English Version
This Site Is Available In English

وادی هشتم برای من نماد رهایی از رخوت است

وادی هشتم برای من نماد رهایی از رخوت است

با حرکت راه نمایان می‌شود، تماشای معجزه‌ی وادی هشتم در آیینه‌ی زندگی من. در مسیر آموزش‌های جهان‌بینی کنگره ۶۰، گذر از هفت وادی نخست مانند ساختن پی‌ و بنیان ساختمان درونی است؛ یاد می‌گیریم تفکر کنیم، امید را بازشناسیم، مسئولیت اعمالمان را بپذیریم، حکم عقل را اجرا کنیم و نیروهای پنهان روان و جسم را به نقطه‌ی تحمل برسانیم؛ اما درست در جایی که ممکن است در تله‌ی دانستن صرف یا ترس از فردا متوقف شویم؛ وادی هشتم مثل شیپوری در گوش جان نواخته می‌شود: «با حرکت راه نمایان می‌شود.»

این وادی برای من صرفاً یک تیتر آموزشی نبود؛ نقطهٔ عطفی بود که مرز میان رکود و حیات و میان غرق‌شدن در توهمات گذشته و ایستادن در روشنایی حال را تعیین کرد. پیش از درک پیام وادی هشتم بزرگترین زندان من، ذهن تحلیل‌گر و نگرانم بود و به دنبال تضمینی صد در صدی برای آینده می‌گشتم که اگر قدم بردارم و سقوط کنم چه؟ و یا اگر تا انتهای مسیر روشن نباشد چگونه پیش بروم؟ این ترس‌های فلج‌کننده باعث شده بودند سال‌ها پشت درهای بسته‌ی سرنوشت زانو بزنم و گمان کنم با فکر کردن مداوم و غصه‌خوردن، گره‌ها باز می‌شوند؛ غافل از این‌که آب راکد می‌گندد و انسان در سکون، طعمه‌ی ترفندهای نیروهای بازدارنده می‌شود.

وادی هشتم قانون جاودانه‌اش را به من آموخت: تو نباید تمام پیچ‌وخم‌های جاده را از مبدا ببینی؛ تنها کافی است چراغی به اندازه‌ی گام بعدی روشن کنی و قدم برداری، پیچ بعدی خودش را نشان خواهد داد. وادی هشتم یک حرکت کورکورانه، عصبی یا انتحاری نیست؛ بلکه حرکتی است توأم با بینش، مسئولیت و جبران خسارت. آموزش‌های این وادی به من نشان داد که حرکت حقیقی سه ضلع بنیادین دارد: جبران خسارت از خود: نخستین کسی که در دوران تاریکی و ناآگاهی بیشترین آسیب را دید؛ جسم، روان و گوهر وجودی خودم بود. وادی هشتم به من یاد داد با تغذیه‌ی مناسب، دوری از افکار منفی، ورزش، و پایبندی به فرآیند بازسازی ابتدا بدهی‌ام را به کالبد و روح خودم تسویه کنم. جبران خسارت از خانواده: نزدیک‌ترین انسان‌هایی که در طوفان اشتباهات من بی‌صدا لرزیدند، خانواده‌ام بودند. حرکت واقعی یعنی؛ با تغییر رفتار، صبوری، ساختن فضایی امن و محبت بی‌قید و شرط، اعتمادی را که ترک برداشته بود دوباره ذره‌ذره پیوند بزنم. جبران خسارت از جامعه و هستی: ما در خلأ زندگی نمی‌کنیم. بدهی‌های مادی، معنوی و تخریب‌هایی که خواسته یا ناخواسته در پیرامونمان بر جای گذاشته‌ایم باید آرام‌آرام ترمیم شوند؛ از رعایت قوانین ساده گرفته تا خدمت به همنوعان بدون چشم‌داشت.

یکی از شگفت‌انگیزترین مراحل این وادی، بستن پیمان است. پیمان، نوعی تفکیک و مرزبندی میان گذشته‌ی تاریک و حال زنده است. در خلوت ایستادن و اقرار به عهدشکنی‌های پیشین و سپس بستن پیمانی نو برای حرکت به سوی نور، اراده‌ای پولادین در روان من پدید آورد. این بخش از وادی به من آموخت که پذیرش خطاها شهامت می‌خواهد؛ اما وفاداری به پیمان پاک‌زیستی، افتخاری ابدی است. وادی هشتم برای من نماد رهایی از رخوت است. کنگره ۶۰ به زیبایی نشان می‌دهد که نجات یافتن یک هدیه‌ی بادآورده نیست؛ بلکه دستاوردی است حاصل پیمودن مسیر.

امروز وقتی چشم به آینده می‌دوزم، اگرچه انتهای افق مه گرفته باشد، ترسی در دلم لانه نمی‌کند؛ زیرا قطب‌نمایی به نام وادی هشتم در دست دارم که با لبخندی آرام نجوا می‌کند: «گام نخست را با ایمان و راستی بردار؛ راه، خودش مشتاقانه رازهایش را بر تو آشکار خواهد کرد.»

نویسنده: همسفر ملیحه رهجوی راهنما همسفر سحر (لژیون نهم)
رابط خبری: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر سحر (لژیون نهم)
عکاس: همسفر ملیحه رهجوی راهنما همسفر اعظم (لژیون دهم)
ویرایش و ارسال مطلب: همسفر مهدیه رهجوی راهنما همسفر فریبا (لژیون سوم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی رودکی

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...