نهمین جلسه از دور هفتم سری کارگاههای آموزشی عمومی کنگره ۶۰ نمایندگی بروجن، با استادی راهنمای محترم مسافر رسول، نگهبانی مسافر مهدی و دبیری مسافر مسلم با دستور جلسه «صورت مسئله اعتیاد» پنجشنبه ۹ مهرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۶ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان، رسول هستم، یک مسافر. موضوعی که امروز میخواهم درباره آن صحبت کنم، «صورتمسئله اعتیاد» است. اولین دستور جلسه کنگره در مهرماه، همزمان با بازگشایی مدارس، صورتمسئله اعتیاد است. همانطور که مدرسه و دانشگاه محل آموزش و یادگیری هستند، کنگره ۶۰ هم برای ما یک دانشگاه است؛ دانشگاهی که در آن آموزش میگیریم تا بتوانیم مسئله اعتیاد را بشناسیم و به درمان برسیم. در جامعه، از نظر پزشکی و در بسیاری از دیدگاههای دیگر، هنوز مسیر درمان اعتیاد برای خیلی از افراد بهصورت کامل مشخص نشده است؛ یعنی مبدأ و مقصد این مسیر مشخص نیست. به همین دلیل است که بسیاری از روشها در نهایت به درمان واقعی منجر نمیشوند. آقای مهندس خودشان ۱۷ سال درگیر اعتیاد بودند و در سال ۱۳۷۸ در دانشگاه علوم پزشکی سیستان و بلوچستان، اولین مقاله ایشان با موضوع «صورتمسئله اعتیاد» مطرح شد. سؤال اصلی این بود که اعتیاد چگونه به وجود میآید و چرا فردی که برای ترک اقدام میکند، بعد از مدتی دوباره به مصرف برمیگردد؟
در روشهایی که بیشتر بر ترک تمرکز داشتند، معمولاً فرد مدتی دارو یا مواد نگهدارنده دریافت میکرد، اما بعد از مدتی دوباره برگشت به مصرف اتفاق میافتاد. آقای مهندس با بررسی این موضوع و تجربهای که خودشان داشتند، به کشف مهمی رسیدند. در سال ۱۳۷۵، ایشان مصرف مواد را بهصورت پلکانی و با تیپر کردن کاهش دادند و متوجه شدند که هرچه مقدار مصرف بهصورت منظم و تدریجی کاهش پیدا میکند، حال جسمی و روانی ایشان نیز بهتر میشود. شاید در ابتدا خودشان هم نمیدانستند که این مسیر به کجا خواهد رسید، اما بهتدریج با ادامه این مسیر، به درمان اعتیاد دست پیدا کردند. همانطور که میدانیم، اگر نتوانیم یکپنجم از مواد مصرفی خودمان را کاهش بدهیم، نمیتوانیم یکپنجم به دانایی خودمان اضافه کنیم. بنابراین درمان فقط کم کردن دارو نیست؛ در کنار کاهش دارو، باید دانایی و جهانبینی ما هم افزایش پیدا کند.
برای من، مبدأ سفر زمانی است که وارد کنگره میشوم و میپذیرم که مصرفکننده هستم و نیاز به درمان دارم. مقصد هم درمان است. بین این مبدأ و مقصد، یک مسیر وجود دارد؛ مسیری که راهنما آن را به من نشان میدهد. راهنما به من برنامه میدهد و من باید قوانین کنگره را اجرا کنم. پلههای ۲۱ روزه را طی میکنم و بهتدریج به درمان میرسم. چیزی که در این مسیر اهمیت زیادی دارد، عملکرد خود من است؛ اینکه برنامه راهنما را درست اجرا کنم، دارو را در زمان و دوزی که راهنما مشخص کرده مصرف کنم و کاهشها را دقیقاً طبق برنامه انجام بدهم. در صورتمسئله اعتیاد، یکی از موضوعات مهم، سیستم ایکس است؛ همان سیستم تولیدکننده مواد شبهافیونی طبیعی بدن که در اثر مصرف مواد مخدر دچار تخریب و اختلال شده است.
ما در کنگره یاد میگیریم که برای بازسازی این سیستم، داروی مناسب باید بهصورت صحیح و تدریجی مصرف و سپس کاهش داده شود. آقای مهندس در آموزشهای کنگره، تریاک را بهعنوان دارویی با ترکیبات متعدد و مناسب برای این فرایند معرفی کردهاند و به وجود آلکالوئیدهای مختلف در آن اشاره میکنند. من همیشه برای یک تازهوارد مثالی میزنم. فرض کنید یک ساختمان را در نظر بگیریم. برای ساختن یک ساختمان، مصالح مختلفی مثل سیمان، آهن، آجر، شیشه و... در کنار هم قرار میگیرند تا ساختمان کامل شود.
حالا اگر ما بخواهیم تمام مشکلات یک ساختمان را فقط با یک یا دو نوع مصالح برطرف کنیم، طبیعی است که نمیتوانیم انتظار داشته باشیم ساختمان به شکل کامل بازسازی شود. در کنگره، من یاد میگیرم که جسم، روان و جهانبینی در کنار هم قرار دارند. وقتی جسم بهتدریج به تعادل میرسد، باید روی جهانبینی هم کار کنم تا روان و تفکر من نیز در کنار جسم به تعادل برسد. بنابراین هرچه دارو کم میشود، باید آموزش و دانایی من بیشتر شود. با سیدیهای آقای مهندس، کتابها و آموزشهایی که در کنگره وجود دارد، بهتدریج دانایی من افزایش پیدا میکند. یک موضوع مهم دیگر، بخشش است.
وقتی من داروی خودم را کم میکنم، در واقع دارم از چیزی که سالها به آن وابسته بودهام، میگذرم. این موضوع دوباره برای من با مفهوم لژیون سردار ارتباط پیدا میکند. اگر نتوانم از خودم، از زمانم، از توانم و از مال و سرمایهام بگذرم، شاید نتوانم به آن حال خوشی که مدنظر کنگره است برسم. خدمت کردن در کنگره هم یکی از راههایی است که میتوانم از خودم بگذرم و بخشی از داشتههایم را در اختیار دیگران قرار بدهم. همین خدمت میتواند برای من حال خوش به همراه داشته باشد. در کنار همه این مسائل، موضوع مهم دیگری وجود دارد و آن حرکت درست در مسیر درمان است. اگر به حرف راهنما گوش بدهم و برنامهای را که به من میدهد درست اجرا کنم، میتوانم در مسیر درمان قرار بگیرم.
در اوایل سفر، شاید لازم باشد بسیاری از باورها و روشهای قبلی خودم را کنار بگذارم و اجازه بدهم آموزشهای راهنما جایگزین آنها شود. وقتی یاد میگیرم به برنامه و آموزش راهنما عمل کنم، بهتدریج مسیر برایم روشنتر میشود و میتوانم به حال خوش و درمان نزدیک شوم. در پایان، لازم میدانم از آقای محمد تشکر کنم که به بروجن آمدند و این شعبه را راهاندازی کردند و زحمات بسیار زیادی برای ما کشیدند. امروز فرصت را مغتنم میدانم و از زحمات و محبتهای ایشان تشکر میکنم. از همه شما ممنونم که به صحبتهای من گوش دادید.

سیستم صوتی: مسافر احسان لژیون ۶
عکاس: مسافر ابوذر لژیون ۱
تایپ: مسافر حمید لژیون ۸
تنظیم و ارسال: مسافر علی
مرزبان خبری: مسافر داریوش
- تعداد بازدید از این مطلب :
647