راهنما همسفر آسیه؛
وادی هشتم که بیان میکند «با حرکت، راه نمایان میشود»، یک قانون کلی است که در تمام مراحل زندگی ما صدق کرده و فرمان حرکت میدهد. سکون بر هیچ موجودی جایز نیست؛ اگر آب چشمه در یکجا ساکن و بدون حرکت بماند به گنداب تبدیل خواهد شد؛ بنابراین برای رسیدن به هدف باید حرکت و تلاش خود را تا رسیدن به مقصد ادامه داد.
ازآنجاییکه انسان قدرت انتخاب راه فسق و فجور یا تقوا را دارد، برای پیدا کردن مسیر صحیح احتیاج به جمعآوری اطلاعات درست از مسیر دارد، اما لازم به دانستن جزئیات نیست؛ زیرا ممکن است در مسیر، مشکلات و موانعی به وجود بیاید که از قبل پیشبینی نشدهاند؛ بهعنوان مثال زمانیکه رانندهای با اتومبیل خود شروع به سفر میکند لازم نیست از تمام پیچوخمهای جاده مطلع باشد؛ همانطور که در حال حرکت است، مسیر هم برای او نمایان میشود تا به مقصد برسد. در زمان حرکت چند نکته وجود دارد که باید به آن توجه کنیم. ابتدا باید هدف و خواسته خود را مشخص کنیم؛ زیرا بیهدف بودن و انگیزه نداشتن باعث میشود انسان مدام در یک چرخه معیوب در حال حرکت باشد.
دوم برای رسیدن به خواسته باید تلاش کنیم؛ اما پارامتر زمان را در نظر داشته باشیم که در این رابطه میتوان درمان اعتیاد را مثال زد که یکروزه امکانپذیر نیست، بلکه در طول یازده ماه و با تلاش و کوشش انجام میپذیرد. نکته سوم این که در مسیر حرکت ممکن است اتفاقاتی رخ دهد که ما را به مسیرهای انحرافی سوق دهد؛ زیرا نیروهای منفی و بازدارنده تمام سعیوتلاش خود را میکنند تا ما را از حرکت بازدارند؛ بنابراین نباید از موانع و مشکلات هراسی داشته و ناامید شویم؛ زیرا این موانع، خود قسمتی از مسیر هستند.
خواسته اصلی همه ما رسیدن به صلح، آرامش، سلامتی و محبت است که برای به دست آوردن این اهداف بایستی حسابمان را با خود، خانواده و جامعه صفر کنیم. همانگونه که در ابتدا وادی به آن اشارهشده انسان بهشرط جبران بخشیده شد؛ بنابراین برای جبران اشتباه باید توبه کنیم؛ بهعبارتی برگشت از راه اشتباهی که طی کرده بودیم و اکنون بایستی جبران خسارت نسبت به خودمان را در تغییر افکار، اندیشه و رسیدن بهسلامتی انجام داده تا صدماتی که به جسم و روان وارد کردهایم ترمیم شود؛ همچنین با پذیرفتن نقش و مسئولیت خود در خانواده و اجتماع تخریبها را جبران کنیم.

همسفر معصومه؛
وادی هشتم به من آموخت هیچ تغییری فقط با فکر کردن و آرزو کردن اتفاق نمیافتد و بین دانستن و عمل کردن فاصله زیادی وجود دارد؛ بنابراین برای رسیدن به هدف باید حرکت کرد. حرکت برای من یعنی از جایی که هستم، آرامآرام به سمت جایی که میخواهم باشم قدم بردارم. لازم نیست همه مسیر را یکباره ببینم. مهم این است که قدم اول را درست برداشته و در ادامه با آموزش و تجربه، مسیرم را پیدا کنم.
یکی از مهمترین تأثیرات وادی هشتم روی من این بود که آموختم برای رسیدن به آرامش و حال خوب، منتظر تغییر شرایط نباشم. باید خودم حرکت کرده و سهم خود را در تغییر زندگیام بپذیرم. در کنگره۶۰ آموختم که آموزش زمانی ارزشمند است که وارد زندگی من شده و در افکار، رفتار و تصمیمهای من خود را نشان دهد. این وادی بیان میکند که باید قبل از قدم برداشتن، تفکر کرده، هدفم را بشناسم و بعد با صبر و استمرار ادامه دهم. اگر در مسیر با سختی یا مانعی روبهرو شدم، به جای اینکه متوقف شوم، باید از آن تجربه گرفته و دوباره حرکت کنم.
