارد؟
پس با تغییر همه این دیدگاه‌ها آقای مهندس وقتی نهاد خانواده را مدنظر قراردادند، از اصلی‌ترین بخش شروع کردند. به جامعه نگاه کنیم، آن‌قدر راهکارهای اشتباه هست و آن‌قدر قوانین نوشته و نانوشته نصفه‌نیمه هست که با پیش بردن آن‌ها، تا مدت‌ها با صرف زمان و انرژی، بازهم به‌جایی نمی‌رسیدیم؛ اما آقای مهندس وقتی آمدند و نظام کنگره ۶۰ را بنیان گذاشتند و رویکرد عملی‌شان متمرکز شد روی خودشناسی و چارچوب خانواده، همه را جداجدا و بادید انسانی نگاه کردند و همه ما را آموزش دادند که در هر شرایطی هستیم، آن‌قدر خودساخته باشیم که نفرات بعدی پیرامون ما هم که از ما الگوپذیری دارند، راه درستی را بروند. حالا وقتی این‌همه آموزش خوب در این مجموعه داده می‌شود، ما چرا این آموزش را در سطح اجتماعی گسترده نکنیم؟سلامت روانی جامعه درگرو معرفی آکادمیک کنگره ۶۰ است. وقتی‌که نگاه‌های آقای مهندس، سالم‌ترین دید جامعه را می‌تواند رقم بزند چرا ما شرایطی را ایجاد نکنیم که دیگران هم از این آموزش‌ها استفاده کنند؟
آموزش‌های خودشناسی و شناخت از هستی در کنگره ۶۰ آن‌قدر گسترده است که اگر امکاناتش را برای مطرح‌شدن در مقاطع علوم دانشگاهی در سایه علم درمان اعتیاد فراهم کنیم، در حقیقت در یک پروژه بزرگ می‌توانیم مشارکت داشته باشیم. این کار به دنبال خود حرکت جهانی خواهد آورد؛ یعنی زمانی می‌رسد که هرچقدر هم بگوییم انسان‌ها در یک دهکده جهانی زندگی می‌کنند و باهم ارتباط دارند، ولی خلأ یک رابطه درست حس می‌شود؛ این خلاء عاطفی و شخصیتی برای انسان، با قواعد درست زندگی که پیرو منابع آموزشی کنگره است، به‌خوبی پُر می‌شود. همان‌طور که در بازخورد رفتاری اطرافیان می‌بینیم، متوجه می‌شویم باگذشت زمان و خودباوری‌هایی که در وجودمان شکل داده‌ایم، آن‌ها هم با یک احترام و آرامش خاطر دیگری با ما برخورد می‌کنند. تمامی این نگرش‌های تازه به ما تأکید دارد که راه انتخابی ما درست است.پس هزینه‌های ایجاد دانشگاه برای ما به‌عنوان یک همسفر می‌تواند راهی را در سطح وسیع جامعه باز کند که نگاهی به عنوان انسانی پراز قابلیت به خانم‌ها داشته باشند نه اینکه با عنوان یک تعریف جنسیتی به ما نظر بشود. ما انسان‌های کاملی هستیم با دیدگاه‌های کامل؛ وقتی‌که آموزش درستی جلوی رویمان باشد. احداث دانشگاه کنگره ۶۰، صور پنهان جامعه را از ورطه نابودی نجات می‌دهد.

 

 

تهیه گزارش: همسفر زهرا، لژیون دوم
عکاس: همسفر مریم، لژیون دوم

 

تعداد بازدید از این مطلب : 393
ادامه مطالب در آرشیو لژیون سردار
دیدگاه شما
نام :  
ایمیل :  
دیدگاه :  
 
دیدگاه ها
9 نظر  
  • مسافر منصور از ساوه
زمان ارسال
1399/07/02 1:14:42
سلام وخدا قوت خدمت همسفرای محترم شعبه امین قم
  • همسفر اشرف از شعبه امین قم
زمان ارسال
1399/07/01 15:41:28
سلام خدا قوت به اعضای لژیون سردار و خدا قوت به خانم زهرای عزیزم
  • هادی فهیمی نمایندگی امین قم
زمان ارسال
1399/07/01 15:30:25
درود بیکران خدمت بنیان کنگره، خدا قوت به تمام خدمتگذاران قسمت همسفران، سلام و ادب خدمت لژیون سردار همسفران نمایندگی امین قم
  • محمد علی
زمان ارسال
1399/07/01 6:0:33
سلام و خدا قوت به همسفران محترم کنگره60؛ صحبت های شما آموزنده بود برای من واز آموخته هاتون آموختم
  • همسفر ليلا
زمان ارسال
1399/06/31 18:43:27
خدا قوت استاد عزيز واقعا خوشحالم كه در كنار شما خدمت ميكنم
  • همسفر مریم سیاح از قم
زمان ارسال
1399/06/31 1:9:4
خانم زهرا جان چقدر شیوا در مورد دانشگاه و کاربرد آن صحبت کردید، خداقوت ب شما و اعضای لژیون سردار.‌پاینده باشید.
  • همسفر طاهره از بوشهر
زمان ارسال
1399/06/30 23:35:29
خدا قوت به اعضای لژیون سردار نمایندگی امین قم مطلب زیبایی بود بهره بردم.
  • همسفر مرضیه شعبه امین قم
زمان ارسال
1399/06/30 11:59:58
خدا قوت میگم به عزیزانی که عضو لژیون سردار هستند، عالی بود.
  • مسافر رضا زنگنه. کرمانشاه
زمان ارسال
1399/06/30 11:22:21
سلام و خسته نباشید خدمت همسفران محترم از مطلب خوبتون آموزش گرفتم
آخرین عناوین
پربیننده ترین مطالب