English Version
This Site Is Available In English

در سکون زایشی نیست

در سکون زایشی نیست


وادی هشتم یکی از زیباترین قوانین هستی و زندگی را به نمایش می‌گذارد و نکات زیادی برای آموزش دارد. این وادی به انسان یادآور می‌شود که بی‌پروا حرکت کند و نترسد. اگر در وادی اول تفکر کردن را یاد بگیریم و ساختار درست را به وجود آوریم و بدانیم که افکار، مسیر زندگیمان را تعیین می‌کنند؛ بعد از آن نوبت به حرکت می‌رسد حرکتی که راه را برای ما نمایان می‌کند. وقتی شروع حرکت با تفکر باشد قطعاً در مسیر درست خواهد بود. تا زمانی که فرد حرکت نکند و افکارش به عمل تبدیل نشود افکارش هیچ ارزشی ندارد.

برای ارزش پیدا کردن افکار باید آن‌ها را از قوه به فعل درآورد. اگر انسان از صبح تا شب فقط و فقط فکر کند هیچ فایده‌ای ندارد. عمل و حرکت نباید بر اساس احساسات و یا بر مبنای حرف دیگران باشد؛ بلکه باید بر پایه تفکر عمیق شخص خودم باشد و در مسیر می‌توانم از کمک افراد مجرب و متخصص استفاده کنم و تصمیم نهایی را خودم گرفته و در مسیر قدم بردارم. برای حل مسائل زندگی باید حرکت کرد و هیچ چیز در سکون به وجود نمی‌آید. انسان جایی را در زندگی‌اش نمی‌تواند بیابد که بگوید زندگی من تمام شد و به پایان رسید و باید بایستم! پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگریست.

وقتی قدرت مطلق انسان را خلق کرد یک دوراهی را به او نشان داد و انسان با قدرت اختیاری که دارد و آموزش‌هایی که می‌بیند باید بتواند مسیر تقوا، ارزش‌ها و عشق و محبت را انتخاب کند تا به جایگاه اصلی خود برگردد. در این مسیر نیروهای منفی تمام سعی خود را خواهند کرد تا انسان را از مسیر درست بازدارند. انسان باید نکات مهمی را در حرکت مورد توجه قرار دهد مثلاً در هنگام حرکت بایستی خواسته و یا هدف فرد کاملاً مشخص باشد. فرد با تمام وجودش بخواهد که خواسته او برآورده شود و بر روی آن تمرکز کند. راه و مسیر اصلی را فراموش نکند و در بین راه به بیراهه نرود.

انسان گاهی اوقات با تفکر نادرست، قدم در مسیرهای اشتباهی می‌گذارد از جمله: کاهش وزن با متد اشتباه که در نهایت به سلامتی انسان ضرر می‌زند و یا سرمایه‌گذاری در زمینه‌های مختلف که بر اثر طمع و کوته‌فکری، انسان وارد مسیری اشتباه می‌شود. در این موضوع اگر خواسته انسان رسیدن به صلح و آرامش و آسایش و عشق و محبت باشد وقتی که به بیداری، هوشیاری و آگاهی رسید باید با حرکت خسارت‌هایی را که به خود، خانواده و جامعه وارد کرده است را جبران نماید.

این جبران خسارت و پاکسازی از خود انسان شروع می‌شود تا بتواند در دیگران تأثیرگذار باشد. در کنگره۶۰ جبران خسارت از خود به زیبایی صورت می‌گیرد؛ همین که فرد جسم و روانش را ترمیم و بازسازی می‌کند و یا درون خود را با دوری از ضدارزش‌ها جلا می‌دهد. با ورود به جاده ارزش‌ها از خانواده و جامعه هم باید جبران خسارت کرد.

چه‌قدر قشنگ در ادامه وادی هشتم راهی برای من باز می‌شود تحت عنوان پیمان. برای این‌که من بتوانم در گوشه‌ای خلوت کنم و حساب خود را بازنگری کنم و با خدای خودم عهد ببندم که سعی خواهم کرد از آن به بعد مرتکب کارهای ضدارزشی نشوم و با خدمت به انسان‌ها خطاهای گذشته خودم را جبران کنم. هر کدام از وادی‌ها یک راه هستند وقتی که من به راه هشتم می‌رسم هفت راه و یا وادی دیگر را همراه دارم که با عملی کردن آن راه‌هاست که راه هشتم برای من نمایان می‌شود و با حرکت در آن می‌توانم به نتیجه برسم.

