English Version
This Site Is Available In English

انسان از دل تاریکی‌ها طلوع می‌کند

انسان از دل تاریکی‌ها طلوع می‌کند

بنی‌ آدم اعضای یک‌دیگرند که در آفرینش ز یک گوهرند، چو عضوی به درد آورد روزگار دگر عضوها را نماند قرار‌.

پیش از ورود به کنگره اغلب اوقات از خداوند درخواست می‌کردم که فرشته‌ای سر راه زندگی‌ من قرار دهد و یا اگر بی‌هدف و پوچ زندگی می‌کنم آن را به پایان رساند؛ زمانی‌که مسیر کنگره برای ما نمایان شد خداوند نه تنها یک فرشته، بلکه صدها فرشته سر راه ما قرار داد زمانی با حال بسیار بد وارد کنگره شدم ناامیدی کاملاً در من ریشه داشت اغلب با خود فکر می‌کردم این مشکل تنها مخصوص مسافر من است و خود او بایستی آن را حل کند همچنین درگیر منیت بسیار زیادی بودم و مدام به مسافر خود می‌گفتم: کارهای نادرست تو سبب شده من از دیگران دور شوم و گاهی مواقع بایستی به اجبار دروغ بگویم؛ اما با ورود به لژیون و بهره‌مندی از آموزش‌های راهنمای خوبم آموختم که بایستی ابتدا مشکلات خود را بپذیرم و تنها مسافرم را مقصر ندانم سپس او را رها کنم و به درون خود بازگردم و گره‌های درونی خود را باز کنم همچنین بایستی در این مسیر صبر پیشه کنم در اوایل سفر به هیچ‌ عنوان متوجه صحبت‌های استاد نبودم با وجود این‌که تمام مشکلات ما به‌دلیل پیمودن راه نادرست بود؛ اما من هرگز این موضوع را درک نمی‌کردم اکنون خداوند را شاکر هستم که توانسته‌ام ذره‌ذره از اعماق تاریکی‌ها و ناامیدی بیرون آیم و به حال‌خوش برسم ان‌شاءالله که بتوانیم قطره‌ای از این اقیانوس پر از محبت باشیم.

نویسنده: راهنمای تازه‌واردین همسفر رضوان

این روزها حال من از همیشه بهتر است می‌دانی چرا؟ زیرا چشمانم از همیشه بازتر شده به داشته‌های‌ خود نگاه و گاهی مقایسه می‌کنم؛ اما مقایسه‌ای متفاوت، زندگی امروز خود را با سال‌ها قبل مقایسه می‌کنم اکنون همسری در کنار خود دارم که پیش از این حضور آن را در خانه احساس نمی‌کردم فرزندانی دارم که از مشاجره‌های شدید میان پدر و مادر رهایی یافته‌اند زمانی‌که به خود نگاه می‌کنم حیرت‌زده می‌شوم که چه‌ اندازه تغییر کرده‌ام دیگر از آن بیماری‌ها و سردرد‌های عصبی خبری نیست دیگر از سروصدای بچه‌ها، تابش خورشید سوزان یا انتظار کشیدن دلگیر نمی‌شوم و به معنای واقعی کلمه به آرامش رسیده‌ام اکنون به آرامش رسیده‌ام از زندگی با تمام ناملایمت‌ها لذت می‌برم و از خدای خود سپاسگزارم. زمانی در میان شکست‌ها و ناکامی‌های زندگی دست‌وپا می‌زدم به خیال خود به آخر خط رسیده بودم و به دنبال منجی می‌گشتم تا بتواند من را از این وضعیت نجات دهد همان اندک امید در من باعث شد که راه را بیابم و حرکت کنم سرانجام قدم در مسیر کنگره نهادم و با تلاش برای درک آموزش‌ها و فرمان‌برداری از راهنمایان خوبم آهسته و پیوسته این راه برایم هموار شد اکنون چهار سال از ورود من به کنگره می‌گذرد روزبه‌روز عشق من به هستی بیشتر می‌شود و مشتاق هستم این عشق را به دیگر همسفران خسته بیاموزم عشقی که از معلمی بزرگ به نام آقای مهندس آموختم عشقی که هرچند اندک است؛ اما قطره‌ای در این اقیانوس بیکران است.

