مشارکت مکتوب در مورد دستورجلسه: وادی هشتم" با حرکت، راه نمایان میشود" وتأثیر آن روی من
برای درمان اعتیاد، سه ضلع جسم، روان و جهان بینی باید ترمیم شوند. که برای رشد جهانبینی چهاردهوادی می تواند به ما کمک و چراغ راه ما باشد. البته که تکرار آنها برای ما نیاز است. چون مشکلات تمام نشدنی است و به گفته آقای مهندس "پایان هر مشکل سرآغاز مشکل دیگریست." وقتی این وادیها تکرار شوند، کمتر فراموش میشوند و میتوانیم آنها در زندگی کاربری کنیم.
ابتدای وادی هشتم با یک پیام زیبا آغاز می شود، میخواهد نقطه تفکری را در ما روشن کند که بدانیم پشت پرده خلقت انسان چیست و هدف خداوند از خلقت انسان چه بوده است. اینکه انسان بقا دارد و باید دائما در تلاش و کوشش باشد. چرا که سکون برابر با سقوط است.
می گوید، با حرکت راه نمایان میشود. یعنی اگر به آگاهی راه را پیدا کردید باید حرکت کنید وسواس زیادی به خرج ندهید. اگر زیاد فکر کنیم سرعت، توان و حرکت از ما گرفته میشود. در واقع به ما شهامت حرکت کردن میدهد و برای اینکه وادیهشتم را بهتر بفهمیم. آقای مهندس مثال: ماشینی را زدند که بنزین و روغن دارد. استارت زدیم چراغها روشن؛ اما حرکت نمیکنیم. وقتی چراغ روشن است شعاع دید ما تا صدمتر است و ما انتهای جاده را نمیبینیم. وقتی حرکت کنیم، جاده نمایان میشود. در این موقع باید حرکت کنیم.
در ادامه میگوید، که برای حرکت باید به سه نکته توجه کنیم. اول باید خواسته و هدف مشخص داشته باشیم. گاهی اوقات نمیدانیم هدف ما چیست؟ آیا درمان اعتیاد اولویت ما است یا نه؟ دوم باید خواسته یا هدف را با تمام وجود بخواهید و تمنای دل داشته باشید. اگر خواسته قوی نباشد با کوچکترین مسله از ادامه سفر منصرف میشوید. شعری از مولانا که میگوید: (آب کم جوی تشنگی آور به دست، تا بجوشد آب از بالا و پس) و سوم اینکه در طول مسیر راههای انحرافی و جذابی وجود دارد و گاهی با چندین راه برخورد میکنیم. این جا باید حواسمان کاملاً جمع باشد تا از مسیر منحرف نشویم. این به آگاهی و دانایی ما بستگی دارد که جذابیت و زیبایی مسیرهای انحرافی ما را از صراط مستقیم و هدفمان دور نکند.
درپایان وادی هشتم، فلسفه بستن پیمان است. فرد با خودش و قدرت مطلق پیمان میبندد و تمام سعی خودش را میکند که در مسیر مستقیم بماند تا مرتکب خطا و اشتباه نشود. موقع نوشتن سیاهه، انسان به گذشته خودش رجوع میکند و با خودش روبهرو میشود. خودشناسی، بزرگترین درس من در کنگره بود. یاد گرفتم که باید نقاط ضعف خودت را بشناسی و صفات ناپسند خود را با صفات خوب جایگزین کنی و با آتش زدن اشتباهات گذشته احساس سبکی و پاکی میکنید. با شناخت نیروهای تخریبی شیطان، توان مقابله با آنها را پیدا می کنی.
میدانی که شیطان، به زیبا ترین شکل گوهر وجودی انسان را شکار میکند. در پایان خواسته هایش را روی کاغذ مینویسد و از خداوند میخواهد که برای رسیدن به خواستههایش او را یاری و کمک کند. شادی حقیقی این نیست، که مثل ستارهها بدرخشید؛ بلکه باید کاری کنید که دیگران هم بدرخشند. برای حل مشکل باید حرکت و تلاش کرد.
خداوند را شاکرم که راه کنگره را به من نشان داد. از آقای مهندس دژاکام و راهنمای خوب و دلسوزم همسفر زهره عزیز سپاسگزارم تا آخر عمر دعاگوی ایشان هستم.
نویسنده و رابطخبری: راهنما همسفر اشرف (لژیون دوم)
عکاس: همسفر رحیمه رهجوی راهنما همسفر زهره (لژیون اول)
ویرایش و ارسال: همسفر سمیرا رهجوی راهنما همسفر زهره (لژیون اول) دبیر اول سایت
همسفران نمایندگی بندرعباس
- تعداد بازدید از این مطلب :
268