همسفر لیلی(لژیون چهارم):
گاهی به گذشته که فکر میکنم، باورم نمیشود امروز اینجا ایستادهام و با آرامش از روزهایی حرف میزنم که زمانی برایم پر از نگرانی بود. من یک همسفر هستم؛ کسی که در کنار مسافرش قدم برداشت و در این مسیر، خودش هم بارها زمین خورد و دوباره بلند شد. روزهایی بود؛ که نمیدانستم باید چه کار کنم، فقط میدانستم؛ که باید امید خود را حفظ کنم و تسلیم سختیها نشوم. کمکم یاد گرفتم مسافرم را رها کنم تا خودش مسیر درمان را طی کند و من هم روی خودم و آموزشها کار کنم. فهمیدم؛ که با محبت و آرامش میتوانم بیشتر از نگرانی و ناراحتی، کنار مسافرم باشم. هر تغییر کوچک او، برای من یک اتفاق بزرگ بود و هر قدمی که به جلو برداشت، امید تازهای در دلم زنده کرد. امروز؛ که من و مسافرم به رهایی رسیده ایم بیشتر از هر چیز خدا را شکر میکنم که فرصت دوبارهای برای ساختن به ما داد. از راهنمای خوبم که در روزهای سخت دستم را گرفت و به من یاد داد چگونه همسفر خوبی باشم، از صمیم قلب سپاسگزارم. امروز دیگر به گذشته با حسرت نگاه نمیکنم؛ به آن روزها به چشم درسهایی نگاه میکنم که من را به امروز رساند.
نویسنده:همسفر لیلی رهجوی راهنما همسفر حدیقه (لژیون چهارم)
رابط خبری: همسفر کریما رهجوی راهنما همسفر حدیقه (لژیون چهارم )
ویراستار: همسفر فهیمه( راهنمای تازه واردین )
تنظیم و ارسال همسفر سحر( راهنمای لژیون ششم )
لژیون خدمتگزار: لژیون ششم
همسفران نمایندگی گرگان
- تعداد بازدید از این مطلب :
131