کنگره۶۰ نه تنها مکانی برای درمان اعتیاد بلکه دانشگاهی برای یادگیری هنر زیستن است. در میان ستونهای استوار این بنا، جایگاه «دیدهبان» تجلیگر نگاهی وسیع، دلسوزانه و دوراندیشانه است. نمایندگی بندرعباس این افتخار را داشت تا میزبان دیدهبان رابط شعب مسافر مهدی باشد. در این نشست سعی کردیم با نگاهی فراتر از عناوین رسمی، به خلوت اندیشههای کسی برویم که سالها با استقامت در مسیر خدمت، به الگویی برای همگان بدل شده است. با هم این گفتوگوی دلنشین را مرور میکنیم.
مسافر مهدی با تخریب 13 سال آنتیایکس مصرفی شیره و تریاک وارد کنگره شدند. به 13 ماه به راهنمایی آقای مهندس سفر کردند. هم اکنون به مدت ۱۵ سال است که به لطف خدا و دستان آقای مهندس آزاد و رها هستند. ایشان در رشته ورزشی راگبی فعالیت دارند.
لطفاً بفرمایید: اگر میتوانستید با خود روزهای ابتدایی ورودتان به کنگره۶۰ صحبت کنید، چه جملهای به آن فرد میگفتید؟
خب یادم هست روزی که وارد کنگره شدم، یکی از دوستانم که هنوز هم در کنگره حضور دارند و خدمت میکنند، مرا در آغوش گرفت و گفت: مقدسترین سرزمینی که من تا به حال در آن پا گذاشتهام کنگره است؛ فقط وقتی آمدی، وارد شو، به کنگره بچسب و آن را رها نکن. از آن روز ۱۶ سال میگذرد و من در کنگره ماندهام، آن حرف واقعاً من را تکان داد.
اگر بخواهید فقط یک اصل از آموزشهای کنگره را به یک تازهوارد منتقل کنید آن چیست؟
محبت کردن! سعی کنید با تمام وجود، محبتی را که در کنگره دیدهاید انتقال دهید. ما انسانها نیازمند محبت هستیم. شخصی که تازهوارد است، از همهجا رانده و مانده شده و محبتی ندیده است؛ وقتی به کنگره میآید، مخصوصاً راهنمایان تازهواردین اگر این موضوع را خوب درک کنند و به افراد محبت کنند، آن شخص در کنگره ماندگار میشود.
آیا زمانی بوده که در مسیر خدمت احساس خستگی، ناامیدی یا تردید کنید؟ چگونه از آن مرحله عبور کردید؟
اصلاً هیچوقت احساس ناامیدی نکردهام، با اینکه مسئولیت در کنگره بسیار سنگین است و گاهی از صبح تا شب سر پا ایستادهام و مشغول صحبت و انجام خدمت بودهام؛ اما در طول سالهای خدمتم در کنگره، هیچوقت احساس خستگی نکردهام. شاید برای کارهای شخصی خودم در جامعه خسته شوم؛ اما برای کنگره هیچگاه خسته و ناامید نمیشوم.

به نظر شما بزرگترین تفاوت میان خدمت کردن و دیده شدن در جایگاه خدمت چیست؟
بعضیها خدمت میکنند تا دیده شوند؛ در صورتی که این یک اشتباه بسیار بزرگ است. انسانی که بخواهد برای دیدهشدن خدمت کند، ممکن است هر کاری انجام دهد؛ حق دیگران را ضایع کند، پشت سر دیگران صحبت کند و مسائلی از این دست، چنین فردی کاملاً در اشتباه است و در کنگره هم به این رفتارها پاسخی داده نمیشود؛ اما در مقابل افرادی هستند که نه برای دیده شدن بلکه صرفاً برای خود خدمت و آموزش گرفتن تلاش میکنند. وقتی با نیت آموزش خدمت کنیم، خودبهخود معجزه کنگره را میبینیم. شما وقتی برای کنگره خالصانه خدمت کنید، چه بخواهید و چه نخواهید دیده میشوید.
