وادیها قوانین زندگی کردن را به ما آموزش میدهند و زنجیروار به هم متصل هستند. شرط لازم زندگی کردن این است که ما قوانین مهم زندگی را یاد بگیریم تا بتوانیم، زندگی بهتری داشته باشیم.
گاهی ما راه را میبینیم و در آن مسیر شروع به حرکت میکنیم و گاهی هم برعکس شروع به حرکت میکنیم و سپس راه برای ما نمایان میشود، میتوانیم این طور تصور کنیم که جاده زندگی مانند بازی مارپله بسیار پیچ در پیچ است و ما باید در این بازی راه را پیدا کنیم. ما در مسیر یک دیدگاه کلی داریم که همان جهانبینی است که از طریق آموزش گرفتن میتوانیم، دید بهتری نسبت به زندگی و مسیر خوب آن داشته باشیم. تنها چیزی که در زندگی اهمیت دارد این است که هیچوقت نباید در حالت سکون باشیم اگر در حالت سکون باشیم، تعادل زندگی نظم، انضباط و قوانین زندگی به هم میخورد.
این وادی به ما میگوید با حرکت راه نمایان خواهد شد درواقع وقتی میخواهیم حرکت کنیم؛ باید با جمعآوری اطلاعات کافی و دانستن مسیر حرکت کنیم. برای حرکت کردن اطلاعات اصلی، لازم و ضروری است.
در سکون هیچ زایشی به وجود نمیآید، تولیدی نیست یا هیچ چیزی خلق نمیشود؛ پس همه چیز با حرکت نمایان میشود، البته در مسیر حرکت هم فقط یک راه مستقیم وجود ندارد، هزاران جاده انحرافی در مسیر حرکت ما قرار دارد و مجموعه این جادهها به دو راه تقسیم میشود، راههای ارزشی و ضدارزشی یا راههای الهی و شیطانی، وقتی کسی راه مستقیم را انتخاب میکند، خردمند است؛ چون به مسیر مستقیم و اصلی میرود و کاری به هیچ چیز ندارد؛ ولی بعضیها راههای ضدارزشی را انتخاب میکنند و مسیر زندگی خود را تاریک و اشتباه میروند.
در زندگی همه ما لحظاتی وجود دارد که در مقابل خود، راههای مختلفی میبینیم؛ اما نمیدانیم کدام مسیر درست است. گاهی ترس از آینده، گاهی ناامیدی و گاهی تجربههای تلخ گذشته باعث میشود که در جای خود بایستیم و منتظر بمانیم تا راه برای ما کاملاً روشن شود؛ اما وادی هشتم به ما آموزش میدهد اگر بخواهیم و تلاش کنیم با حرکت راه برای ما نمایان خواهد شد.
این جمله کوتاه، یکی از عمیقترین پیامهای وادی هشتم است؛ یعنی برای اینکه راه را پیدا کنیم، ابتدا باید حرکت کنیم. قرار نیست از همان ابتدا تمام مسیر را ببینیم. کافی است قدم اول را درست برداریم؛ سپس در ادامه مسیر، راههای بعدی برای ما آشکار خواهند شد.
در وادیهای گذشته، انسان با تفکر، اختیار و مسئولیت اعمال خود، آشنا میشود؛ اما تفکر بهتنهایی کافی نیست. اگر بهترین تصمیمها را بگیریم؛ ولی هیچ اقدامی انجام ندهیم، تغییری در زندگی ما ایجاد نمیشود. برای مثال، یک فرد مصرفکننده موادمخدر ممکن است بارها با خودش تصمیم گرفته باشد که مصرف مواد را کنار بگذارد؛ اما تصمیم بدون حرکت، نتیجهای ندارد.
در جمعیت احیای انسانی کنگره۶۰ مسافر یاد میگیرد که درمان یک فرآیند است و باید آن را قدمبهقدم طی کند؛ بنابراین حرکت یعنی تبدیل تفکر به عمل.
حال میخواهیم بدانیم چرا گاهی حرکت نمیکنیم؟ یکی از موانع بزرگ انسان، ترس از ناشناختهها است. انسان دوست دارد قبل از شروع یک مسیر، نتیجه آن را بداند؛ اما زندگی اینگونه نیست بسیاری از مسیرها زمانی برای ما روشن میشوند که وارد آنها شده باشیم.
وادی هشتم به ما میآموزد که گاهی باید حرکت کنیم تا بتوانیم، بفهمیم چه تواناییهایی داریم و چه راهی پیش روی ما قرار گرفته است. درمان نیز همینگونه است. مسافر شاید در ابتدای سفر نداند در پایان چه تغییراتی خواهد کرد؛ اما وقتی حرکت خود را آغاز میکند و آموزش میگیرد بهتدریج تواناییهای جدیدی در خودش پیدا میکند.