نویسنده: راهنمای تازه‌واردین همسفر سهیلا

روزی بود که همراه خانواده‌ در تاریکی‌های سنگین اعتیاد زندگی می‌کردیم روزهایی که غم، نگرانی، ترس و ناامیدی آرام‌آرام جایگزین لبخندهای ما شده بود آن زمان به اشتباه گمان می‌کردیم که دیگر راهی برای بازگشت به آرامش وجود ندارد؛ اما درست در همان لحظه خداوند دری به روی ما گشود به نام کنگره۶۰، زمانی‌که قدم به کنگره نهادم با دل‌هایی خسته، هزاران سؤال و با امیدی که هنوز در وجود ما زنده بود و از آن بی‌خبر بودیم آن‌چه در کنگره دریافت کردیم فراتر از آموزش بود؛ زیرا عشق، محبت، صبر، دانایی و امید را آموختیم و نیز آموزش گرفتیم که انسان می‌تواند از عمیق‌ترین تاریکی‌ها عبور کند و شاهد طلوع باشد کنگره به من و خانواده‌ام آموخت اعتیاد، تنها یک انسان را درگیر نمی‌کند؛ بلکه خانواده نیز در این مسیر رنج می‌برند و نیازمند آموزش و آرامش هستند همچنین در کنار هم بودن، دوست داشتن یک‌دیگر و بخشش را فرا گرفتم اکنون که به گذشته نگاه می‌کنم در باورم نمی‌‌گنجد انسان‌های که روزی در تاریکی گرفتار بودند اکنون قادر خواهند بود با امید به آینده نگاه کنند و از حال‌‌خوش خود صحبت کنند گرچه من و خانواده‌ام روزی در تاریکی اعتیاد بودیم؛ اما امروز به لطف خداوند و با تکیه بر آموزش‌ها، محبت‌ها و عشق بی‌منت کنگره۶۰ درمان شده‌‌ و به حال‌خوش رسیده‌ایم اکنون به خوانندگان این نوشته که در تاریکی اعتیاد گرفتار هستند از صمیم قلب می‌گویم: ناامید نباشند من هم روزی گمان می‌کردم شاید هیچ راهی وجود نداشته باشد؛ اما امروز اینجا ایستاده‌ام تا بگویم راهی هست گاهی کافی است تنها قدم برداری ممکن است همین یک قدم، آغاز سفری باشد از تاریکی به روشنایی از رنج به آرامش و از ناامیدی به زندگی؛ زیرا به چشم خود مشاهده کردم عشق می‌تواند آغازگر یک تغییر بزرگ باشد سپاسگزار خداوند هستم که‌ مسیر کنگره۶۰ را برای ما نمایان کرد از صمیم قلب برای تمام افرادی که هنوز در تاریکی به سر می‌برند آرزو می‌کنم روزی برسد که طعم آرامش، عشق و حال‌خوش را تجربه کنند به امید روزی که هیچ خانواده‌ای اسیر تاریکی اعتیاد نباشد.

نویسنده: راهنمای تازه‌واردین همسفر عشرت

رابط‌خبری: همسفر مهناز (لژیون تازه‌واردین)
عکس: همسفر مهسا رهجوی راهنما همسفر مرضیه (لژیون هشتم)
ویرایش: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر شهلا (لژیون بیست‌وهشتم)
ارسال: همسفر عاطفه رهجوی راهنما همسفر سمیه (لژیون‌ بیستم) دبیر‌اول سایت
همسفران نمایندگی سلمان فارسی اصفهان

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...