جلسه سیزدهم از دور هجدهم سری کارگاههای آموزشی عمومی کنگره ۶۰ویژه مسافران و همسفران نمایندگی جواد گلپایگان، با استادی راهنمای محترم مسافر مصطفی و نگهبانی مسافر محمد و دبیری مسافر یحیی با دستور جلسه «صورت مسأله اعتیاد» در روز پنجشنبه مورخ ۹مهرماه ۴۰۵ راس ساعت ۱۶ آغاز بکار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان مصطفی هستم یک مسافر
سپاسگزارم از گروه مرزبانی، ایجنت محترم و راهنمای لژیون یکم که فرصت خدمتگزاری را برای من فراهم کردند. خدا را شاکر و سپاسگزارم که روزیِ من را چنین مقرر کرد که امروز در اینجا بنشینم و در کنار همه عزیزان آموزش بگیرم. وقتی سخن از رزق و روزی میشود، در ناخودآگاه هر انسانی این تفکر پیش میآید که رزق یعنی خداوند به من مال، یا چیزهای مادی بدهد؛ اما در کنگره ۶۰آموختم که رزق و روزی آن است که در مسیری مستقیم قرار بگیرم وهر روز آموزش های جدیدی بگیرم تا از دنیای جهل و ناآگاهی بیرون بیایم و به سمت دانایی در حرکت باشم واین امر محقق نشد مگر به لطف خداوند و فرمان الهی که برای جناب آقای مهندس صادر شد. سالیان سال پزشکان و روان شناسان و تحقیق گران، بسیاری تلاش کردند و قرنها درباره اعتیاد بحث کردند و در آخر گفتند این بیماری صعبالعلاج است مرموز و پیش رونده است، و اصلا کسی به درمان اعتقادی نداشت حتی کسانی هم که ادعا می کردند در مقطعی میتوانند آن را متوقف کنند نتوانستند سند یا نمونهای بینقص ارائه دهند؛ ولی آقای مهندس با آن فرمان الهی و الهاماتی که از اساتیدخود گرفتند، خالق متد DST شد و آن را کشف کرد و این روش را با از خودگذشتگی در اختیار مصرف کنندگان قرار داد. امروز میبینیم کسانی که در قبل جز مخرب تمرین آدم ها بوده اند در نمایندگی های سراسر کشور نشستهاند، در یک ساعت و روز مشخص آموزش میگیرند و در برابر بزرگترین بیماری دنیا، که یکی از بزرگترین گره های زندگی بشریت بود، مقابله میکنند و آن را درمان میکنند،این در حالی است که هنوز هم بسیاری از خانواده ها بخاطر عدم آشنایی با این متد دچار درگیری و فروپاشی می شوند و اینجا هست که خداوند به من و بقیه اعضای کنگره عنایت داشته تا از ظلمت به نور برسم..در مورد دستور جلسه این هفته، صورتمسئله اعتیاد دو جلسه قبل همه اساتید و اعضای کنگره راجع به پله های ۲۱روزه و چگونگی روش درمان کنگره به نحو احسن مشارکت کردند و تجریبات خود را در اختیار بقیه قرار دادند امروز میخواهم از یک زاویه دیگری به این دستور جلسه اعتیاد نگاه کنم و برداشت خودم را عنوان کنم . ابتدا از راهنمای تازهوارد خود، آقا احسان عزیز و آقا رضای عزیز، تشکر میکنم و یاد میکنم از زندهیاد آقای جابری عزیز که روزی که وارد این نمایندگی شدم، با مشاورههای زیبایشان صورتمسئله اعتیاد و الفبای آموزش درمان اعتیاد را به من آموختند و مرا در اینجا نگه داشتند تا بمانم، خودم درمان شوم و دستی از دیگران بگیرم. اعتیاد چیزی نبود که بهراحتی بتوانم کنار بگذارم. سالیان سال مبارزه کردم، هر یک از ما به عناوین و راههای مختلف؛ دکترا و گروه های گوناگون و راه های متفاوت را تجربه کردیم تا از بند اعتیاد آزاد شویم ، اما هر کجا رفتیم با گره بزرگتری دیگر روبهرو شدیم. وارد گروهی شدم، گفتند اعتیاد بر روان تو اثر گذاشته. نزد دکتری رفتم، گفت جسم خراب است، دارو مصرف کن تا درست شود؛ ولی هر کاری کردم دیدم فقط زور بیفایده میزنم. ولی وقتی وارد کنگره شدم با استفاده دقیق ازمتد dst و فرمانبرداری بدون هیچ اذیتی چشم باز کردم دیدم دیگر مواد مخدر در زندگی من معنی ندارد ،در کنگره متوجه شدم