جلسهی سیزدهم از دورهی دهم از سری کارگاههای آموزشی عمومی کنگره ۶۰، نمایندگی طارم با استادی ایجنت محترم مسافر عادل، نگهبانی مسافر ذکریا و دبیری موقت مسافر محسن با دستور جلسهی « صورت مسئلهی اعتیاد » روز پنجشنبه ۹ مهر ۱۴۰۵ رأس ساعت ۱۷ آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان عادل هستم یک مسافر، ابتدا خدا را شاکر و سپاسگزارم که امروز و در این لحظه توانستم جایگاه خودم را در هستی پیدا کنم، طوری که زندگی شخصی من در آرامش و روال عادی خودش سپری میشود و این که اکنون توانایی این را دارم که با یکسری از مشکلاتی که در طول زندگی پیش میآید روبرو بشوم و آنها را رفع کنم. از نگهبان و دبیر محترم خیلی تشکر میکنم بابت این که امروز بنده را بعنوان استاد جلسه انتخاب کردند. دستور جلسهی امروز صورت مسئلهی اعتیاد میباشد.

همهی ما در کنگره ۶۰ آموختیم که در هر موضوعی و مسئلهای، ابتدا باید صورت مسئله مشخص شود تا ما بتوانیم آن مسئله را حل کنیم. حالا یک مسئلهی که مطرح است مسئلهی اعتیاد میباشد و عزیزانی که در اینجا بعنوان مسافر و همسفر حضور دارند بر این موضوع واقف هستند که مسئلهی اعتیاد، مسئلهی بسیار بزرگی میباشد، این مسئله از بس بزرگ است که کل دنیا به جزء کنگره ۶۰ از حل این مسئله عاجز هستند. کنگره ۶۰ مصرف کنندگان مواد مخدر را به سه گروه تقسیم میکند که گروه اول، گروه نامزدهای اعتیاد میباشند. این گروه کسانی که شروع به مصرف مواد مخدر کردهاند و در واقع در حال بازی با مواد مخدر هستند را شامل میشود.
گروه دوم کسانی هستند که از مصرف مواد مخدر خرسند میباشند و کسی هم نمیتواند این افراد را به اجبار از مصرف مواد مخدر دور کند. گروه سوم افراد هستند که آخر خطی به حساب میآیند و دنبال راهی برای درمان اعتیاد خودشان هستند. به نظر من تمام مسافرانی که اکنون در این جلسه حضور دارند آخر خطی محسوب میشوند و در واقع با خواست و اختیار خودشان وارد این بستر شدهاند و دوست دارند به رهایی برسند. این افراد شاید قبل از ورود به کنگره ۶۰ سالیان سال به دنبال راهی بودند که این مشکل خودشان را حل نمایند.
من خودم هم دقیقا چنین وضعیتی داشتم و تا مدتی مواد مخدر مصرف کردم و دقیقا به یاد دارم که چه موقعی نامزد اعتیاد بودم و چه موقعی از اعتیاد خود خرسند بودم. ولی از یک تاریخی به بعد به دنبال راهی برای درمان خودم بودم و برای همین خیلی از راهها را امتحان کردم، به طور مثال خیلی کلینیکها رفتم که دو یا سه هفته بستری میشدم تا اعتیاد خودم را درمان کنم ولی هیچ وقت موفق نمیشدم و بعد از یک مدتی دوباره مصرف میکردم و وضعیتم روز به روز بدتر میشد.
آقای امین در سیدی یین و یانگ دقیقا در مورد این مسئله صحبت میکنند و میفرمایند که شما ممکن است تاریکی را به سمت عقب برانید و این تاریکی برای مدتی برود، ولی اگر دوباره برگردد مطمئنا قویتر بر خواهد گشت، چون این دفعه تو را شناخته است. مثلا یک مقطعی مصرف شخص تریاک بود که رفت و با مصرف کراک برگشت، حالا مصرف کراک هم جواب نداد و رفت و این دفعه با مصرف شیشه برگشت. من خودم قبلا دقیقا این مسیرها را رفتم چون دوست داشتم و برای این کارها کلی هزینه میکردم و واقعا خسته شده بودم.
تا این که بلاخره با کنگره ۶۰ آشنا شدم و وارد کنگره ۶۰ شدم و در این بستر بود که متوجه صورت مسئلهی اعتیاد شدم. فهمیدم که اعتیاد یعنی جایگزینی مواد مخدر بیرونی به جای مواد مخدر درونی. البته سیگار هم جزء این مواد مخدر بیرونی محسوب میشود. چون بعضیها فکر میکنند که سیگار آنتی ایکس محسوب نمیشود و جزء مواد مخدر نیست. در جسم هر انسانی یکسری مخدرها بصورت طبیعی تولید میشود و یکسری چشمههایی که به چشمههای خمر معروف هستند در بدن انسان وجود دارد که جمع اینها را سیستم ایکس میگویند که باعث میشوند من بعنوان یک انسان عادی زندگی کنم و کارهای روزمرهی خودم را انجام دهم.
حال شخص بر اثر نادانی میآید و مواد مخدر بیرونی را وارد جسم خودش میکند و یک نشئگی و لذت خاصی اوایل به این شخص دست میدهد. ولی بدن انسان چون هوشمند میباشد بعد از یک مدتی کم کم درصد تولید مواد مخدر داخلی بدن پایین میآید و مخدر بیرونی جایگزین این مخدر درونی میشود. در حالت استاندارد این پروسه ۱۰ الی ۱۱ ماه طول میکشد که مخدر بیرونی جایگزین مخدر درونی شود. در این لحظه جایگزینی کامل یا به اصطلاح اعتیاد صورت گرفته و این شخص درگیر اعتیاد شده است و اگر این شخص بخواهد که مصرف نکند با مشکلاتی از جمله سیم کشی عضلات، پرش پا، عرق سرد، عطسه و ... مواجه میشود.
بیرون از کنگره ۶۰ همیشه به من میگفتند تو اراده و غیرت نداری که نمیتوانی مصرف مواد مخدر را کنار بگذاری، ولی در کنگره ۶۰ متوجه شدم که مشکل من نداشتن اراده و غیرت نیست و مشکل از جای دیگری میباشد. کنگره ۶۰ با روش D.S.T این عمل جایگزینی به را به صورت معکوس انجام میدهد و اگر کسی این روش را درست اجرا کند سیستم خمر درونی او دوباره به کار میافتد و مواد مخدر بیرونی قطع میشود. به نظر من فهمیدن صورت مسئلهی اعتیاد یعنی همان پیدا کردن مبدا میباشد.

چون خیلیها میخواستند ولی نرسیدند، به دلیل این نمیدانستند که اصلا ماجرا چیست و چگونه است؟ هدفشان رهایی بود و قرار بود که مواد مخدر مصرف نکنند ولی معلوم نبود که کجا بودند؟ از دیدگاه من یاد گرفتن صورت مسئلهی اعتیاد یعنی این که من بدانم کجا هستم و این یعنی همان مبدا میباشد. اگر مبدا را پیدا کنیم مطمئنا مسیر حرکت هم مشخص میشود و به هدف میرسیم. از این که به صحبتهای من توجه کردید از همهی شما ممنونم.
برگزاری لژیون ویلیام وایت (درمان نیکوتین) به راهنمایی مسافر عادل
.jpg)
سایت خبری نمایندگی طارم
- تعداد بازدید از این مطلب :
183