گر مرد رهی، میان خون باید رفت
وز پای فتاده، سرنگون باید رفت
تو پای به ره درنه و هیچ مپرس
خود راه بگویدت که چون باید رفت
با حرکت راه نمایان میشود. به نظر من مسیر کنگره۶۰ مسیری است که اگر در این مسیر حرکت کنید و فرمانبردار باشید، مسیر بر شما نمایان میشود و نیروهای الهی به کمک شما خواهند آمد. یکی از همین نیروها لژیون سردار و استاد سردار است؛ کافی است باور و ایمان داشته باشید قطعاً در این مسیر یار و یاور شما خواهد بود. در وادی هشتم آموختیم که در سکون هیچ چیز به وجود نمیآید و زایشی نیست؛ همه چیز در حرکت شکل میگیرد و برای من همسفر در ابتدای این مسیر با کولهباری از تاریکیها و ضد ارزشهایی که اگاهانه یا ناآگاهانه، بر اثر جهل و ناآگاهی ساخته بودم شروع به حرکت کردم؛ در مسیر حرکت، با چندین راه برخورد میکنم که میتوان آنها را به دو دسته کلی تقسیم کرد.
راه ارزشها و راه شیطانی به نظر من، آموزش گرفتن، بالا بردن دانایی و فرمانبرداری کردن و کمک گرفتن از راهنما، کمک بزرگی است، تا بتوانیم مسیر درست را انتخاب کنیم و خدمت کردن در این مسیر، به من کمک کرد تا با لایههای درونی خودم روبهرو شوم و بپذیرم تنها با ادامه دادن است که میتوانم آنها حل کنم. در ادامه راه، شاهد جایگزینی ارزشها به جای ناامیدی ضد ارزشها هستم؛ امید به جای ناامیدی شکرگزاری به جای گلایه کردن و یادگیری عشق ورزیدن و محبت بلاعوض در این مسیر، بخشش و حضور در لژیون سردار، کمک بزرگی به من کرد تا بتوانم خسارتهای وارد شده به خودم، خانوادهام و جامعه را جبران کنم. قطعاً با ادامه دادن بذر نیکو کاشتن و پالایش درونم، میتوانم به رهایی کامل برسم. قسمت قشنگ وادی هشتم به نظر من پیمان با خداوند است، پیمانی که خلوت عاشقانه با معبود را میطلبد.
معشوق به سامان شد، تا باد چنین بادا
کفرش همه ایمان شد، تا باد چنین بادا
نویسنده : همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر شادی (لژیون دوم)
رابط خبری : راهنما همسفر مهتاب (لژیون اول)
ارسال : همسفر شیرین رهجوی راهنما همسفر شادی (لژیون دوم) دبیر سایت
همسفران نماییندگی رودهن
- تعداد بازدید از این مطلب :
162