این دستور جلسه سؤالات زیادی را در دل یک سؤال خلاصه میکند و مجهولات بیشماری را به یک مجهول تبدیل میکند؛ سؤالاتی از قبیل: چرا ترکهای پیدرپی و روشهای گوناگون ترک، حال خوب را نصیب افراد خواستار درمان نمیکند؟ چرا فرد پس از ترک، همیشه باید در چارچوب و تحت کنترل باشد تا با وسوسه مواد مبارزه کند؟ چرا بعضیها بعد از ترک، حتی با شنیدن نام مواد، دوباره به مصرف مواد رجوع میکنند؟ چرا یک مصرفکننده اراده ترک ندارد؟ چرا عده کثیری از مصرفکنندگان حاضرند از خانواده، ثروت و جایگاه اجتماعی خود بگذرند و حتی تا مرحله کارتنخوابی پیش بروند، اما مصرف موادشان را کنار نگذارند؟
تعریف غلط و نبودن علم نسبت به مسئله اعتیاد، روشهای درمان را در سراسر جهان به بیراهه کشانده است؛ چرا که تمامی مراکز ترک اعتیاد، اعتیاد را مسمومیت مزمن میدانند. وقتی مسئله سم در میان باشد، باید سمزدایی انجام شود و با یک آزمایش صوری و قراردادی، موفقیت خود را اعلام میکنند؛ اما فرد پس از یک هفته دوباره به مصرف مواد رجوع میکند که اگر برنگردد، کار عجیبی کرده است! عدم شناخت از مسئله اعتیاد و تعریف غلط آن، راهکار غلطی را نیز در پی خواهد داشت.
طبق تعریفی که سازمان احیای انسانی کنگره۶۰ بیان میکند اعتیاد «جایگزینی مزمن» است. بدن یک فردی که مصرفکننده نیست، هورمونها و مواد شبهافیونی را ترشح میکند. وقتی فرد کمکم شروع به مصرف مواد میکند، در روزهای ابتدایی مصرف هم مواد مخدر از بیرون بدن به او میرسد و هم خود بدن آنها را ترشح میکند. در نتیجه او احساس سرخوشی و حال خوبی را تجربه میکند و تصور میکند مواد برای او کاری انجام میدهد؛ اما از آنجا که بدن انسان هوشمند است، وقتی میبیند مواد از بیرون به او میرسد، در تولید مواد شبهافیونی اختلال به وجود میآید و خود بدن دیگر مانند قبل این مواد را تولید نمیکند، در نتیجه فرد احساس خماری میکند و مواد نیز مانند قبل او را سرخوش نمیکند. اینجاست که فرد یا باید میزان مصرف خود را افزایش دهد یا نوع مواد مصرفی خود را تغییر دهد. با تکرار این موضوع و گذشت زمان، مصرف کننده با بلایی که بر سر جسم خود آورده مواجه میشود.
وقتی تصمیم به ترک میگیرد و راه رسیدن مواد مخدر از بیرون بدن را نیز قطع میکند، با فردی مواجه میشویم که نه بدن او مواد و هورمونهای مورد نیازش را تولید میکند و نه چیزی از بیرون به او میرسد. شاید با علم به این موضوع بتوانیم کاملاً به آنها حق بدهیم و بدانیم که اراده آنها بهمراتب بیشتر از من بوده است؛ چرا که توانستهاند چند روز با بدنی زندگی کنند که نه تولیدی در زمینه خواب دارد، نه شادی و نه هیجان! خود من چند روز میتوانم بیخوابی را تجربه کنم؟ تا چه اندازه میتوانم حس غم را تحمل کنم؟ یا بیحوصلگی را تجربه کنم و در عین حال تظاهر به داشتن صبر داشته باشم؟ یقیناً تعریف درستی که کنگره۶۰ از اعتیاد ارائه کرد، راهکاری درست را نیز در پی داشت. طبق این تعریف اعتیاد بهعنوان «جایگزینی مزمن» شناخته میشود؛ یعنی مخدرهای بیرونی جایگزین مخدرهای طبیعی بدن میشوند و باید فرصت و دارویی در اختیار جسم قرار دهیم تا بتواند خود را مجدداً بازسازی کند.
دارویی با عنوان OT که بیشترین شباهت را به آلکالوئیدهای بدن دارد و با ضریبی مشخص در پلههای بیست و یک روزه و طی ده ماه این شاهکار را رقم میزند؛ بهگونهای که فردی که خواهان رهایی باشد با این متد، بهتدریج میل به مصرف مواد را از دست میدهد و مخدرهای طبیعی بدن نیز بازسازی میشوند. اما در کنار آن، باید جهانبینی فرد نیز اصلاح شود؛ یعنی علم زندگی را نیز از طریق آموزشها به دست بیاورم تا بتوانم نگاهی درست به زندگی داشته باشم. با تیمار جسم و داشتن جهانبینی صحیح، روان فرد نیز چه در آشکار و چه در پنهان به بهترین حالت خود میرسد. در پایان برای خالق این روش، مهندس حسین دژاکام که با ارائه این روش هزاران انسان را از حال بد نجات داده و باعث شدهاند از نعمت زندگی و حیات دوباره استفاده کنند، طول عمری باعزت خواستارم.
نویسنده: راهنما همسفر بهار (لژیون اول)
رابط خبری: همسفر فرزانه رهجوی راهنما همسفر بهار (لژیون اول)
عکاس: همسفر مرجان، مرزبان خبری
ارسال: راهنما همسفر ثریا (لژیون هفتم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی لوییپاستور
- تعداد بازدید از این مطلب :
139