حرکت باید همراه با صبر باشد؛ زیرا حرکت به معنی عجله کردن نیست گاهی انسان تصور میکند اگر سریعتر حرکت کند، زودتر به نتیجه میرسد در حالی که بسیاری از تغییرات اساسی در زندگی نیازمند زمان هستند. درمان در جمعیت احیای انسانی کنگره۶۰ به صورت تدریجی انجام میشود. جسم، روان و جهانبینی انسان نیازمند زمان هستند تا به تعادل برسند؛ بنابراین مسافر باید صبر داشته باشد و اجازه دهد مسیر درمان بهصورت طبیعی طی شود.
همانطور که یک دانه برای تبدیل شدن به درخت به زمان نیاز دارد، انسان نیز برای تغییر کردن به زمان، آموزش و حرکت نیازمند است.
گاهی مهمترین حرکت، حرکت درونی انسان است. حرکت از دروغ به صداقت از کینه به بخشش از ناامیدی به امید از تنبلی به تلاش از ترس به شجاعت و از ضدارزشها به ارزشها، این حرکتها شاید از بیرون دیده نشوند؛ اما بزرگترین سفرهای زندگی انسان هستند.
پیمان، آغاز یک سفر جدید برای انسان است. پیمان را میتوان مانند یک نقطه شروع دانست، نقطهای که انسان تصمیم میگیرد دیگر فقط تماشاگر زندگی خودش نباشد. وقتی انسان پیمان میبندد در حقیقت میگوید من میخواهم حرکت کنم میخواهم گذشته را چراغ راه آینده قرار دهم.
پیمان، در کنگره۶۰ فقط گفتن چند جمله نیست؛ بلکه یک تصمیم و تعهد درونی برای حرکت در مسیر ارزشها است.
انسان زمانیکه پیمان میبندد در واقع با خودش عهد میکند که در مسیر درست حرکت کند و از دانستههای خود در جهت ساختن زندگی بهتر استفاده کند.
پیمان میتواند نقطهای باشد که انسان تصمیم میگیرد گذشته را به شکل دیگری ببیند، نه اینکه گذشته را انکار کند؛ بلکه از تجربههای آن برای ساختن آینده استفاده کند.
در این نگاه، انسان مسئول آینده خویش است و باید بداند که تغییر از درون خودش آغاز میشود.
یکی از مفاهیم مهمی که در ارتباط با پیمان و وادی هشتم مطرح میشود، بخشش است. انسان ممکن است از دیگران، گذشته، شرایط زندگی و حتی از خودش ناراحتی و کینه داشته باشد؛ اما نگه داشتن این احساسات میتواند مانند باری سنگین، مانع حرکت او شود.
بخشش به این معنا نیست که کار اشتباه دیگران را تأیید کنیم؛ بلکه یعنی اجازه ندهیم گذشته، آینده ما را کنترل کند.
انسان گاهی لازم است دیگران را و گاهی نیز نیاز است خود را ببخشد. مسافری که دائماً خودش را به خاطر گذشته سرزنش میکند، ممکن است نتواند به خوبی در مسیر آینده حرکت کند؛ اما وقتی از گذشته درس میگیرد و مسئولیت امروز خود را میپذیرد، میتواند قدمهای جدیدی بردارد.
در مسیر زندگی، ممکن است انسان بدهیهایی داشته باشد؛ بدهیهای مادی، معنوی یا حتی بدهیهایی که در اثر رفتارهای گذشته ایجاد شدهاند.
پیمان میتواند یادآور این موضوع باشد که انسان باید تا جایی که توان دارد، مسئولیتهای کارهای گذشته خود را بپذیرد و آنها را اصلاح کند.
این وادی تاثیر زیادی در زندگی و تصمیماتی که میگیرم، دارد؛ زیرا به ما میآموزد که زندگی یک سفر است و هر سفری با یک قدم آغاز میشود. اگر حرکت ما بر پایه تفکر درست، آموزش، صبر و استمرار باشد به تدریج مسیر برای ما آشکار خواهد شد و میتوانیم به مقصدی که برای خود تعیین کردهایم نزدیک شویم.
وادی هشتم یعنی حرکت از سکون به سوی تغییر، حرکت از ناامیدی به امید، حرکت از تاریکی به روشنایی و در نهایت حرکت به سوی انسانی که میتوانیم، باشیم.
منابع: کتاب ۱۴ وادی برای رسیدن به خود (نوشته مهندس حسین دژاکام بنیان کنگره۶۰) از صفحه ۵۷ تا ۶۷، جزوه جهانبینی۲ (نوشته دکتر امین دژاکام جانشین بنیان کنگره۶۰) مبحث ترس
عکاس: همسفر سمانه رهجوی راهنما همسفر مرضیه (لژیون هشتم)
نویسنده و رابط خبری: راهنما همسفر سمیه (لژیون پانزدهم)
ارسال: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر مرضیه (لژیون دوم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی کاسپین قزوین
- تعداد بازدید از این مطلب :
159