وقتی از اعتیاد حرف میزنیم، معمولاً اولین چیزی که به ذهن ما میرسد، فردی است که گرفتار مواد شده است و زندگی خود و خانوادهاش را تحت تأثیر قرار داده است؛ اما اگر کمی عمیقتر نگاه کنیم، میبینیم اعتیاد فقط یک فرد را درگیر نمیکند؛ بلکه آرامآرام به خانواده، روابط اجتماعی، اقتصاد و حتی آینده یک جامعه آسیب میزند. به نظر من برای شناخت درست اعتیاد، نباید فقط به خود مادهمخدر نگاه کنیم؛ بلکه باید ببینیم چه چیزی باعث میشود یک انسان به جایی برسد که برای مدتی کوتاه آرامش خود را در چیزی پیدا کند که در نهایت آرامش و زندگیاش را از او میگیرد.
هیچکس با آرزوی معتاد شدن زندگی خود را شروع نمیکند. بسیاری از افرادی که امروز گرفتار اعتیاد هستند، روزی مثل همه ما آرزو، امید، خانواده و برنامههایی برای آینده داشتهاند. گاهی یک کنجکاوی ساده، دوستی نامناسب، فشار روحی، شکست، تنهایی، مشکلات خانوادگی، بیکاری یا فرار از واقعیتی سخت، میتواند شروع مسیری باشد که برگشتن از آن آسان نیست. مشکل اصلی اینجا است که جامعه گاهی فرد معتاد را فقط با یک برچسب میبیند و فراموش میکند پشت این برچسب، یک انسان قرار دارد.
وقتی فردی را تحقیر میکنیم، از او فاصله میگیریم و به او اجازه نمیدهیم، دوباره خودش را پیدا کند، در واقع ممکن است شرایط بازگشت او به زندگی سالم را سختتر کنیم؛ البته این به معنی نادیده گرفتن مسئولیت فرد در برابر رفتار خودش نیست، هر انسانی در برابر انتخابهای خود مسئول است؛ اما مسئولیتپذیری با طردکردن و تحقیرکردن تفاوت دارد. اعتیاد بیماری و مشکلی پیچیده است که درمان آن فقط با توصیه و نصیحت حل نمیشود. همانطور که برای بسیاری از بیماریها فرد به پزشک، درمان و حمایت نیاز دارد، فرد گرفتار اعتیاد نیز به درمان تخصصی، حمایت خانواده و مهمتر از همه فرصت دوباره برای ساختن زندگی نیازمند است.
خانواده نقش بسیار مهمی دارد. خانواده یک فرد درگیر اعتیاد هم آسیب میبیند، اضطراب، بیاعتمادی، مشکلات مالی، دعوا و نگرانی برای آینده زندگی اعضا خانواده را تحت فشار قرار میدهد. به همین دلیل حمایت از خانواده در کنار درمان فرد معتاد اهمیت زیادی دارد. از طرف دیگر، پیشگیری باید بسیار جدی گرفته شود؛ اگر بخواهیم با اعتیاد مبارزه کنیم؛ نباید فقط زمانی وارد عمل شویم که فرد به مرحله وابستگی شدید رسیده است؛ باید از سالهای کودکی و نوجوانی درباره مهارتهای زندگی، کنترل احساسات، انتخاب دوست، نه گفتن، حل مسئله و راههای سالم مقابله با فشارهای زندگی آموزش داده شود.
نوجوانی که یاد گرفته باشد در زمان شکست و ناراحتی چهگونه خودش را مدیریت کند، کمتر برای فرار از مشکلات به راههای خطرناک پناه میبرد. به نظر من، مبارزه با اعتیاد فقط وظیفه یک نهاد یا یک خانواده نیست. مدرسه، خانواده، رسانه، جامعه، مراکز درمانی و مسئولان هر کدام بخشی از این مسئولیت را برعهده دارند؛ اگر بیکاری، فقر، ناامیدی و نبود امکانات تفریحی و فرهنگی را نادیده بگیریم، نمیتوانیم انتظار داشته باشیم با چند شعار مشکل اعتیاد از بین برود. جامعه سالم جامعهای نیست که در آن هیچ فردی زمین نمیخورد، جامعه سالم جامعهای است که وقتی انسانی زمین خورد، کمک میکند دوباره بلند شود.
صورتمسئله اعتیاد در حقیقت، صورت مسئله انسان است، انسانی که ممکن است در بخشی از زندگی خود خسته، ناامید، تنها یا گرفتار شده باشد؛ بنابراین اگر میخواهیم با اعتیاد مقابله کنیم؛ باید همزمان با موادمخدر با عواملی که انسان را به سمت آن سوق میدهند، نیز مقابله کنیم. پیشگیری، آگاهی، درمان درست، حمایت خانواده و پذیرش اجتماعی میتوانند دست به دست هم دهند تا راه بازگشت برای فرد گرفتار باز بماند. شاید مهمترین نکته این باشد که هیچ انسانی را نباید فقط با بدترین اشتباه زندگیاش تعریف کنیم. گاهی یک فرصت، یک همراهی درست و یک برخورد انسانی میتواند آغاز دوبارهای باشد. مبارزه واقعی با اعتیاد زمانی اتفاق میافتد که علاوه بر ترس از مواد، امید به زندگی را هم در انسانها تقویت کنیم؛ چون انسانی که برای آیندهاش امید دارد، دلیل بیشتری برای حفظ خود و زندگیاش خواهد داشت.
نویسنده و رابط خبری: همسفر الهام رهجوی راهنما همسفر ناهید (لژیون چهارم)
ویرایش: همسفر مهناز رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون پانزدهم) دبیر اول سایت
ارسال: همسفر سمیه رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون پانزدهم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی کوروش آذرپور
- تعداد بازدید از این مطلب :
110