این سیدی به موضوع مسئولیت و گرههایی میپردازد که ممکن است در مسیر پذیرفتن مسئولیت برای انسان ایجاد شود. برای من نیز اتفاق افتاده است که وقتی از محدوده مسئولیت خود خارج میشوم، شروع به دخالت و اظهار نظر در کار دیگران میکنم. وقتی انسان با اختیارات خود آشنا نباشد، ممکن است وارد کار دیگران شود و حتی کار آنها را نیز انجام دهد، اما حال خودش خراب شود؛ زیرا از قاعده و محدوده خود خارج شده است. در مسئولیتی که بر عهده داریم، باید قوانین و حدود اختیارات را بشناسیم و آگاهانه یا ناآگاهانه از آنها عبور نکنیم. گاهی انسان برای خودش دامنه اختیارات بیشتری قائل میشود و حتی دوست دارد مسئولیتهای بیشتری بگیرد. این موضوع میتواند باعث تخریب خودش شود.
از طرف دیگر، وقتی ما کار دیگران را انجام میدهیم، فرصت آموزش و تجربه کردن را از آنها میگیریم. دکتر امین در مورد تجربه جایگاه ایجنت میفرمایند: گاهی تعریف و تشویق دیگران باعث میشود انسان تصور کند حضورش بیش از اندازه ضروری است؛ در حالی که انجام آن مسئولیت، وظیفه خود انسان است و نباید انتظار دریافت انرژی از دیگران داشته باشد. وقتی عمل سالم نداشته باشیم، انرژی درستی دریافت نمیکنیم. به جایی رسیدم که احساس کردم دیگر راندمان لازم را ندارم و باید جای خودم را تغییر بدهم. به این نتیجه رسیدم که شاید فرد دیگری بتواند این مسئولیت را بهتر انجام دهد. گاهی مسئله کمبود دانایی نیست، بلکه مسئله کار گروهی و جابهجایی نیروها است. وقتی تصمیم گرفتم جای خودم را تغییر دهم، در مدت کوتاهی شخص مورد نظر پیدا شد. تا زمانیکه خودم نمیخواستم، این اتفاق نمیافتاد. انسان وقتی واقعاً چیزی را بخواهد، باید در جهت آن حرکت کند.
گاهی در ناخودآگاه انسان این فکر شکل میگیرد که «اگر من نباشم، چه اتفاقی میافتد؟» این فکر میتواند باعث شود انسان به جای اینکه راه را برای دیگران باز کند، خودش تبدیل به سد راه آنها شود. باید بدانیم که هر انسانی روزی وارد یک جایگاه میشود و روزی نیز باید آن را رها کند. وقتی من آن مسئولیت را رها کردم، در ابتدا احساس سختی و دلبستگی داشتم، اما بعد از رها کردن، آرامش زیادی در من ایجاد شد. از این تجربه یاد گرفتم که نباید به مسئولیتها وابسته شویم. ما باید یاد بگیریم هر چیزی را در زمان خودش، به درستی تحویل نفر بعدی بدهیم. خداوند در کلامالله میفرمایند: «خداوند شرایط هیچ قومی را تغییر نمیدهد مگر آن قوم خواستههای خود را تغییر دهند.» پس انسان باید خواستههای خود را تغییر دهد.
گاهی میزان تلاش مهم نیست، بلکه تغییر جهت اهمیت دارد. هر چه انسان در مسیر جلوتر میرود، آموزش و دانایی او بیشتر میشود و مسئولیتهای بیشتری را میپذیرد؛ اما افزایش دانایی نباید باعث شود انسان در کار دیگران دخالت کند. یکی از مفاهیم وسواس در این بحث، دخالت بیجا در کار دیگران است، با این تصور که کار باید حتماً به بهترین شکل انجام شود. زیادهروی در هیچ کاری درست نیست. حتی اگر هنگام نوشتن، قلم را بیش از حد روی کاغذ فشار دهیم، ممکن است کاغذ سوراخ شود و نوشته خراب شود. راه چاره این است که به دیگران اطمینان کنیم و مسئولیتها را میان آنها تقسیم نماییم. اعتماد کردن به دیگران، پایه و اساس آرامش است. اگر انسان به دیگران اعتماد نکند، روزبهروز مسئولیتهای بیشتری را بر عهده میگیرد و آرامش خودش را از بین میبرد.
وقتی اعتماد دوباره شکل بگیرد، به دیگران نیز اجازه میدهیم تفکر و تجربه کنند. در آن زمان، انسان میتواند با خیال راحت به کارهای دیگر خود برسد. ما انسانها در حال سفر هستیم و باید از این مسائل عبور کنیم. سفر ما از اولین مسئولیتها آغاز میشود و تا جایگاههای بالاتر ادامه پیدا میکند؛ اما رسیدن به جایگاه بالاتر، پایان کار نیست. زمانی میتوان گفت مسئولیت را درست انجام دادهایم که بتوانیم دیگران را آموزش دهیم تا آنها نیز بتوانند آن کار را انجام دهند. اگر سیستم فقط به حضور یک نفر وابسته باشد، با نبودن آن شخص دچار مشکل میشود. پس هدف این است که سیستم بدون وابستگی به یک فرد بتواند به کار خود ادامه دهد. در نهایت، باید دامنه مسئولیتهای خود را متناسب با حال، توانایی و آگاهی خود بپذیریم؛ نه آنقدر کم که از حرکت باز بمانیم و نه آنقدر زیاد که آرامش خود و دیگران را از بین ببریم. مسئولیت باید باعث رشد، آموزش، انرژی و آرامش ما شود؛ نه وابستگی، دخالت و تخریب. اگر بتوانیم طمع در پذیرفتن مسئولیت را کنار بگذاریم و به دیگران اعتماد کنیم، میتوانیم با آرامش بیشتری خدمت کنیم و مسیر خود را بهدرستی ادامه دهیم.
منبع: سیدی گره مسئولیت (دکتر امین دژاکام)
نویسنده: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر اکرم (لژیون چهارم)
رابط خبری: همسفر عاطفه رهجوی راهنما همسفر اکرم (لژیون چهارم)
ویرایش و ارسال: همسفر پرنیا رهجوی راهنما همسفر شهره (لژیون اول) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی صالحی ۲
- تعداد بازدید از این مطلب :
81