امروز که به مسیر گذشتهام نگاه میکنم، میبینم رهایی من نتیجه یک اتفاق ناگهانی نبوده بلکه نتیجه دریافت آموزش، صبر، حضور، تلاش و حرکت مداوم بوده است. من از این وادی متوجه شدم که هیچکس نمیتواند به جای من مسیر زندگیام را طی کند. راهنما میتواند با آموزشها و تجارب خود، راه را نشان دهد، اما برداشتن قدمها و رسیدن به هدف، بر عهده من است. برای من، وادی هشتم به معنی بیرون آمدن از سکون، ترس و وارد شدن به مسیر عمل است. من سعی میکنم این وادی را فقط در جلسات و مشارکتها در خاطر نداشته باشم، بلکه آن را در زندگیام اجرا کنم؛ چراکه دریافتم زندگی با حرکت ساخته میشود و هر قدم درست، هرچند کوچک، میتواند آغاز یک تغییر بزرگ باشد.

همسفر خدیجه؛
وادی هشتم به منِ همسفر میگوید اکنون که هفت وادی را پشتسر گذاشتی باید با تفکر کردن، ناامید نشدن و فرماندهی عقل حرکت کرده و راه را پیدا کنی؛ زیرا در سکون زایشی نیست و هیچ چیز بهوجودنمیآید. با حرکت کردن است که انسانها و همه موجودات سفر خود را در حلقههای آفرینش آغاز میکنند. ما نمیتوانیم با این پنج حس ظاهر جهانهای دیگر را درک کنیم. مهندس حسین دژاکام نیز بارها فرمودند که ده حس است و هفتاندام دگر که این مبین وجود جهانهای دیگر است؛ البته درک این جهانها نیازمند تسویه، تزکیه و پالایش و تلاشهای بسیار زیاد است.
خلقت انسان و تمام موجودات از حرکت بهوجودآمده و تنها موجودی که از قوه اختیار برخوردار شده انسان است و این اختیار دارای ارزش و احترام بسیار زیادی است. انسان همیشه بر سر دوراهی انتخاب قرار دارد که راه ارزشها، محبت و عشق و یا راه ضدارزشها، فسق و فجور را انتخاب کند؛ البته این انتخاب بایستی براساس تفکر، اندیشه، داشتن اطلاعات و دانایی همراه با تلاش باشد. بر اساس آنچه در وادی هشتم بیان شده ما باید کارهای ضدارزشی را که تا قبل از این مرتکب و باعث آسیب به خود، خانواده، و جامعه شده را جبران کنیم. باید بدانیم در کدام مسیر حرکت خود را آغاز کنیم. مسیر ارزشها که ما را به عشق، آرامش و آسایش میرساند یا مسیر فسقوفجور که همیشه در رنج، سختی و عذاب باشیم.
من بهعنوان یک همسفر، سفر خود را با ترس و ناامیدی شروع کردم. در ابتدا به هیچکس امید نداشتم که توسط او حال من و مسافرم خوب شود، اما با آموزشهایی که راهنما در اختیار من قرار داد، متوجه شدم باید حرکت کنم. نباید از خود و مسافرم انتظار داشته باشم که یک شبه معجزه رخ داده، به اهداف و خواسته هایم برسم، بلکه با تفکرکردن، داشتن اطلاعات صحیح و کافی مسیر را انتخاب و تلاش کنم تا قدمبهقدم به هدف خود نزدیک شوم.
من از این وادی آموختم که در هر کار باید زمان را مدنظر بگیرم و نباید ناامید شوم تا به آرامش و آسایش و از همه مهمتر اعتمادبهنفس برسم. در پایان از مهندس دژاکام و راهنمای خود تشکر میکنم که این بستر را برای من فراهم کردند که با تفکر و دانایی حرکت کرده و به خواستههای خود که آرامش و آسایش است برسم و بتوانم آن را به خانوادهام منتقل کنم.
رابط خبری: راهنما همسفر آسیه (لژیون یازدهم)
عکاس: همسفر الهه رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون ششم)
ارسال: همسفر زهره رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون ششم)، نگهبانسایت
همسفران نمایندگی ملاصدرا ( نیکآباد)
- تعداد بازدید از این مطلب :
149