مسافر سینا در دلنوشته خود بیان کرد:
به نام قدرت مطلق
قبل از اینکه با وادی هشتم آشنا بشوم، خیلی وقتها فکر میکردم برای تغییر کردن باید اول همه چیز درست و سرجایش باشد؛ باید شرایط آماده باشد، باید بدانم آخر راه چیست و بعد شروع کنم. خیلی از تصمیمهایم هم فقط در حد فکر باقی میماند. وادی هشتم کمکم این دید را برایم عوض کرد. «با حرکت، راه نمایان میشود» و در ادامه با این جمله فهمیدم لازم نیست از همان اول همه مسیر را ببینم. گاهی فقط باید قدم اول را بردارم و در مسیر حرکتم چیزهایی را ببینم که قبل از حرکت اصلاً نمیدیدم. در مسیر خودم، وقتی با یک مشکل روبهرو میشوم، به جای اینکه ساعتها فقط به آن مشکل فکر کنم، سعی میکنم ببینم همین الآن چه کاری از دستم برمیاید و همان یک قدم را بردارم.

اگر جایی اشتباه میکنم، سعی میکنم به جای اینکه همه چیز را رها کنم، از همان اشتباه چیزی یاد بگیرم و دوباره ادامه بدهم. اگر با کسی مشکلی دارم، به جای اینکه دنبال دلیل بگردم، سعی میکنم سهم خودم را در این مشکل ببینم و برای درست کردنش قدم بردارم. این تغییرها یکدفعه اتفاق نیفتاد. هنوز هم اشتباه میکنم، هنوز هم بعضی وقتها عجله میکنم یا تصمیمی میگیرم که بعداً میفهمم درست نبوده است، ولی با این تفاوت که دیگر با یک اشتباه، همه چیز را رها نمیکنم و یاد گرفتم دوباره شروع کنم. شاید یکی از مهمترین درسهایی که از وادی هشتم گرفتم همین باشد؛ اینکه منتظر نمانم تا همه چیز خودش درست بشود. اگر چیزی را میخواهم، خودم باید برای آن قدم بردارم. اگر چیزی خراب شد، خودم باید برای درست کردن آن خرابی کاری بکنم. حالا وقتی به گذشته نگاه میکنم، میبینم خیلی از چیزهایی که فکر میکردم غیرممکن است، فقط به این دلیل دور از دسترس بود که هنوز برایش حرکتی نکرده بودم. هنوز هم فکر میکنم اول راه هستم، اما دیگر از این نگران نیستم که چرا همه مسیر را نمیبینم. قدم اول و قدمهای بعدی را برمیدارم و میگذارم ادامه راه خودش را به من نشان دهد. شاید معنی واقعی وادی هشتم برای من همین باشد که حرکت کنم، تجربه کنم و اگراشتباه کردم یاد بگیرم و دوباره ادامه بدهم.
دلنوشته: مسافر سینا رهجوی راهنما مسافر کامران (لژیون پنجم)
رابط خبری: مسافر جلال رهجوی راهنما مسافر کامران (لژیون پنجم)
ویرایش و ارسال: مسافر مجتبی رهجوی راهنما مسافر ابراهیم (لژیون سوم)
خدمتگزاران سایت نمایندگی صبا
- تعداد بازدید از این مطلب :
475