وقتی به وادی هشتم میرسیم، در واقع وارد مرحلهای میشویم که دیگر تنها دانستن و تفکر کردن کافی نیست. انسان تا زمانیکه در جای خود ایستاده ممکن است درباره مسیرهای مختلف فکر کند، اما شناخت واقعی زمانی به دست میآید که حرکت آغاز شود. جمله «با حرکت راه نمایان میشود» برای من فقط به معنای حرکت از یک مکان به مکان دیگر نیست؛ منظور، حرکت انسان از یک وضعیت به وضعیت دیگر است؛ حرکتی که باید با تفکر، آگاهی و شناخت همراه باشد.
در وادیهای قبل، انسان با تفکر و شناخت نیروهای درونی خود آشنا میشود و میآموزد که مسئولیت زندگی و انتخابهایش را بپذیرد؛ اما اگر این دانستهها وارد مرحله عمل نشوند، هنوز اتفاق اساسی نیفتاده است. دانستن، زمانی ارزش واقعی پیدا میکند که به عمل تبدیل شود. ممکن است من بدانم چه چیزی درست است، اما تا زمانیکه برای انجام آن قدمی برندارم، این دانستن تأثیر چندانی در زندگی من ندارد.
بنابراین وادی هشتم نقطهای است که تفکر باید تبدیل به حرکت شود؛ اما حرکت بدون جهت نیز میتواند انسان را از مسیر دور کند؛ به همین دلیل، حرکت مورد نظر این وادی حرکتی کورکورانه نیست. ابتدا باید تفکر وجود داشته باشد، سپس انتخاب و در ادامه حرکت کنیم. یکی از نکات مهم وادی هشتم، پیمان است؛ پیمان را میتوان نوعی عهد و قرار آگاهانه دانست؛ عهدی که انسان با خودش و پروردگار میبندد تا در مسیر درست حرکت کند.
پیمان زمانی ارزش دارد که بعد از آن، حرکت و عمل وجود داشته باشد؛ اگر فقط حرف بزنیم و تصمیم بگیریم ولی قدمی برنداریم، پیمان در حد یک گفته باقی میماند؛ از طرف دیگر، حرکت به این معنا نیست که انسان در مدت یک شب به مقصد برسد. تغییر، مرحله به مرحله طی میشود؛ همانطور که در طبیعت هیچ بذری در یک لحظه به درخت تبدیل نمیشود، انسان نیز برای رسیدن به جایگاه بهتر، نیازمند زمان، آموزش، تجربه و حرکت تدریجی است.
در کنگره۶۰ نیز حرکت، یک حرکت حسابشده است. شخص با آموزش گرفتن، شناخت پیدا میکند و سپس آن آموزش را در زندگی به کار میگیرد؛ در این مسیر ممکن است با موانعی روبهرو شود، اما هر مانع میتواند باعث شناخت بیشتر و اصلاح مسیر شود. به نظر من یکی از عمیقترین پیامهای این وادی این است که نباید منتظر باشیم تا تمام راه از ابتدا برای ما روشن شود و بعد حرکت کنیم؛ گاهی انسان میگوید که اگر بدانم آخر این مسیر چه میشود، قدم اول را برمیدارم.
وادی هشتم میگوید که ابتدا باید حرکت کنی؛ زیرا بخشی از راه، در جریان حرکت برای تو آشکار خواهد شد. حرکت باید بر اساس تفکر و آموزش باشد. اگر انسان بدون شناخت حرکت کند، ممکن است مسیر اشتباه را انتخاب کند؛ اما اگر فقط فکر کند و هیچ حرکتی نداشته باشد، باز هم به مقصد نمیرسد؛ بلکه تفکر، مسیر را مشخص میکند؛ آموزش، شناخت را بیشتر میکند؛ حرکت، انسان را وارد مسیر میکند و تجربه، ادامه راه را برای او روشنتر میسازد. وادی هشتم به من یاد میدهد که خودم باید مسئولیت حرکت زندگیام را بپذیرم.
هیچکس نمیتواند به جای من قدم بردارد. در نهایت با حرکت راه نمایان میشود؛ یعنی برای رسیدن به یک جایگاه جدید، باید از جایگاه قبلی حرکت کرد؛ اگر انسان همیشه در نقطهای که قرار دارد باقی بماند، انتظار برای داشتن نتیجهای متفاوت، منطقی نیست. بنابراین وادی هشتم برای من یک پیام بسیار روشن دارد که اگر خواهان تغییر هستم، باید حرکت کنم؛ اگر میخواهم راه را ببینم، باید قدم اول را بردارم و اگر میخواهم به مقصد برسم، باید حرکت را ادامه بدهم.
منابع: کتاب چهارده وادی و مقالههای آقای علی خدامی
نویسنده: راهنمای تازهواردین همسفر فاطمه
رابط خبری: راهنمای تازهواردین همسفر بیتا
ویرایش و ارسال: همسفر سمانه رهجوی راهنما همسفر الهام نگهبان سایت
همسفران نمایندگی شادآباد
- تعداد بازدید از این مطلب :
239