به نام قدرت مطلق الله
روزها در پی هم میگذشت و من هر روز عصبیتر از قبل میشدم. چه شبهایی که از شدت فشار عصبی به خواب نمیرفتم و تا صبح گریه میکردم و از خداوند میخواستم راهی پیش پایم قرار دهد تا بتوانم به آرامش برسم و این آرامش را به خانه، به پسرم و به زندگیام بدهم. دعاهایم مستجاب شد و خداوند اذن ورود به جمعیت احیای انسانی کنگره۶۰، این مکان مقدس را برایم صادر کرد. با ورود به این مکان، آرامآرام و با گوش دادن و نوشتن سیدی و عمل کردن به راهکارهای راهنمای عزیزم تا حدودی به این آرامش رسیدم. البته رسیدن به این ساحل آرامش به این معنا نیست که دیگر هیچ دغدغهای ندارم، بلکه من بهعنوان یک همسفر پس از رهایی مسافرم در اصل باید از صفر شروع کنم، کفشهای آهنی به پا کنم و این بار در کنار مسافرم زندگی را از نو شروع کنیم.
کنگره۶۰ به من آموخت که زندگی همیشه دارای مشکلات و سختیهاست؛ ولی باید صبور باشم، آرامش خود را حفظ کنم و به فکر راهحل برای مشکلاتم باشم. قبل از ورود به کنگره، هر روز که به سر کار میرفتم با خودم میگفتم که این اقبال من است و باید تحمل کنم؛ ولی اکنون که زندگی را از نو شروع کردهایم با خودم میگویم: من یک همسفر هستم که برای نگهداری و پابرجا ماندن این نهال تازه پاگرفته با جان و دل تلاش میکنم.
بهگفته جناب مهندس، شرایط همیشه به نفع ما تغییر نمیکند، بلکه ما باید تغییر کنیم تا شرایط را تاب بیاوریم. اکنون وظیفه من تنها تماشاچی بودن نیست؛ من باید در کنار مسافرم داناییام را با آموزشها بالا ببرم تا این گرمای آرامش پایدار بماند. خداوند را سپاس میگویم که به من فرصت داد تا از زاویه دیگری به زندگی بنگرم. من امروز دیگر آن زن مضطرب دیروز نیستم؛ من اکنون زنی هستم که به قدرت تغییر خویش ایمان آوردهام و با امید به فردایی روشنتر گام برمیدارم. امیدوارم در این مسیر نورانی همواره رهجو و خدمتگزار واقعی برای کنگره۶۰ باقی بمانم و بتوانم در شکوفایی این نهال زندگی، سهمی کوچک اما مؤثر داشته باشم.
نویسنده: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون نوزدهم)
رابط خبری: همسفر بتول رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون نوزدهم)
عکاس خبری: همسفر اعظم رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون دوم)
ارسال: همسفر شهناز رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون چهارم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی سهروردی اصفهان
- تعداد بازدید از این مطلب :
163