یازدهمین جلسه از دوره پنجم سری کارگاههای آموزشی کنگره۶۰ ویژه همسفران آقا نمایندگی کوروش آذرپور به استادی مرزبان محترم مسافر امیرعلی، نگهبانی همسفر علی و دبیری موقت همسفر علی با دستور جلسه "صورت مسئله اعتیاد" پنجشنبه 9 مهرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۴ آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان امیرعلی هستم یک مسافر.
خدا را شاکر و سپاسگزارم که امروز این توفیق حاصل شد در خدمت شما عزیزان باشم. از همهٔ شما تشکر میکنم از نگهبان محترم، از دبیر محترم، از ایجنت محترم شعبه و همهٔ عزیزانی که اینجا خدمت میکنند. خوشحالم که امروز در خدمت شما عزیزان هستم. حقیقت آن است که تا کنون به شعبهٔ کوروش آذرپور نیامده بودم و با همسفران گفتوگو نکرده بودم؛ امروز از این بابت خوشحالم که در خدمت شما همسفران عزیز هستم. درباره دستور جلسه، یعنی صورتمسئله اعتیاد، اگر بخواهم کوتاه صحبت کنم؛ چون دربارهٔ این صورتمسئله میتوان ساعتها گفتوگو کرد و زمان کوتاهی که در اختیار دارم سعی میکنم مختصر و مفید صحبت کنم تا جلسهٔ خوبی با یکدیگر داشته باشیم و بتوانیم آموزشهایی را که دیدهایم با هم به اشتراک بگذاریم.

صورتمسئله اعتیاد ازآنجاکه کنگره ۶۰ کاشف آن بود و توانست مسئلهٔ لاینحل اعتیاد را که سالیان دراز انسانها با آن دستوپنجه نرم میکردند و برای خانوادهها و انسانها مشکلساز شده بود، کشف کند. مشکل اعتیاد مشکلی نیست که فقط مربوط به سی، چهل یا پنجاه سال گذشته باشد؛ بلکه مربوط به سالیان بسیار دور و کهن است. همیشه روشهایی وجود داشته که انسانها میخواستند با آنها از چنگال این تاریکی، یعنی اعتیاد، رها شوند. در بیشتر موارد، روشهایی وجود داشته که در ابتدا خود فرد مصرفکننده سعی میکرده بهنوعی خود را رها کند؛ با روش سقوط آزاد، با روشهای کمپ رفتن، ترکهای ببخشید، شلاقدرمانی یا سمزدایی. روشهای بسیار متعددی بود که همهٔ انسانها سعی میکردند صورتمسئلهٔ اعتیاد را حل کنند، ولی نمیتوانستند؛ چون یا ناقص بود یا غلط. من خودم چندین بار سعی کردم. بیشتر کسانی که مواد مخدر مصرف میکنند، خودشان استاد ترککردناند؛ برای خودشان چندین بار سعی کردهاند ترک کنند و از مواد مخدر رها شوند. من هم همینطور. من نیز در طول بیست تا بیست و پنج سال مصرف مواد مخدر، چندین بار سعی کردم خود را رها کنم و نجات دهم. اوایل سعی میکردم هیچکس نفهمد؛ چون کسانی که مواد مخدر مصرف میکنند، بهنوعی پشت دیوار انکار پنهان شدهاند و سعی میکنند خود را از این تاریکی بیرون بکشند، ولی متأسفانه موفق نمیشوند. چون راهحل را پیدا نکردم و صورتمسئله را متوجه نشدم؛ اصلاً اعتیاد چیست و چه اتفاقی برای من میافتد؟ اینجاست که آقای مهندس میآید و کشف میکند؛ کنگره میآید و کشف میکند و برای من توضیح میدهد که اصلاً اعتیاد چیست، چه تخریبهایی ایجاد میکند. آیا تخریبهای جسمی ایجاد میکند؟ تخریبهای روحی و روانی ایجاد میکند؟ آیا اعتیاد یک مسمومیت مزمن است؟ اصلاً اعتیاد چیست؟ نخست باید صورتمسئله پیدا شود و آن مسئله شناخته شود تا بتوانیم به حل آن و پاسخ آن برسیم. کنگره بهخوبی توانست؛ آقای مهندس پس از تحقیقات و زحماتی که انجام داد، ابتدا روی خودش این تجربه را کسب کرد، تحقیق کرد و زحمت کشید تا توانست این صورتمسئله را کشف کند و این مقاله را به کل کشور ارائه دهد و این مقاله مورد موافقت قرار گیرد: بیماری اعتیاد یک بیماری جایگزینی است؛ یک جایگزینی مزمن؛ جایگزینی مواد مخدر بیرونی بهجای مواد مخدر درونی جسم بدن انسان. آن مواد شبه افیونی که خود بدن انسان تولید میکند، وقتی شما از بیرون مواد مخدر را بهصورت مزمن و طولانیمدت وارد بدن کنید، آرامآرام جایگزین مواد مخدر درون بدن میشود و جسم انسان، آرامآرام دیگر تولیدات خود را کنار میگذارد و دیگر تولید نمیکند. اصطلاحاً آن اتفاق خماری برای فرد ایجاد میشود و فرد مجبور به مصرف مواد مخدر بیرونی میگردد. حالا این جایگزینی اتفاق افتاده است. منِ بیمار، منِ معتاد، آمدهام و طی ده، پانزده، بیست سال مواد مخدر بیرونی را جایگزین مواد مخدر درونی جسم بدن خود کردهام. حالا اگر بخواهم این را درست کنم، راهحلش چیست؟ درمانش چیست؟ این تخریبی که روی جسم من ایجاد شده و جسم من دیگر ازکارافتاده و اصولاً شهر وجودی من دیگر تولیدات خود را ندارد و آن چشمههای درونی جسم بدن من دیگر تولیدی ندارند؛ دیگر هورمونها تولید نمیکنند: اندورفین، انکفالین، دوپامین، آدرنالین؛ هیچکدام از اینها دیگر درون جسم من تولید نمیشود و بدن من کاملاً نیازمند مواد مخدر بیرونی است. حالا باید چهکار کنم؟ راه درمانش چیست؟ اینجاست که دوباره کنگره راه درمان و راهحل این صورتمسئله را در اختیار ما گذاشته است؛ آقای مهندس، روش دیاسدی را. بهصورت تدریجی. من یکشبه معتاد نشدم که یکشبه بخواهم خوب شوم. یا مشکل اعتیاد من مسمومیت مزمن نیست. مواد مخدر شاید برای فردی که مواد مخدر مصرف نمیکند سم باشد، ولی برای منی که مواد مصرف میکنم سم نیست. من را مار نگزیده که بخواهم سمزدایی کنم؛ پس مسمومیت مزمن نیست، جایگزینی مزمن است. وقتی صورتمسئله پیدا شود، راهحل آن نیز بهدرستی پیدا میشود و بهصورت تدریجی. همانطور که من طی سالیان دراز مواد مخدر را وارد بدن خودم کردم و جسمم را از کار انداختم، حالا هم باید آرامآرام و بهصورت تدریجی سیستم بدن خود را احیا و بازسازی کنم؛ از طریق روش DST، زمانِ مناسب، داروی مناسب و مقدار مناسب. داروی مناسب، شربت اوتی، به مقدار مناسب در زمان مناسب استفاده شود؛ بدن من آرامآرام در زمانی بین یازده ماه تا یک سال شروع میکند به بازسازی خودش. این اتفاق برای ما مسافران افتاد و علمی که تجربه شود، سند بدون نقص است. این چیزی است که کنگره اثبات کرده است. همینالان من که اینجا روبهروی شما نشستهام، سند بدون نقص و علمیای هستم که تجربه شده است. بیست سال تخریب انواع مواد مخدر را داشتم؛ چه سنتی و چه صنعتی؛ تخریب بالایی در جسمم ایجاد کرده بودم، ولی با روش دیاستی و با کمک کنگره ۶۰ و آموزشهای کنگره ۶۰ توانستم به رهایی برسم. پس از یازده ماه، این مشکل جسمی من بهآرامی درست شد.

کنگره ۶۰ و آقای مهندس مثلث درمان را ارائه میکنند: جسم، روان و جهانبینی. کاملاً باید مثلث درمان روی صورتمسئله اعتیاد پیاده شود. سه ضلع این مثلث باید به یک اندازه ترمیم و درست شود: جسم، روان و جهانبینی. جسم من در یازده ماه سفری که انجام میدهم، آرامآرام و بهتدریج احیا میشود. روان و خلقوخوی من نیز آرامآرام، در کنار اینکه بدن من به تعادل میرسد، به تعادل میرسد. جسم من هم به تعادل میرسد، روان من هم به تعادل میرسد و جهانبینی هم برای هر کسی متفاوت است. موضوع بسیار مهم در درمان اعتیاد برای کنگره، شهر جهانبینی است؛ نوع نگاه، نوع دیدگاهی که من نسبت به خودم دارم؛ چه زمانی که مواد مخدر مصرف میکردم و چه زمانی که رها شدم. نوع نگاهی که به خودم دارم، نوع درکی که نسبت به خودم و جسم خودم دارم، و نوع نگاه و ادراکی که نسبت به جهان پیرامون خودم، اطراف خودم، طبیعت و انسانها دارم. این کاملاً در کنگره تغییر میکند و این جهانبینی باعث میشود من نگاه متفاوتی نسبت به زندگی داشته باشم، از زندگی خوبی برخوردار باشم و از زندگی لذت ببرم و آن عکسالعملهای پنهان که پس از عکسالعملهای آشکار در درمان اعتیاد اتفاق میافتد، مثل افسردگی، بیمیلی و بیخوابی؛ این عکسالعملهای پنهان را من و جهانبینی میتواند درمان کند. یعنی من از حال خوبی برخوردار باشم، از زندگی خوب برخوردار باشم، از زندگی خودم لذت ببرم، به زندگی خوب نگاه کنم، عینک خوشبینی بزنم و مثبت به زندگی نگاه کنم. چرا؟ چون در زمان مصرف مواد مخدر، زمانی که در ضدّارزشها و تاریکیها بودم، نگاه من به خودم، به اطرافیانم و به دنیای پیرامونم کاملاً منفی بود. حتی گاهی با خدای خودم هم درگیر بودم. نگاهم کاملاً منفی بود و از این زندگی خسته شده بودم. ولی وقتی وارد کنگره شدم، وقتی صورتمسئله اعتیاد برای من مشخص شد، وقتی راهحل برای من مشخص شد و این پروسه درمان را آرامآرام طی کردم. ممنونم که به صحبتهایم گوش کردید.
تهیه و تنظیم وبلاگ همسفران آقا، نمایندگی کوروش آذرپور
- تعداد بازدید از این مطلب :
115