English Version
This Site Is Available In English

راهکار کنگره ۶۰ برای راه‌اندازی دوباره سیستم‌های شبه‌افیونی

  راهکار کنگره ۶۰ برای راه‌اندازی دوباره سیستم‌های شبه‌افیونی

جلسه سوم از دوره هفدهم کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره ۶۰، نمایندگی دکتر مسعود، با استادی مسافر فرهاد، نگهبانی مسافر محمد و دبیری مسافر مهدی با دستور جلسه «صورت مسئله اعتیاد» پنجشنبه 9 مهر ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ آغاز به کارکرد.

خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان فرهاد هستم یک مسافر؛ قبل از هر چیز، بسیار خوشحال هستم و خدا را شکر می‌کنم که امروز توفیق حاصل شد تا در این جایگاه در خدمت شما عزیزان باشم و خدمت کنم.
من تا به حال در این نمایندگی استاد جلسه نبوده‌ام. یکی دو بار به‌صورت اتفاقی آمده بودم، اما امروز نخستین باری است که در این شعبه استاد جلسه می‌شوم.
اولین باری که به این شعبه آمدم اینجا هنوز خاکی بود. خدا را شاکر هستم. تلاش‌هایی که از آن زمان انجام شد تا اینجا تبدیل به یک نمایندگی شود و در واقع مالکیت آن نیز متعلق به خود کنگره ۶۰ باشد، به نتیجه رسید و خدا را صد هزار بار شکر.
من حدود ۱۴ سال لژیون داشتم و پس از آن در ساختمان سیمرغ مشغول به خدمت شدم. در حال حاضر نیز در ساختمان سیمرغ، در دفتر امور مرزبانان و به عنوان دستیار آقای مجدیان در خدمت عزیزان هستم. این موارد را بیان کردم تا به عنوان یک معرفی کوتاه برای دوستانی باشد که شاید بنده را نشنیده و نشناسند.
در رابطه با دستور جلسه: «صورت‌مسئله اعتیاد» در گذشته، دستور جلسات کنگره ۶۰ از اول مهرماه آغاز می‌شد؛ یعنی شروع دستور جلسات هفتگی و به قول آقای مهندس سال تحصیلی جدید ما، از اول مهرماه و با دستور جلسه «صورت‌مسئله اعتیاد» بود.
این موضوع یکی از مهم‌ترین مباحثی است که هر فرد در کنگره ۶۰ باید آن را بداند. یعنی هر شخصی که وارد کنگره می‌شود و قصد دارد سفر کند، سفر تدریجی داشته باشد و به روش DST درمان شود، باید صورت‌مسئله اعتیاد را بداند.
در گذشته، تست‌های هوشی وجود داشت مثل زمانی که می‌خواستیم برای کنکور دانشگاه آماده شویم، بخشی به سوالات هوش اختصاص داشت که البته بعدها آن را حذف کردند. یکی از سوالاتی که در آن تست‌های هوش مطرح می‌شد، مضمونش این بود: یک قطار برقی از سمت شمال به سمت جنوب در حرکت است. با توجه به اینکه در یک منطقه کوهستانی حرکت می‌کند، دود این قطار به کدام سمت می‌رود؟ عموماً افراد در ابتدا متوجه اصل سوال و صورت‌مسئله نمی‌شدند. اما وقتی کسی متوجه صورت‌مسئله می‌‌شد، به‌راحتی درمی‌یافت که قطار برقی اصلاً دودی ندارد و گزینه‌ای را انتخاب می‌کرد که نشان‌دهنده عدم وجود دود بود.
این مثال را از این جهت بیان کردم که ما اکثراً وقتی مصرف مواد مخدر را شروع کردیم، در روزها و حتی سال‌های اول، تنها چیزی که از مصرف متوجه می‌شدیم «حال خوب» و حالت «نشئگی» بود. البته اسم «نشئگی» اصالتاً متعلق به این حالت نیست؛ نشئگی به معنای رشد، نمو است. اما چون کلمه مناسبی برای آن پیدا نکرده بودند، نام حالتی را که بر اثر مصرف مواد مخدر به انسان دست می‌داد، نشئگی گذاشتند. در واقع حالت بسیار خوبی بود غیر از این است؟ کسانی که سفر اول هستند اکنون این موضوع را درک می‌کنند؛ چراکه دارویی که فرد استفاده می‌کند، حال او را خوب می‌کند.
