به نام خداوند بزرگ
روزگاری فکر میکردم مواد مخدر بهترین دوستیست که از خانواده و بچههایم نیز به من نزدیکتر است. موادی که ۲۵ سال همدمم شد و بهظاهر لذت میداد و سرخوش بودم غافل از اینکه ذرهذره زندگیام تخریب
میشد و هیچ پیشرفتی نبود. با اینکه کار میکردم و درآمد داشتم؛ اما حرکت خوبی صورت نمیگرفت همه چیز راکت بود و درجا میزدم. مهمتر از همه سلامتیام بود که مثل شمع، آب میشدم.
از تختخواب و کالای خواب قشنگی که داشتم استفاده نمیکردم؛ زیرا تبدیل به فردی کارتنخواب در خانهی خودم شده بودم. روی تشکی نازک با یک بالشت تا پاسی از شب حتی بعضیاوقات تا صبح در حال مصرف مواد خانمانسوز بودم. هیچگاه خستگیام گرفته نمیشد و مرا بیشتر به قعر چاه میبرد. متوجه هیچچیز نبودم، شاید هم وقتش نرسیده بود، نمیدانم! ولی حالا که عضو کنگره هستم بسیار خوشحالم و خداوند را بینهایت سپاسگزار بابت این صندلی که جنسش در ظاهر از پلاستیک است؛ ولی من میگویم از طلاست! این موهبت رایگان در اختیارم گذاشته شده اما من قبلاً هزینهی گزافی برای رسیدن به آن پرداخت کردهام.
خداوندا ممنونم که بهسوی نور هدایتم کردی تا بقیهٔ عمرم را به بهترین شکل، آگاهانه زندگی کنم و سلامتی، موفقیت و سعادت را به خود و خانوادهام هدیه نمایم.
جا دارد تشکری ویژه کنم از بنیانگذار کنگره ۶۰ جناب آقای مهندس حسین دژاکام گرامی و دستان پرمهرشان را میبوسم.
همچنین از راهنماهای بزرگواری که صادقانه و بیریا خدمت میکنند قدردانی نموده و از خداوند برایشان بهترینها را خواهانم.
خیرپیش.
نگارش: مسافر سجاد از لژیون پنجم
ویرایش: مسافر حسین
ارسال: مسافر امیرعلی
مرزبان خبری: مسافر مرتضی
نمایندگی عصارزاده
- تعداد بازدید از این مطلب :
17