راه صعبالعبور و افکارم تیره بود و این قصه تازهای برای روایتگری نیست. ما آدمها در لابهلای اندیشههای خرد و کلان مدام در جستوجو هستیم و تصور میکنیم این بار سرآغاز خط دیگری خواهیم بود. از شنبه شروع کردنهای ما پیوسته در تصمیمها تنیده و انتخابها بسیار است؛ ولی حرکت چگونه آغاز میشود؟ آیا من به ماجرای پررنج و درد هر انتخاب و همچنین عشق و لذتهای همان مصائب راه واقف هستم؟ بگذریم و تمسک جوییم از مهندس دژاکام که چنین فرمودند: «با حرکت، راه نمایان میشود؛ یک قانون است، مثل قوانین ریاضیات.» ما بدون مقدمه و مطالعه نمیتوانیم فرمان حرکت دهیم؛ زیرا با حرکت راه نمایان میشود.
برای همه ما اتفاق افتاده که در اندیشههای به اصطلاح ژرف خود چنان غوطهور شدیم که تصور میکردیم این تصمیم همان است که باید میگرفتم؛ ولی ملاحظهای بر نقشه و قابلیتهایمان نداشتیم و پیامدها را در نظر نگرفتیم. مثلاً بدون در نظر گرفتن پتانسیلهایمان تصمیم بزرگ میگرفتیم و قدم برمیداشتیم و در جا میزدیم. اگر بدون دانش و تخصص کافی، نوسانات بازار، نیاز و تقاضا و رقبای مسیر، سرمایهگذاری سنگینی صورت دهم، قدر مسلم سالم به مقصد نمیرسم. در این نقطه، روشنایی هفت وادی گذشته را به وضوح میبینیم. تفکر، آگاهی و دانش اکتسابی من، مبحث مسئولیت، فرمان عقل و غیره، این یعنی نقشه راه و تجهیزات لازم برای طی کردن و به پایان رساندن وادی هشتم.
در جای دیگری از این وادی گفته شده که در هنگام حرکت، بایستی خواسته فرد یا هدف او مشخص باشد. تردید میتواند عامل بازدارنده باشد؛ اکنون این سوال پیش میآید تا چه حد در تصمیم خود جدی هستیم و میزان خواسته ما چقدر است؟ مثلاً در ادامه تحصیل با در نظر گرفتن شرایط و چالشهای پیشرو به سنجش امور بپردازیم و بعد برای اهداف خود تصمیم بگیریم و در ادامه با تمام توان در جهت خواستههایمان تلاش کنیم؛ چنانچه آقای مهندس فرمودند: «مانند انسانی تشنه که در جستوجوی آب است، تلاش کنیم و متمرکز بر هدف باشیم.» مسیرهای درست و نادرست مدام ما را محک میزند و کیفیت راه و تشخیص ما برمیگردد به آگاهی و زمانی که صرف نمودهایم. در نهایت باید ببینیم برای چه میخواهیم به انتها برسیم؛ آیا صلح و آرامش و عشق پایدار، همان نقطه ترسیمی برای فتح ما است یا خیر؟ به هر حال باید طبق آنچه فرزانه این وادی فرمودند عمل کنیم و جبران خسارت نماییم و ابتدا حسابی که با خودمان، خانواده و جامعه داریم را تسویه کنیم و به نقطه صفر نزدیک شویم.
فرقی نمیکند به چه دلیلی به جسم و روان خود آسیب رسانده باشیم؛ چه به واسطه اعتیاد، چه الگوهای نادرست تغذیه و چه خشم و رفتار نابهنجار، در اصل ماجرا فرقی نمیکند. بهتر است از زاویه دید دیگران خودمان را ببینیم و به عمق تخریبمان پی ببریم تا شدت آسیبی که به جسم، روان و منزلت اجتماعیمان وارد کردهایم را درک کنیم؛ پس میبایست در جهت جبران آن باشیم. جبران خسارت از خانواده و جامعه هم به همین شکل است؛ کلید رهایی ما از وضعیت موجود و آغاز راهی روشن، همین موارد است. من در هر نقشی که در خانواده ایفا میکنم، وظایفی بر عهده دارم و مسئولیتها به تفکیک بر عهده افراد قرار میگیرد. کمبودها، رنجها و اتفاقاتی که نتیجه تصمیمات من بوده و منجر به آسیبهایی در زندگی عزیزانم شد، بار مسئولیتم را به وضوح نشان میدهد. برای رفع یا بهبود این آسیبها دیر نیست و باید حرکت کرد؛ حتی میتوان نگاهی به میزان خسارتهایی که بر جامعه وارد کرد نیز انداخت.
عملکرد بد ما و انتخابهای گذشتهمان تأثیرات وضعی بر جامعه دارد که حتی ممکن است در خط طولی زمان ادامه یابد. مثلاً در زمان سرخوشیها زباله را به خیابان پرت کردم، در هنگام عبور از خیابانی که بیمارستان در آن بود آلودگی صوتی ایجاد کردم یا درختی را بیجهت به آتش کشیدم. قدر مسلم این تخریبها تدریجاً به اجتماع و پیرامونم ضرر خواهد رساند؛ شاید آن زمان آگاه به این جزئیات نبودم، بنابراین باید در جهت جبران این خسارتها نیز باشم. حرکت کردن قشنگ خواهد بود وقتی همه این مسائل را در نظر بگیریم و این طریق کنگره۶۰ است؛ انتخاب در چهارچوب مؤثر و هدفیابی مناسب همراه با عملکرد سالم.
نویسنده: همسفر سمیه، رهجوی راهنما همسفر سکینه (لژیون چهارم) ورزشبان والیبال
رابط خبری: همسفر صدیقه مرزبان خبری پارک بوستان سرو بهشهر
ویرایش و ارسال: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون پانزدهم) از نمایندگی کوروش آذرپور (رشته ورزشی شنا) دبیر سایت
گروه ورزش همسفران کنگره۶۰
- تعداد بازدید از این مطلب :
89