آرام‌آرام این روند افت کرد؛ مصرف کردیم و مصرف کردیم تا اینکه به حالتی رسیدیم که آن را «خماری» تجربه کردیم. وقتی حالت خماری تجربه شد، همه افرادی که مصرف‌کننده بودند، اولین باری که تصمیم به ترک گرفتند، روزی بود که خماری را تجربه کردند. یعنی زمانی که فرد دچار بدن‌درد می‌شود، اسهال و بیرون‌روی شدید می‌گیرد، حوصله هیچ‌کاری و حتی حوصله خودش را ندارد، خوابش نمی‌برد و بسیاری از مشکلات دیگر در صور پنهان و آشکار برایش رخ می‌دهد، تازه متوجه می‌شود که چه بلایی سرش آمده است.
اما اینکه چه بلایی سر فرد آمده است، تا روزی که آقای مهندس به این «صورت‌مسئله» پرداختند، برای همه ناشناخته بود. فرد با خود می‌گفت: خدایا چرا من این‌گونه شده‌ام؟ من قبلاً کار می‌کردم، رانندگی می‌کردم، پشت فرمان می‌نشستم و هیچ مشکلی نداشتم. چرا اکنون اگر مواد مصرف نکنم، هیچ کار دیگری نمی‌توانم انجام دهم؟
صورت‌مسئله ناپیدا و ناشناخته بود. در آن زمان چه راهکارهایی ارائه می‌دادند؟ می‌گفتند سه روز در خانه بخوابی درست می‌شود! یادم هست یک‌بار که برای آزمایش ازدواج می‌خواستم ترک کنم، سه روز در خانه خوابیدم. روز چهارم گفتم درست نشد. اما این سوال همواره در ذهنم بود که چه بلایی سر من آمده است؟
آقای مهندس نیز این سوال در ذهنشان مطرح شد و به جواب آن رسیدند که چه بلایی سرشان آمده است. صورت‌مسئله اعتیاد می‌گوید: در اثر استفاده مکرر از مواد مخدر، بخشی از سیستم‌های داخلی جسم دچار خرابی و اختلال شده است. امروزه به آن سیستم‌های ایمنی، سیستم‌های ضددرد، یا بحث ناقل‌های عصبی و نوروترانسمیترها می‌گویند که این تعاریف روزبه‌روز کامل‌تر می‌شوند.
اما تعریف ساده و قابل درک برای همه در کنگره ۶۰ این است: یک‌سری مواد مخدر به‌صورت طبیعی در بدن همه موجودات وجود دارد که در اثر مصرف مداوم مواد مخدر بیرونی، آن سیستم‌های داخلی از کار افتاده‌اند.
حال اگر بخواهیم در اینجا درمان شویم و دیگر مواد مصرف نکنیم، باید چه کنیم؟ باید کاری انجام دهیم که آن سیستم‌ها مجدداً فعال شوند. بنابراین وقتی ما به کنگره می‌آییم، به قول آقای مهندس، ما معتاد ترک نمی‌دهیم؛ ما نمی‌آییم موادمان را کنار بگذاریم و بگوییم مواد را کنار گذاشته‌ایم. ظاهراً این‌طور به نظر می‌رسد که داریم داروی خود را کم می‌کنیم و مواد را کنار می‌گذاریم، اما در واقع به‌آرامی در حال فعال کردن آن سیستم‌های درونی هستیم.
یعنی وقتی صورت‌مسئله اعتیاد را متوجه شدیم، آرام‌آرام آن سیستم‌ها را دوباره فعال می‌کنیم. زمانی که آن سیستم‌ها مجدداً در جسم ما فعال شدند، دیگر حالت خماری را احساس نمی‌کنیم. آن روز می‌شود روز قطع مصرف؛ و حالمان هم بسیار خوب است. مصرف دارو را قطع می‌کنیم و حال عمومی‌مان نیز فوق‌العاده خوب خواهد بود. بنابراین باید حواسمان به این موضوع باشد که «صورت‌مسئله اعتیاد» یعنی چه. همه ما باید این مفهوم را کاملاً درک کنیم تا ان‌شاءالله بتوانیم به نتیجه مطلوب برسیم. علاقه‌مند هستم از مشارکتهای شما عزیزان نیز استفاده کنم، بنابراین سخنانم را در همین‌جا به پایان می‌برم. از اینکه به صحبت‌های من توجه کردید، سپاسگزارم.

عکس و تایپ و تنظیم: مسافر امید

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...