English Version
This Site Is Available In English

گروه‌خانواده_خواستن نقطه شروع است، ولی حرکت است که خواسته را به واقعیت نزدیک می‌کند

گروه‌خانواده_خواستن نقطه شروع است، ولی حرکت است که خواسته را به واقعیت نزدیک می‌کند

گاهی انسان در زندگی منتظر می‌ماند تا ابتدا تمام مسیر برایش روشن شود و بعد حرکت کند. دوست دارد بداند اگر قدم اول را برداشت، قدم دوم کجاست و چه اتفاقی در ادامه خواهد افتاد و در نهایت به کجا خواهد رسید. اما به مرور متوجه می‌شویم که در بسیاری از مسیرهای زندگی، این‌گونه نیست.

قرار نیست تمام راه از همان ابتدا دیده شود؛ بلکه راه با حرکت نمایان می‌شود. وقتی انسان در جای خود ایستاده است ممکن است هزاران فکر و نگرانی در ذهنش شکل بگیرد. ممکن است با خود بگوید اگر نتوانم یا اگر اشتباه کنم؟ همین افکارات می‌توانند باعث شوند که انسان حتی اولین قدم را هم برندارد.

اما زمانی که حرکت آغاز می‌شود بسیاری از ابهام‌ها خود به ‌خود کنار می‌روند و چیزهایی نمایان می‌شوند که در حالت سکون قابل دیدن نبودند. انسان برای رسیدن به یک نقطه جدید، ابتدا باید از نقطه‌ای که در آن قرار دارد حرکت کند. شاید در ابتدای مسیر مقصد خیلی دور به نظر برسد؛ اما مهم این است که حرکت متوقف نشود.

گاهی یک قدم کوچک، از صدها فکر بزرگ ارزشمندتر است. انسان می‌تواند ساعت‌ها درباره تغییر کردن فکر کند، درباره آینده حرف بزند و برای خودش برنامه‌ریزی کند، اما تا زمانی که حرکت واقعی اتفاق نیفتاده باشد چیزی تغییر نمی‌کند.

حرکت است که به فکر جهت می‌دهد و به انسان فرصت تجربه کردن می‌دهد. در گذشته شاید تصور می‌کردم برای شروع هر کاری باید همه شرایط آماده باشد و همه چیز را از قبل بدانم؛ اما امروز بهتر می‌فهمم و متوجه شدم که خیلی از چیزها در طول مسیر آموخته می‌شوند.

وقتی قدم اول را برمی‌دارم قدم بعدی خودش را نشان می‌دهد و وقتی قدم دوم را برمی‌دارم، اطلاعات و تجربه بیشتری به دست می‌آورم و این روند ادامه پیدا می‌کند. راه، خودش را به کسی نشان می‌دهد که در مسیر قرار گرفته باشد. در کنگره ۶۰ نیز آموزش‌ها برای من فقط مجموعه‌ای از مطالب و کلمات نیستند؛ هر آموزش زمانی ارزش واقعی خودش را پیدا می‌کند که در زندگی به حرکت در آید.

اگر آموزش را فقط بشنوم و درباره آن صحبت کنم، ممکن است تأثیرش محدود باشد. به نظرم یکی از زیبایی‌های مسیر این است که انسان در طول حرکت خودش را هم بهتر می‌شناسد و این خودشناسی برای من در کنگره ۶۰ اتفاق افتاد.

ممکن است در ابتدا فکر کنیم توانایی انجام کاری را نداریم، اما وقتی قدم برمی‌داریم متوجه می‌شویم توانایی‌هایی در وجودمان بوده است که خودمان از آن‌ها خبر نداشته‌ایم. گاهی مسیر، چیزهایی را از درون انسان بیرون می‌آورد که در سکون هرگز دیده نمی‌شد.

حرکت همیشه به معنی برداشتن قدم‌های بزرگ نیست. گاهی حرکت می‌تواند یک تصمیم کوچک باشد؛ یک تغییر کوچک در رفتار، یک مسئولیت که به‌ درستی انجام می‌شودیا یک کار نیمه‌ تمام که به پایان می‌رسد و یک آموزش که به اجرا در می‌آید یا حتی یک عادت نادرست که کم‌کم اصلاح می‌شود.

در وادی هشتم آموختیم که قدم اول را که برداریم، قدم بعدی دیده می‌شود و قدم بعدی را که برداریم بخش دیگری از مسیر نمایان می‌شود. در نهایت متوجه می‌شوم که شاید راه از ابتدا پنهان نبوده است؛ این من بوده‌ام که باید حرکت می‌کردم تا بتوانم آن را ببینم.

 

نویسنده و ارسال:همسفر فاطمه نگهبان سایت
همسفران نمایندگی ارومیه

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...