English Version
This Site Is Available In English

شناختن صورت مسئله اعتیاد

شناختن صورت مسئله اعتیاد

وقتی به گذشته خودم و مسافرم فکر می‌کنم، می‌بینم من اصلاً اعتیاد را نمی‌شناختم؛ فکر می‌کردم اگر آدم خودش بخواهد، می‌تواند مصرف مواد را قطع کند و همه‌چیزتمام شود. به همین دلیل خیلی وقت‌ها ناراحت و عصبانی می‌شدم؛ فکر می‌کردم چرا مسافرم نمی‌تواند مثل بقیه زندگی کند؟ فکر می‌کردم مشکل فقط خود مواد است و اگر مصرف نکند، همه چیز درست می‌شود. نمی‌دانستم مصرف مواد مخدر طی سالیان، جسم و روان آدم را تحت‌تأثیر قرار می‌دهد و با چند روز یا چند هفته کنارگذاشتن مواد، همه چیز به حالت اول برنمی‌گردد.

وقتی وارد کنگره شدم، فهمیدم صورت مسئله را اشتباه متوجه شده بودیم. من فقط مصرف مواد را می‌دیدم؛ ولی از وضعیت جسم و روان مسافرم چیزی نمی‌دانستم. نمی‌فهمیدم چرا بعضی روزها حالش خوب نیست و بی‌حوصله است؟ چرا با کنارگذاشتن مواد، همه چیز یک‌دفعه درست نمی‌شود؟ اوایل زندگی برایم سخت بود خیلی از چیزها را بپذیرم؛ سال‌ها ناراحتی و دلخوری داشتم و خیلی از رفتارهای مسافرم را به‌حساب بی‌توجهی یا میل نداشتن به زندگی می‌گذاشتم؛ اما ذره‌ذره با آموزش‌هایی که گرفتم، نگاهم تغییر کرد.

فهمیدم وقتی صورت مسئله را ندانم، طبیعی است راه‌حل درستی هم پیدا نکنم. برای خود من فهمیدن صورت مسئله اعتیاد باعث شد خیلی از ناراحتی‌ها و دلخوری‌های گذشته را جور دیگری ببینم. یاد گرفتم به‌جای این‌که مدام بگویم چرا؟ دنبال این باشم که راه‌حل آن را پیدا کنم. این تغییر برای من خیلی بزرگ بود. من با چشم خود دیدم وقتی درمان درست و آموزش کنار هم قرار گرفت، کم‌کم مسائلی که فکر می‌کردم دیگر درست نمی‌شوند، تغییر کردند؛ حال و رفتار مسافرم عوض شد، آرامش بیشتری وارد خانه‌مان شد و حتی نگاه من هم به زندگی تغییر کرد.

امروز که می‌بینم مسافرم قدم‌به‌قدم روبه‌جلو حرکت می‌کند و حال زندگی‌مان عوض شده، تازه می‌فهمم شناختن صورت مسئله چقدر مهم بود. شاید اگر آن زمان این چیزها را می‌دانستم، خیلی از حرف‌ها، دعواها و ناراحتی‌ها بین ما اتفاق نمی‌افتاد. برای من صورت مسئله اعتیاد فقط یک موضوع آموزشی نیست، یک چیزی از دل‌زندگی من است؛ چیزی که باعث شد بفهمم پشت خیلی از رفتارهایی که متوجه آن نبودم، یک مسئله بزرگ‌تر وجود داشت. فهمیدم برای این‌که حال یک نفر خوب شود، فقط نباید از او انتظار تغییر داشت؛ گاهی ما هم باید یاد بگیریم نگاه کنیم و آموزش بگیریم.

امروز وقتی به گذشته نگاه می‌کنم، شاید هنوز خیلی از روزهای سخت یادم باشد؛ اما دیگر مثل قبل به آن روزها نگاه نمی‌کنم؛ زیرا همان روزهای سخت باعث شد امروز قدر آرامشی که اکنون داریم را بیشتر بدانم. از ته قلبم خوشحالم که یک روز مسیرمان به کنگره افتاد؛ جایی که به من یاد داد اعتیاد پایان زندگی نیست، می‌شود از نو آرامش را تجربه کرد، دوباره کنار هم خندید و از داشتن خانواده لذت برد. برای من شناختن صورت مسئله اعتیاد، یعنی پیداکردن راهی که آخرش به‌جای ناامیدی، دوباره امید را به خانه ما برگرداند.

نویسنده: همسفر سمانه رهجوی راهنما همسفر سودابه (لژیون اول)
رابط خبری سردار: همسفر سمانه رهجوی راهنما همسفر اعظم (لژیون چهارم)
عکاس: همسفر اعظم رهجوی راهنما همسفر اعظم (لژیون چهارم)
ویرایش و ارسال: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر سودابه (لژیون اول) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی غزالی مشهد

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...