بسیاری از ما زندگی را در انتظار یک نقشه کامل میگذرانیم. فکر میکنیم ابتدا باید تمام مسیر را بشناسیم، سپس قدم برداریم و در نهایت به مقصد برسیم؛ اما حقیقت ساده و عمیق درست برعکس این است، راه با حرکت کردن پیدا میشود. اگر در جای خود بایستیم؛ حتی با داشتن زیباترین نقشهها، هرگز با حقیقت مسیر روبهرو نخواهیم شد؛ زیرا مسیر یک تصویر ثابت نیست؛ بلکه فرآیندی زنده و پویا است. حرکت کردن، اولین گام شجاعانه است. حرکت یعنی پذیرفتن این واقعیت که من همه چیز را نمیدانم. وقتی حرکت میکنیم از امنیت دانستههای قدیمی خود عبور کرده و به نقطهای میرویم که آن را نمیشناسیم و دقیقاً همینجا است که عقل به کار میآید.
حرکت بدون جهت فقط اتلاف انرژی است و هنر اصلی در پیدا کردن راه نهفته است. راه چیزی نیست که از قبل در جیبمان داشته باشیم؛ بلکه پاسخی است که مسیر در میانه حرکت به ما میدهد. ما با هر قدم با یک مانع یا یک فرصت روبهرو میشویم. مانع به ما میگوید: از اینجا نرو و فرصت به ما میگوید: اینجا را تماشا کن. در این میان، عقل نقش قطبنما را دارد و کمک میکند از تجربههای حرکت خود درس بگیریم. عقل به ما میآموزد که تجربههای ما اتفاقی نیستند؛ بلکه درسهایی برای اصلاح مسیر هستند. پس حرکت تجربه میسازد و عقل از تجربه راه میسازد.
بسیاری از مردم از ترس گم شدن حرکت نمیکنند و ترجیح میدهند در ایستگاههای امن زندگی بمانند؛ اما حقیقت این است که در ایستگاههای امن، راهی وجود ندارد. ما نمیتوانیم از دوردستها مسیر یک جنگل را ببینیم باید وارد جنگل شویم، از میان درختان عبور کنیم و قدم بزنیم. اگر امروز در جایی ایستادهایم و منتظر نشانهای هستیم، باید بدانیم که نشانهها برای ایستادگان نیستند؛ بلکه برای کسانی هستند که در حال حرکتاند. البته این مسیر همیشه مستقیم و هموار نیست. گاهی حرکت کردن یعنی بازگشت از یک راه اشتباه و گاهی پیدا کردن راه یعنی پذیرفتن مسیری طولانیتر و دشوارتر میباشد؛ اما تفاوت اصلی این است که دیگر در جای خود نایستادهایم و با هر قدم ذرهای از روح و فکر ما تغییر میکند.
حرکت کردن فقط باعث پیدا شدن راه نمیشود؛ بلکه باعث پیدا کردن خودمان نیز میشود. مقصد نهایی رسیدن به یک نقطه جغرافیایی نیست بلکه تبدیل شدن به انسانی است که میتواند در هر شرایطی راه خود را بسازد. بنابراین نباید از حرکت ترسید؛ حتی اگر مسیر مبهم باشد چرا که نور حقیقت بر چهره کسانی میتابد که در راه هستند. اهمیت حرکت تنها در شروع آن نیست؛ بلکه در تداوم آن نهفته است. در مسیر لحظاتی از خستگی و تردید فرا میرسد که شاید بخواهیم دوباره به همان سکون آشنا بازگردیم؛ اما در همین لحظات است که معنای واقعی راه یافتن خود را نشان میدهد. راه یافتن یعنی یاد بگیریم چگونه با وجود خستگی همچنان گام برداریم و چگونه با وجود تاریکی به جستوجوی نشانهها ادامه دهیم. تداوم در حرکت همان چیزی است که یک گذار ساده را به یک تحول بزرگ تبدیل میکند.
در نهایت باید بدانیم که هر حرکت، ردپایی از وجود ما بر جهان باقی میگذارد. وقتی حرکت میکنیم، دیگر یک تماشاگر بیاثر نیستیم؛ بلکه همگام با جریان هستی بخشی از تغییر جهان هستیم. راهی که پیدا میکنیم تنها متعلق به ما نیست؛ زیرا مسیرهای کشف شده توسط ما میتوانند راهنمای دیگران نیز باشند. پس با هر قدم نه تنها خود را میسازیم؛ بلکه دنیایی را که در آن حرکت میکنیم، روشنتر و قابلدرکتر میکنیم. از سکون فراتر برویم و اجازه دهیم حرکت راه را برایمان آشکار کند.
نویسنده: همسفر هما رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون نهم)
رابط خبری: همسفر لیلا رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون نهم)
ویرایش و ارسال: همسفر اکرم رهجوی راهنما همسفر لیلا (لژیون چهارم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی صالحی
- تعداد بازدید از این مطلب :
96