مهمترین چیزی که به واسطه مصرف مواد مخدر بر من تأثیر گذاشت، تخریب در قسمت ظلع جهانبینی بود که آقای مهندس مثلث درمان را با آن ترسیم کردند: جسم، روان و جهانبینی. عدم داشتن آگاهی وجهانبینی سبب شد صور آشکار و پنهان من تخریب های بسیاری ایجاد کند و اختلالات زیادی در سیستم عصبی بدن من ایجاد کند که این اختلالات مرا به اعماق تاریکی ببرد اختلالاتی که در سایر روش ها صحبتی در مورد آن نشده بود و فرد مصرف کننده پس از قطع مواد مصرفی دچار انزوا،گوشه گیری،احساس پوچی و در نهایت به خودکشی میرسید . آن اختلالات پنهانی که راهنمای تازهوارد عزیز، آقا احسان، برای من توضیح داد، در اثر عدم جهانبینی به بوجود آمده بود، امروز گروه خانواده به این دلیل در کنار ما نشستهاند؛ چون به واسطه مصرف مواد مخدر، و انتقال بیماری از سمت من به آن ها ،اختلالات پنهانی هم در سیستم ایکس آن ها به وجود آمد، آنها نیز آمدهاند تا آموزش جهانبینی را بگیرند و تعادل در همه سطوح زندگی من برقرار شود و همه از فضای کنگره شصت بهرهمند شوند. در کنگره شصت یاد گرفتم که همانطور که در نوشتارمصرف کننده کیست هم درج شده است: برای اصلاح نود درصد ساختارها حداقل ده ماه وقت لازم است، ولی برای جهانبینی خدا میداند. بایداین را بیاموزم که هر روزی که اینجا مینشینم، هر روزی که وارد کنگره میشوم، نیازمندم یکی دیگر از گرههای جهانبینی زندگیام را باز کنم، این محقق نمیشود مگر اینکه در این صندلی بنشینم و گوش به فرمان آموزشهای آقای مهندس باشم.من بعد از حدود پنج سال که در کنگره حضور دارم تازه دو هفته پیش فهمیدم معنی «وَلالضالین» که استاد امین در سیدی باتلاق میگویند چیست.آن من بودم که با مصرف مواد مخدر اختلالات آشکار را به وجود آوردم و پلهپله، همانگونه که مواد مخدر درونی بدنم را خاموش کردم و مواد مخدر بیرونی را جایگزین کردم ، از «أَنعَمْتَ عَلَیهِمْ» که انشعاب پیدا کرده بودم ذره ذره به سمت تاریکی حرکت کردم و به «وَلِاالضالین» رسیدم . در آنجا نیز به این اکتفا نکردم و فقط به خودم آسیب نزدم؛ پس از تمام شدن انرژیام، وارد خانواده و جامعه خودم شدم از انرژی آن ها نیز استفاده کردم و جزو مغضوبین قرار گرفتم؛ ولی خدا را شاکر و سپاسگزارم که امروز کورسوی نوری در زندگی هر یک از ما که اینجا نشستهایم، به واسطه آقای مهندس و متد DST جاری شده است. این دستور جلسه آغازگر سال تحصیلی جدید در کنگره ۶۰هست وقتی سخن از آغاز سال تحصیلی میشود، ناخودآگاه هر کسی یاد معلم کلاس اولش میافتد. کمتر کسی پیدا می شود که فراموش کند اولین معلمش چه کسی بود هیچوقت نباید فراموش کنم روزی که از این در وارد شدم، من با چه حال و زاری آمدم و آن راهنمای تازهواردین، معلم کلاس اول به من الفبای زندگی آموخت ،به من یاد داد چگونه بنویسم و در کنگره حرکت کنم تا به آن حال خوش برسم. امیدوارم این دستور جلسه همیشه در ذهن من نقش ببندد و بدانم درست است که جسمم را با داروی ot به تعادل رساندم ولی تا هستی هست باید تحت آموزش های باشم که در صراط مستقیم به حرکت من کمک کند،امیدوارم روزبهروز این شعبه پربارتر شود و هیچ خانوادهای درگیر اعتیاد نباشد و روزی فرا برسد که همه مصرف کنندگان با بهره مندی از روش درمان کنگره و درک صورت مسأله اعتیاد به راحتی از گذرگاه های سخت اعتیاد عبور کنند و هیچ در راه مانده دیگر در مسیر تاریکی و مصرف مواد مخدر وجود نداشته باشد.

تایپ و ویرایش مسافر رضا لژیون هفتم
تنظیم و ارسال مرزبان خبری مسافر نریمان
مسافران و همسفران نمایندگی جواد گلپایگان.
- تعداد بازدید از این مطلب :
524