اگر برای هر مشکلی که در زندگی من وجود دارد فقط بنشینم و به امید دیگران زندگی کنم؛ هیچ چیز درست پیش نمی‌رود چرا که من یاد گرفتم خودم مسئول کارها و مشکلاتم هستم و هیچ زایشی در سکون نیست پس با امید و اعتماد به نفس هدفم را در نظر می‌گیرم و به سمت آن قدم برمی‌دارم و تا رسیدن به خواسته‌ام با حس‌های منفی مبارزه می‌کنم. نیروهای منفی مسیر درست را برای انسان وحشتناک جلوه می‌دهند و در او حس ناتوانی و ضعف به وجود می‌آورند.

حس‌های ترس، ناامیدی، خشم و منیت همیشه در کمین هستند و به دنبال فرصتی برای تقویت خود می‌گردند من باید ذره‌ذره این فرآیند جذب انرژی را با حرکت در جهت ارزش‌ها معکوس نمایم. اگر به طبیعت هم نگاه کنیم؛ می‌بینیم که در سکون زایشی نیست و با تغییر فصل‌هاست که درختان از حالت سکون درمی‌آیند. درختان  به خواب رفته جوانه می‌زنند و دوباره زنده می‌شوند.

در اوایل ورودم به کنگره۶۰ درکی از با حرکت راه نمایان می‌شود نداشتم. حرکتی را در ذهنم متصور می‌شدم که همه چیز آن مشخص باشد و برای همین کار سخت بود. هیچ جاده‌ای نیست که بتوان از ابتدا تا انتهای آن را دید مگر این‌که در آن جاده به حرکت درآییم. من هم کم‌کم متوجه شدم که اگر وادی‌ها را یکی یکی در زندگی کاربردی کنم و از ضدارزش‌ها دوری کنم و به سمت ارزش‌ها قدم بردارم به تدریج راه برای من نمایان می‌شود. همان‌طور که مثلاً اگر بخواهیم از یک شهر به شهری دیگر برویم نیازی به بررسی دقیق از جمله تعداد پیچ‌های جاده و هرگونه مسئله جزئی دیگر نیست؛

برای حرکت در صراط مستقیم هم نیازی به جزئیات نیست همین که من در این مسیر قدم بردارم نیروهای الهی به من القا می‌شوند و ادامه مسیر برای من نمایان می‌شود که در نهایت به صلح و آرامش و محبت می‌رسد. پس وقتی که انسان از تاریکی‌ها خارج و به سمت نقاط نورانی حرکت می‌کند با نتایجی خیره‌کننده روبه‌رو می‌شود؛ فرد مصرف‌کننده‌ای که در مسیر درمان شروع به حرکت می‌کند به نقطه‌ای دست پیدا می‌کند که می‌تواند چراغ راهی برای دیگران باشد.

خداوند را هزاران مرتبه شکر که به من و مسافرم اجازه داد تا در این مسیر عشق و محبت قدم برداریم و امیدوارم که بتوانم با خدمت به انسان‌ها، بهای این رهایی و آرامش زندگیم را بپردازم و در این مسیر آموزش بگیرم؛ چرا که خداوند هم انسان را با دو هدف آموزش و خدمت خلق کرده است. در نهایت از تمامی خدمتگزارانی که در این مسیر یاری‌رسانی می‌کنند بی‌نهایت سپاسگزارم.


منابع: کتاب عشق، مهندس حسین دژاکام- لایو جناب آقای مهندس- سایت، صحبت‌های دیده‌بان محترم علی خدامی.

نویسنده: همسفرفاطمه رهجوی راهنما همسفرفاطمه(لژیون‌‌دوم)
رابط خبری و ویراستار: همسفر آزاده رهجوی راهنماهمسفر فاطمه(لژیون‌دوم)
ارسال: همسفرفاطمه رهجوی راهنما همسفرسلیمه(لژیون‌‌اول)نگهبان سایت
همسفران نمایندگی رفسنجان

 

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...