سلام دوستان نوشین هستم یک همسفر؛ عضو لژیون سردار
به نام نامی الله که اولین بخشنده هست و بیدریغ میبخشد، به همه و همه، برایش فرقی ندارد که گناهکاری، خطاکاری و یا در صراط مستقیم هستی.
در مورد سؤالی که فرمودید باید بگویم که از زمان تشکیل لژیون سردار در من ایجاد انگیزه شده بود ولی زمانش الآن بود و من فرمانبرداری از راهنمای خوبم خانم صبا کردم.
راستش اصلاً خودم را لایق این کار نمیدانستم، چون جایگاه را جایگاه بزرگی میدانم. البته روایتها و آیات زیادی را در این زمینه خواندم و همیشه از خدا میخواستم که بتوانم ببخشم.
معاملهای باکسی حتی از خداوند بلندمرتبه ندارم، از خودمم چیزی ندارم و هر چه هست از لطف بیانتهای خداست.

بهخوبی به خاطرم هست که حدود 10 سال پیش میخواستیم خانهٔ خیلی کوچکی بخریم، بهسختی مبالغ را جور کردیم ولی در آخر 10 میلیون کسر داشتیم.
خدا رفتگان همهٔ عزیزان را بی آمرزد ؛
از پدرم مبلغی به من رسیده بود که همهٔ آن بیخودی از بین رفت و یکمیلیون مانده بود که من عهد کردمان مبلغ را در زندگیام استفاده نکنم و برای امور خیر بگذارم و ثوابان را به پدرم هدیه کنم.
تا اینکه در آن روزهای سخت خواستم این یکمیلیون را برای خرید خانه بدهم که در مسیر بانک بودم که مادر دوست پسرم که پدر نداشت را دیدم؛ متوجه شدم که مستأجر بودند و یکمیلیون برای پول پیش خانه کم دارند، بنابراین بدون مکث با ایشان به بانک رفتیم و پول را دادم.
چند روز بعد یکی از عزیزانی که فکرش را نمیکردیم 10 میلیون به ما داد. این بازیهای روزگار بیحسابوکتاب انجام نمیشود.
این ماجرا را گفتم که در ادامه بگویم ایمان من به این موضوع سر جای خودش بود؛ و عمیقتر هم شده بود؛ اما موانعی وجود داشت.
در لژیون سردار با استادی جناب آقای زرکش و مشارکتهای ارزنده اعضای لژیون سردار به من بسیار تا بسیار کمک کرد؛ البته چند بار هم مهمان لژیون سردار در شعبه خودمان شادآباد شدم و ذهنم مستعد شد و پاسخ سؤالاتم را گرفتم.
من پارسال این مبلغ را نداشتم ولی برنامهریزی کردم که بتوانم تا امسال 5 میلیون جمع کنم و پدرم را به توصیه خانم صبا عضو لژیون سردار کنم. چه خوب است که انسان در زمان حیات خودش با دست خودش این کار را انجام بدهد.
من مطمئن هستم که پدرم به این کار من نیاز دارد و امیدوارم برایم دعا کند تا من هم بتوانم از خودم صالحات و باقیات خوبی بهجا بگذارم.
و چهکاری بهتر از سرمایهگذاری در کنگره 60، جایی که بهترین بهره را بردم.
میگویند چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است.
خانهٔ من کنگره است، مکان آموزش من کنگره است، مکانی که در آن سر از خاک درآوردم و در حال رشد کردن هستم.
زمانی که از همهجا مانده و راندهشده بودم و حتی مادرم هم تحمل نداشت من را ببیند، بار غم من را کم کند و من را از سیاهیها و تاریکیها جدا کند، مکان امن و مطمئنی به نام کنگره من را تحمل کرد و بستری برای رشد خودم و خانوادهام شد.
دیگران کاشتند و ما خوردیم، ما میکاریم تا دیگران بخورند؛ مکان را برای من مهیا کردند، پس حقالناس و حقوق دیگران را بشناسم و انجاموظیفه کنم تا دینی به گردنم نماند. از خودمان غافل نباشیم، باور داشته باشیم سهیم بودن ولو درصد ضعیفی ثبت و ضبط میشود.
حضرت علی در خطبه 137 در این مورد توضیحاتی دادند که بسیار آموزنده هست. در سوره بقره میفرمایند که کسی با بخشش فقیر نمیشود، یعنی مراقب نیروهای بازدارنده باشیم که ما را از فقر نترسانند. الشیطان یعدکم الفقر شیطان ما را از فقر میترساند و سدی میشود برای بخشش از مال، پس مراقب باشم.
سوره اعراف آیه 220 جامعترین آیه اخلاقی هست که میفرماید عفو و گذشت داشته باشید و از انسانهای جاهل اعراض کنید. این کار، کار آسانی نیست، فرمان به نیکی کار آسانی نیست و چون سخت میفرمایند پس به خدا پناه ببر و ببخش .
بخشش مراتب زیادی دارد از خود شروع میشود و ادامه پیدا میکند.
البته من تعهد دادم و امیدوارم بهزودی باقیماندهٔ پول را در این بهشت روی زمین سرمایهگذاری کنم باشد که خیر کثیر و برکات آن برسد به روح پدر عزیزم، روحش شاد و قرین نعمت.
در آخر از خدا میخواهم که امسال شعبه شادآباد هم مکانی دائمی نه استیجاری داشته باشد.
امیدوارم در ادامه خودم هم عضو لژیون سردار بشوم و بتوانم تواناییهایم را باور کنم و انسان پولدار و بخشندهای بشوم. از تمام اعضای سردار و همچنین دنورها سپاسگزارم.
خدا به جان، مال و فرزندانشان برکت، رحمت و نظر خاص داشته باشد و همیشه همچون ستارگان پرنور بدرخشند.
از جناب مهندس سپاسگزارم که اجازه بخشیدن را به ما دادند و ما را هم سهیم کردند ، برایشان بهترینها رو آرزومندم.
نگارنده: همسفر نوشین؛ کمک راهنمای محترم لژیون دوم
ارسال: همسفر لیلا