به عنوان یک دیدهبان، وقتی وارد نمایندگیهای مختلف میشوید، اولین چیزی که ناخودآگاه توجه شما را جلب میکند چیست؟
اولین چیزی که حس میکنم، انرژی کنگره و حس اعضاء آنجاست. ما به دلیل آموزشها یاد گرفتهایم که در شعبه، همسفران و مسافران در کنار هم و با هم همدل باشند؛ به همین دلیل حس همدلی در نمایندگیها بالاست و وقتی وارد شعبه میشوم، این حس قشنگ بلافاصله به من منتقل میشود و توجهم را جلب میکند.
اگر بخواهید یک ویژگی را در اعضاء کنگره۶۰ تقویت کنید آن ویژگی چیست و چرا؟
همه باید تلاش کنند صفت خدمت و آموزش را که اساس و فلسفه کنگره است، درون خودشان زنده نگه دارند و رشد دهند. کسی که فلسفه کنگره را متوجه شود میداند کارش آموزش و خدمت است. من هم تلاش کردهام این ویژگی را در درونم زنده نگه دارم؛ هدفم از زندگی را درک کنم و بدانم هدف ما قبل از خلقت چه بوده است. هدف خلقت، آموزش و خدمت کردن است. اگر هر کدام از اعضاء کنگره هم در این مسیر حرکت کنند مطمئن باشند به آن نقطه امن و آسایش هستی میرسند.
از میان تجربههایی که در سالهای خدمت داشتهاید، کدام تجربه بیشترین تأثیر را بر شخصیت و نگاه شما گذاشته است؟
همه جایگاهها مثل قطعات یک پازل هستند؛ برای اینکه شخصیت شما شکل بگیرد و کامل شود؛ باید همه جایگاهها را تجربه کنید. شاید یک جایگاه تکه کوچکی از این پازل باشد و جایگاهی دیگر بخش بسیار بزرگی را تشکیل دهد. وقتی در جایگاهی قرار میگیرید و خدمت میکنید، شخصیت شما شکل میگیرد. همه جایگاهها برای تکامل شخصیت لازم و ضروری هستند؛ به همین دلیل نمیتوانم بگویم فقط یک جایگاه بهتنهایی روی من تأثیر گذاشته است.
اگر مسافری بعد از پایان سفر اول کنگره را ترک کند و برای ادامه مسیر و آموزش نیاید، چه پیامدهایی برای او و همسفرش خواهد داشت؟
اگر کسی بعد از ورود به سفر دوم کنگره را ترک کند، خیلی خطرناک است. اگر خودتان را قوی نکنید، نیروهای بازدارنده قویتر میشوند و ناخودآگاه در برابر قدرت آنها کم میآورید و متزلزل میشوید؛ باید با آموزش جهانبینی قدرت خود را بالا ببرید. از طرفی اگر همسفر بیاید و مسافر نیاید، این مسیر ناقص میماند؛ شما در کنار هم و با همدیگر به تعادل و تکامل میرسید.
کلام پایانی:
خیلی خوشحالم که شما را میبینم. بندرعباس نمایندگی بسیار خوبی شده است و من واقعاً لذت بردم، خداقوت میگویم. میدانم همسفر من میآید؛ اما اگر کمک و خدمت شما نباشد، شعبه رشد نمیکند. از همه شما سپاسگزارم. با تمام توان به مسیرتان ادامه دهید و انشاءالله خداوند کمک کند تا همگی در مسیر خدمت تأثیرگذار باشیم.
از اینکه وقت خود را در اختیار ما قرار دادید، صمیمانه سپاسگزاریم.
طراح سؤالات و مصاحبهکننده: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر زهره (لژیون اول)
عکاس: همسفر رحیمه رهجوی راهنما همسفر زهره (لژیون اول)
ویرایش و ارسال: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر زهره (لژیون اول) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی بندرعباس
- تعداد بازدید از این مطلب :
798