English Version
This Site Is Available In English

در سکون هیچ زایشی نیست

در سکون هیچ زایشی نیست

امواج چون گردباد بر زمین فرود می­‌آیند و آنچه برداشتنی باشد با خود به امانت می­‌برند و این جز فرمان حاصل نمی‌گردد؛ پس با شما که پیمان می‌بندید، در اندیشۀ آن باشید که از زمین برخواسته و به آن مکانی که فرمان است رهسپار شوید، در سکون هیچ چیز به وجود نمی­‌آید و زایشی نیست؛ همه چیز در حرکت شکل می­‌گیرد. زندگی ابعاد مختلف و گوناگونی دارد، زندگی این نیست که ما منتظر مرگ باشیم و بمیریم اگر این‌گونه به زندگی نگاه کنیم، زندگی سخت و دشوار می‌شود.

اگر ما بدانیم که انسان بقا دارد آن موقع طور دیگری به زندگی نگاه می‌کنیم، ما باید بدانیم که جهان فقط همین جهان نیست. شیاطین وجود دارند؛ وجود خارجی دارند. در سکون هیچ زایشی نیست، همه چیز در حرکت به وجود می‌آید. به انسان اختیار کامل داده شده است و بر سر دو راهی قرار می‌گیرد، در مسیر حرکت گاهی با چندین راه برخورد می‌کنیم، مجموعه این راه‌ها به دو راه ضدارزشی و ارزشی تقسیم می‌شود؛ هر شخص بستگی به خردمندی و کم خردی خودش به مسیر خود ادامه می‌دهد.

وقتی در مسیر حرکت می‌کنیم باید به هدف و مقصد توجه کنیم، اگر هدف ما رسیدن به سلامتی، صلح و آرامش باشد ابتدا باید حساب خودمان را تسویه و به صفر نزدیک کنیم؛ یعنی از خودمان، خانواده و جامعه جبران خسارت کنیم. مسیر زندگی انسان مسیر است؛ یعنی محل سیر است، جای حرکت است، جای سکون و توقف نیست، اگر جای توقف بود که دیگر مسیر نبود، بنابراین انسان در طول زندگی دائماً در حال سیر و حرکت است و هیچ نقطه‌ای وجود ندارد که انسان بگوید مسیر زندگی من تمام شد و به پایان رسید و من باید بایستم، چنین جایی در زندگی انسان هرگز وجود ندارد حتی بعد از انتقال از این دنیا به دنیاهای بعد.

انسان؛ یعنی زندگی و زندگی؛ یعنی حرکت، چه در این دنیا و چه در حلقه‌های دیگر و این داستان تا ابد ادامه خواهد داشت و هیچ‌کس نمی‌تواند آن را متوقف کند و یا بخواهد به زندگی خود پایان دهد. خداوند چنین برنامه و نرم‌افزاری را در خلقت انسان طراحی نکرده است، حتی کسانی که خودکشی می‌کنند به زندگی خود پایان نداده‌اند، فقط جای زندگی خود را کمی تغییر می‌دهند البته با همان مشکلات قبلی که بیشتر هم می‌شود. در هر حلقه‌ای که چشمان ما بسته می‌شود، در جایی دیگر و در حلقه‌ای دیگر، چشمان ما باز می‌شود.

بسیاری اوقات ما در مسیر خود می‌ایستیم با این بهانه که راه مشخص نیست، می‌خواهیم تمام راه را ابتدا به ساکن ببینیم و خوب برانداز کنیم و بعد حرکت کنیم، غافل از این‌که این اتفاق برای هیچ‌کس روی نمی‌دهد. خیلی وقت‌ها ساعت‌ها، روزها، هفته‌ها و ماه‌ها فکر می‌کنیم؛ اما حرکت نمی‌کنیم، تفکر بسیار خوب است و اهمیت آن را همه ما می‌دانیم؛ اما جایی هست که دیگر باید حرکت کرد و تفکر به تنهایی راه به جایی نمی‌برد. زمانی که ایستاده‌ایم و می‌اندیشیم،  محاسبات به یک شکل است و زمانی که حرکت می‌کنیم و می‌اندیشیم نیز وضعیت به شکل دیگری است، بنابراین این حرکت است که ما را از یک نقطه به نقاط دیگر می‌رساند و وضعیت ما تغییر می‌کند.

برای عبور از تاریکی، برای درمان اعتیاد، برای رسیدن به رهایی، روشنایی و سعادت و خوشبختی باید حرکت کرد، تا حرکت نکنیم همان‌جایی هستیم که هستیم و هیچ تغییری جز تخریب بیشتر و سقوط بیشتر نصیب ما نخواهد شد. زمانی‌که مسافر و همسفر برای رسیدن به حال خوش و درمان به کنگره می‌آیند می‌بایست درست حرکت کنند و در مسیر آموزش قرار بگیرند، ذهن خود را درگیر گذشته‌ نکرده و از آینده ترسی نداشته باشند؛ زیرا این کار باعث می‌شود انسان در حالت سکون قرار بگیرد و هم‌چنین موجب نابودی او می‌شود، بنابراین می‌بایست در زمان حال و در راستای مسیر ارزش‌ها حرکت کند تا بتواند به نقطه تعادل برسد و در نهایت طعم شیرین و لذت آنچه را که به دست می‌آورد با تمام وجود حس کند. در پایان از جناب مهندس دژاکام تشکر و قدردانی می‌کنم که چنین بستری را برای مسافران و همسفران فراهم نموده‌اند تا من به عنوان همسفر بتوانم در این مکان مقدس حضور داشته باشم تا در کمال آرامش حرکت کنم و به اهداف خود برسم.

منبع: سایت کنگره۶۰
نویسنده: راهنما همسفر زینب (لژیون اول)
رابط خبری: راهنما همسفر زینب (لژیون اول)
عکاس: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون ششم)
ویرایش و ارسال: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر آرزو (لژیون دوم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی نیمایوشیج

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...