مطلبی که در این سیدی راجع به آن بحث شد، مربوط به تاریخ ۷۶/۰۱/۱۶ تحت عنوان جرقه است. استاد میفرمایند: «ما خوب هستیم و در پی آنچه تقدیر ما را هدایت میکند.» در اینجا سوالی پیش میآید که مگر تقدیر انسان را هدایت میکند؟ در پاسخ باید گفت بله!
آقای مهندس میفرمایند: «هدف من از بیان صحبتهایم، شناخت انسان است، به اعتقاد تمام بزرگان، انسان موجودی کاملاً ناشناخته است و تا زمانی که انسان را به طور کامل نشناسیم، نمیتوانیم به آن شرایط لازم و آرامش برسیم.»
بعضی از علما و دانشمندان معتقد هستند که زندگی جبر و یکسری دیگر اعتقاد دارند که زندگی اختیار است و برخی بر این باور هستند که زندگی نه جبر و نه اختیار است. برای مشاهده جهان آفرینش نمیتوان تنها از پنج حس ظاهر استفاده کرد؛ زیرا مطالب بسیاری در پشت پرده قرار دارد. ما بارها گفتهایم که تنها پنج درصد از جهان هستی را میشناسیم و نود و پنج درصد آن برای ما ناشناخته و پنهان است؛ پس با پنج حس میتوان قلههای بسیاری را فتح کرد؛ اما یکسری مسائل در پشت پرده قرار دارد که برای ما قابل شناسایی نیست!
در کنگره۶۰ گفته میشود زندگی براساس سه اصل خواست، تقدیر و فرمان الهی استوار است. فرمان الهی بیشتر برای افراد خاص صادر میشود و در خصوص افراد عام شامل؛ سیل، زلزله و خشکسالی است.
خواست شامل موضوعی است که ما خواهان آن هستیم و تقدیر به معنای سرنوشت و نامه پیشین است. ما در زندگی برمبنای خواست، تصمیمگیری میکنیم و با تقدیر کاری نداریم؛ زیرا اگر بخواهیم به تقدیر اکتفا کنیم، موقع رویارویی با مسائل میگوییم این تقدیر ما است!
جهان آفرینش براساس یک حساب بسیار دقیق برپا و به گونهای برنامهریزی شده که بر مبنای عمل و عکسالعمل است؛ به عبارت دیگر این سیستم بهگونهای طراحی شده که هر عمل، واکنشی دارد و ما هر آنچه کاشتهایم، همان را برداشت میکنیم که این عین تقدیر است که برای ما رقم میخورد.
تقدیر مانند تیری است که در چلهی کمان پرتاب شده و قطعاً به هدف خود برخورد میکند. موضوع حائزاهمیت این است که برخورد ما با تقدیر چگونه است؟ آیا هنگام رویایی با تقدیر ناراحت میشویم یا خیر!
استاد میفرمایند: «ما در انسان طبق فرمان، یک جرقه تولید میکنیم، میشود این جرقه به یک ذخیره قابل مصرف تبدیل شود و یا میتواند به یک شعله آتش تبدیل شده و یک منطقه را بسوزاند.» به دیگر سخن، انسان باید قدردان داشتهها و جایگاه خود بوده و از آنها به درستی استفاده کند، حال انسان در مسیر حیات خود و جرقههایی که برای او زده میشود، با عناصر مخرب و مفید بسیاری مواجه میشود که با انتخاب صراط مستقیم با راهیان نور همراه میشود.
در ادامه سیدی راجع به حس صحبت شد که یکی از ویژگیهای آن گیرندگی است. ما انسانها دارای پنج حس ظاهر و پنج حس باطن هستیم که باعث حرکت ما میشود.
بعضی مسائل ما را انتخاب میکنند، مانند محبت؛ به دیگر سخن محبت انسانی را انتخاب میکند که ظرفیت و شایستگی آن را داشته باشد؛ زمانی که ظرف وجود انسان، سرشار از کینه و نفرت باشد، دیگر محبت در آن جایی ندارد؛ اما اگر انسانی صادق، صالح و درست باشید، آنگاه محبت و عشق شما را انتخاب میکند! حتی دوست داشتنهای واقعی ما، پس از مرگ نیز پابرجا خواهد بود. اشخاصی که محبت ندارند؛ همچون ظروف تهی هستند. اصل محبت برپایه علم و دانش استوار است.
با محبت میتوان انسانهایی که ناجور هستند را رام کرد؛ اما باید این نکته را در نظر گرفت که این موضوع برای تمام انسانها امکانپذیر نیست؛ زیرا اذن و اجازه آن از جانب خداوند صادر نشده است؛ پس اگر شما چندین مرتبه محبت کردید؛ اما در شخص مقابل اثرگذار نبود، باید او را رها کرده و بیش از این انرژی خودتان را صرف نکنید.
زمانی که انسانها از خودشان گذشته و به دیگران کمک میکنند، آن کمک به خودشان بازمیگردد؛ مانند کنگره۶۰ که از ابتدا تمام خدمات آن به طور رایگان ارائه شد؛ اما در ادامه شرایط بهگونهای پیش رفت که هماکنون کنگره از لحاظ مالی بسیار قوی بوده و خداوند به آن برکت میدهد.
گاهیاوقات ما کاری را انجام میدهیم که در قبال انجام آن کار از دیگران توقع و انتظار داریم؛ مانند زمانی که روزه میگیریم و از دیگران توقعات بسیار داریم و اینکار اصلاً درست نیست!
بعضی مسائل نیازمند گذر زمان هستند و باید در قبال آنها صبر و حوصله داشته باشیم.
در پایان سیدی راجع به روح گفته شد که الهی بوده و جمع بسته نمیشود و با ورود موجود به مرحله انسانی، به این مقام نائل میشود. دوره تکاملی از انسان آغاز میشود و در واقع در مقطع انسانی است که بسیاری از مطالب به معنا میرسد و برای او تکلیف واجب میشود؛ در صورتی که در مورد حیوانات هیچ درخواستهایی نیست و مآخذهای هم در مورد او صورت نمیگیرد.
تهیه و تایپ: راهنما مسافر عباس
ویرایش متن: مسافر محمود( نگهبان سایت)
ارسال: سایت نمایندگی ملاصدرا
- تعداد بازدید از این مطلب :
134