چه قبول بکنیم و چه قبول نکنیم، ما از روز الست بودیم، هستیم و خواهیم بود؛ و این بودن پایانی ندارد؛ و فقط از جهانی به جهان دیگر منتقل میشویم.
بعضیها فکر میکنند با خودکشی کردن راحت میشوند و همهچیزتمام میشود، ولی اینیک باور اشتباه و غلطی است. خودکشی مانند این است که از اتاق به حال یا حیاط و یا کوچه میرویم و پایانی در کار نیست. وقتیکه خودکشی می کنه متوجه میشه که هست و جنازه خودش را میبیند.
پس برای ما راه فراری نیست، جهان هستی مانند یک حلقه بسته است که ما در آن در حال زندگی هستیم، انسانها در برابر سیستم کائنات اصلاً عددی نیستند و بسیار کوچک هستند
اگر در مسیر زندگی درست حرکت کردیم، شرایط بهتر میشود در غیر این صورت دچار مشکلاتی میشویم. اگر از آموزگار آموختی، موفق میشوی در غیر این صورت روزگار به تو یاد خواهد داد، اگر در صراط مستقیم حرکت کنیم به نفع خودمان است، در غیر این صورت به چاله میافتیم،
درسته که انسان اختیار کامل دارد و در کنار اون یک تابلوی قیمت است که هر عملی که انجام میدهیم یک قیمتی دارد، انسان اختیار دارد که بهترین چیزها را بخرد ولی آیا پولش را دارد. انسان اختیار دارد در بهترین هتل اقامت کند و یا بهترین ماشین را سوار شود ولی آیا پولش راداری...؟
فهدیناه النجدین.. پس انسان را همیشه در دوراهی قراردادیم.
در دوراهی میتوانیم درنگ کوتاه و توقف کوتاه داشته باشیم ولی نمیتوانیم برای مدتی طولانی توقف کنیم، ولی بیشتر انسانها وقتی به دوراهی میرسند متوقف میشوند و دیگر حرکت نمیکنند، میوه یا خرما اگر رو درخت بماند تکلیفش مشخص است.
حالا اگر وقتی به دوراهی رسیدیم و حرکت کردیم و بعد متوجه شدیم که راه را عوضی رفتیم، اینطور نیست که همان لحظه و فوری برگردیم، باید به دوربرگردان برسیم و برگردیم.
اینطور نیست که بگویم حالا کارهای ضد ارزشی انجام دهم و موقع مرگ توبه میکنم، باید جبران کنیم تا بتونیم توبه کنیم... برای مثال چکهای زیادی کشیدی و دست مردم دادی و حالا که موعد چکها می رسه میگه ندارم بدم و دیگه توبه میکنم که دیگه چک نمیکشم. ابتدا باید همه چکها را پاس کنی و بعد توبه کنی؛ و یا برای مثال درزمینهٔ اعتیاد همه میخواستن یکباره بر گردن، یعنی طرف ده بیست سال کشیده حالا میگه از فردا نمیکشم و حتی اگر نمیکشد اعتیادش درماننشده است،
در کنگره میگوییم برای اینکه بتوانیم مسیر اعتیاد را برگردیم باید ده الی یازده ماه برویم تا به دوربرگردان برسیم؛ و نمیتوان هفتاد طبقه از پله بالا رفت و سقوط آزاد برگشت. در ترکهای متداول میخواهند راهی را که در ده سال رفتند یکباره برگردند و به نتیجه نمیرسند.
انسان همیشه میخواهد زود به خواستش برسد و پارامتر زمان را در نظر نمیگیرد. ما نمیتوانیم برای کاشت گندم یا تولیدمثل پارامتر زمان را حذف کنیم...
کلید عبور از جاده یخبندان در نظر گرفتن پارامتر زمان است.
برای برگشت از ضد ارزشها باید ذرهذره تزکیه و پالایش را روی خودمان انجام دهیم و پارامتر زمان را در نظر بگیریم.
برای چیزهای نامحسوس از مثال استفاده میکنند و نباید آن را اصل مطلب بدانیم. اعتیاد برای مردم عادی قابلدرک نیست و نامحسوس است به همین دلیل از مثال یخبندان 60 درجه زیر صفر استفاده میکنیم. کلامالله هم مملو از تمثیل است.
درمان اعتیاد با روش دی اس تی باعث میشود که موجودیت انسان تغییر کند و انسان دیگری متولد شود برای مثال خلافکار درجهیک و ساقی مواد مخدر تبدیل به قهرمان راگبی کشور میشود.
تمام کسانی که سفر اول را با موفقیت طی میکنند، فشارهای زیاد و گوناگونی را پشت سر گذاشتند فشارهایی از قبیل مشکلات مادی و مسائل زندگی و فشارهای شخصیتی، جسم مریض و بیتعادل و... اما زمانی که به خط پایان و رهایی میرسید، لذت بسیار وصفنشدنی و پایانناپذیر در شما ایجاد میشود. چون عبور از این جاده بسیار سخت است.
اگر مشکلات و مسائل را باعقل و ایمان حل کنیم به نتیجههای خوبی میرسیم و تبدیل به ستونهای محکم میشویم.
تهیه شده توسط مسافر محمد حسین لژیون هفتم
نگارنده:مسافر مجید